شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد
بیا، ای بخت، کاری کن، که ما را کار پیدا شد
بکنج عافیت، می خواستم، کز فتنه بگریزم
بلای عشق ناگه از در و دیوار پیدا شد
جگر خونست، ازان این گریه خونین پدید آمد
دلم زارست، ازان این نالهای زار پیدا شد
نمی خواهم که: خورشید جمالش جلوه گر گردد
در آن منزل که روزی سایه اغیار پیدا شد
عزیزان را ز سودای کسی آشفته می بینم
مگر آن یوسف گم گشته در بازار پیدا شد؟
طبیبا، هر کرا بیماری هجران فگند از پا
اجل پیش از تو بر بالین آن بیمار پیدا شد
بسویش بگذر، ای باد صبا وزمن بگو آنجا
که: در هجرت هلالی را بلا بسیار پیدا شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از شب هجران و درد و رنجی که به دنبال آن آمده صحبت میکند. او خواهان تغییر شرایط است و امید دارد که بختش تغییر کند. در تلاش برای فرار از فتنههای عشق، ناگهان با مشکلات جدیدی روبهرو میشود که باعث اشک و نالان او شده است. او نمیخواهد که معشوقش ظاهر شود، زیرا در گذشته با وجود افراد دیگری در زندگیاش، بارها درد کشیده است. همچنین، او از حال عزیزانش نگران است و گم شدن یوسف را نماد عشق ناکام میداند. در پایان، شاعر از نسیم صبح میخواهد که پیغامهای هجران و آلام را به محبوب برساند، تا شاید شرایط بهبود یابد.
هوش مصنوعی: شب جدایی رسید و غم و سختیها به اوج خود رسید. بیا، ای شانس، کاری کن که ما به مقصد و کار مناسب برسیم.
هوش مصنوعی: در آرزوی آرامش و امنیت بودم تا از آشفتگیها بگریزم، اما ناگهان آثار عشق از هر سو ظاهر شد و مرا غافلگیر کرد.
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین و زجرکشیده است، و به همین خاطر اشکهایم به شدت سرازیر میشود. همچنین، زاری و نالههای من نیز به دلیل همین درد و رنج عمیق نمایان شده است.
هوش مصنوعی: نمیخواهم که زیبایی او در جایی نمایان شود که روزی سایه دیگران در آنجا به چشم خورد.
هوش مصنوعی: میبینم که عزیزانم به خاطر عشق کسی دچار پریشانی و آشفتگی هستند، مگر اینکه آن یوسف گمشدهای که در بازار است، پیدا شود؟
هوش مصنوعی: ای پزشک، هر کس که از درد جدایی رنج میبرد، مرگ پیش از این، در کنار او ظاهر شده است.
هوش مصنوعی: ای باد صبا، به او سلام برسان و بگو که در دوری و هجرت، هلالی با مشکلات و سختیهای زیادی مواجه شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد
درین گلزار آخر یک گل بی خار پیدا شد
زچشم بد خدا آن خط مشکین را نگه دارد
که از هر حلقه اش انگشتر زنهار پیدا شد
سراپا چشم شو تا دامن دولت به دست آری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.