گنجور

حاشیه‌گذاری‌های رضا از کرمان

رضا از کرمان

سلام بنده محمدرضا ذویاور ساکن کرمان شاعر و دوستدار شعر وادب 


رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۹ - حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانه‌ای خفتند شبی اتفاقا امرد خشت‌ها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشت‌ها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشت‌ها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشت‌ها را چرا نهادی الی آخره:

ذره‌ای سایهٔ عنایت بهترست از هزاران کوشش طاعت‌پرست

سلام 

 در این بخش از مثنوی شریف جناب مولانا به نکته ای  کلیدی اشاره دارد وآن این مطلب است که  ذره ای جذبه وعنایت خداوندی از سالیان سال عبادت وطاعت زاهدان بالاتر است چرا که خشت طاعت  زاهدان توسط شیطان  جابجا میگردد ولیکن جذبه وعنایت الهی همچون امان نامه ایست که از سوی شاه صادر شده وهیچ بنی بشری دیگر قصد تعرض ندارد ودیگر در امان آن پادشاه برو وآسوده وایمن بدون ترس بدخواهان  بخواب .ونکته دیگر تسلیم بودن در مقابل حوادث روزگار است که با مثال شناگر واعجمی موضوع را تبیین نموده . 

 

  شاد باشید 

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۲:

آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید ...

سلام 

آیا در گذشته برای اعلام ماه مبارک رمضان از سوی حکام بیرق خاصی بر افراشته میشده که مولانا بدان اشاره کرده یامقصود چیز دیگری است . برام سوال شد .

ممنونم راهنمایی بفرمایید

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۴ در پاسخ به نون الف دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۲:

سلام 

 خر حضرت عیسی در معانی مختلف در آثار شعرا بکار رفته است  مثل آدم نادان وکودن  وشعر معروف سعدی که ضرب المثل شده  خر عیسی گرش به  مکه برند // چون بیاید هنوز خر باشد

در جای دیگر صاحب هنر وحکمت 

آن خر عیسی مزاج دل گرفت // در مقام عاقلان منزل گرفت

از خر عیسی دریغش نیست قند// لیک خر آمد به خلقت در پسند

خر عیسی است، که از هر هنری باخبر است// هر خری را نتوان گفت که صاحب هنر است

یا کنایه از تن  یا نفس انسانی که حمال روح خدایی است که در اینجا کنایه از نفس  است چنان که عطار در منطق الطیر میفرماید:

 نفس را همچون خر عیسی بسوز // پس چو عیسی جان شو وجان برفروز 

خر بسوز ومرغ جان را کار ساز //تا خوشت روح اله آید پیش باز

 بقول سنایی عیسی اندر آسمان خر در زمین // من نه باعیسی نه با خر مانده ام

 بدین تعبیر خر نماد نفس وتن  ،وعیسی نماد جان انسانی است در جای دیگر از زبان مولانا 

 گفتا که من خربنده ام  پس بایزیدش گفت رو// یا رب خرش را مرگ ده تا او شود بنده خدا 

که متاسفانه اغلب  مردمان فقط در فکر پرورش خر خود میباشند  به عیسی وجودی خود بی توجه اند  

 ترک عیسی کرده خر پرورده ای//  لاجرم چون خر برون پرده ای

طالع عیسیست علم ومعرفت // طالعت خر نیست ای تو خر صفت 

ناله خر بشنوی رحم آیدت// پس ندای خر،خری فرمایدت 

رحم بر عیسی کن وبر خر مکن // طبع را بر عقل خود سرور مکن

طبع را هل تا بگرید زار زار// تو از او بستان ووام جان گزار 

سالها خر بنده بودی بس بود // زانکه خربنده  زخر واپس بود 

( ولیکن ناگفته نماند که اگر اشاره به اتفاقی واقعی در زمان  حیات عیسی مسیح  نموده بنده مطلع نیستم.)

 

  شاد باشی عزیز

 

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۸ در پاسخ به مهدی دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۴:

آقا مهدی سلام 

 

شعرهای ایرج میرزا انتقادی است نه مستهجن  نقد مسایل اجتماعی بوده که هنوز پس از گذشت مدت مدید از زمان سرایش باز هم جزمشکلات لا ینحل جامعه  امروزاست که خود نشان از وسعت دید  وآینده نگری ایشان داشته و حال هرکس ازمنظر خود به قضیه نگاه میکند وهیچ عیبی هم نداره  جناب سعمن هم از این قاعده مستثنی نیست ولیکن نکته حایز اهمیت اینه که هنر باید مردمی وجامعه پسند و راوی مشکلات مردمی باشه و در خصوص شعر شنونده از اون به نوعی منتفع بشه وبقول حافظ :

  نه هرکه چهره بر افروخت دلبری داند// نه هر که آیینه سازد سکندری داند 

هزار نکته باریکتر زمو اینجاست // نه هرکه سر بتراشد قلندری داند 

   شاد باشی عزیز

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۸ در پاسخ به وهاب دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:

سلام 

وهاب عزیز داره به خودش میگه شیر نه معشوقش

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۰ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:

سلام

  یعنی طبع من چون شیره وهرگز نظر به نیم خورده شغال ندارم ، درسته هنوز عاشق توام ولی تو متعلق به دیگری هستی و چشم طمع به ناموس مردم ندارم .

  ضمن اینکه در مصرع دوم با بکار بردن صفت شیر برای خودش  وشغال برای شوهر دختره تلویحا" رقیب رو هم به نوعی خوار کرده . 

شاد باشی

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:

سلام جناب رضوانی 

  درسته  این  تمثیل  در قالب مثنوی ودقیقا هم وزن با مثنوی معنوی است  ولی وزن در انحصار هیچ شاعری نبوده ونیست  وبنظر من تمامی ایده پردازی های مرحومه پروین اعتصامی خلاقانه وبدیع اند وهمچنین انتخاب کلمات وهم آوایی وبکار گیری صنایع ادبی نشان از تبحر بالای ایشان در سرایش شعر است،  وبه گفته حضرتعالی اگر از مولانا اقتباسی کرده من شعر اصلی مولوی و اقتباس پروین را ندیده ام اگر امکان دارد نمونه ارایه بفرمایید .

 شاد باشی عزیز

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۴ در پاسخ به پرویز شیخی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۳:

سلام

بنده مانند نیروهای تاریکی که   فرمودید منکر وجود شخصی بنام شمس  اهل تبریز نیستم 

شاید هم شما درست میفرمایید الله اعلم بالصواب شاد باشی عزیز

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:

از عنایت‌های آن شاه حیات ...

سلام 

در این بیت ردیف اشتباه درج شده  به"  انفاق را "   اصلاح بفرمایید.

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۹ - حکایت:

سلام 

  مضمون این حکایت من را یاد لطیفه ای انداخت یکی از دوستش پرسید اگر وسط اقیانوس تک وتنها بودی کوسه بهت حمله کرد چکار میکنی؟ گفت :از درخت میرم بالا  اولی گفت : وسط اقیانوس درخت  کجا بوده   گفت: دیگه چاره ای ندارم . در این حکایت زیبا سعدی به این نکته اشاره داره که اولا ما ملجا و پناهی جز در گاه حق نداریم وبه هیچ عنوان در این مقام جای نومیدی نیست .

 هله نومید نباشی که ترا یار براند

 وگر امروز براند نه که فردات بخواند

واگر بر توببندند همه ره ها و گذر ها 

ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند 

  شاد باشید 

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۳ در پاسخ به عباسی-فسا @abbasi2153 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

سلام

  بله دقیقا درست میفرمایید  موقع خوانش  " به عقلم   "شعر دچار سکته میگردد من تقطیع نمیدانم ولی حرف  "ه  "در  به عقلم نیاز به تاکید پیدا میکنه  و روانی خوانش یا به گفته حضرتعالی وزن بیت نابود میشه 

در کل یکی از دلایل اختلاف نسخ قدیمی  جدا از اشتباهات نوشتاری  ،ویراستاری های  نا آگاهانه از سوی کاتبان یا اولیای امر بوده است.

  شاد باشی عزیز

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۴ در پاسخ به مهدی bazrafshanupvc@gmail.com دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۵ - حکایت در شناختن دوست و دشمن را:

آقا مهدی عزیز سلام

بنظرم وبا احتمال بالا، داریوش از شاهان سلسله هخامنشی مد نظر سعدی بوده چرا؟ چون در فارسی میانه داریوش بصورت دارای /داراو تلفظ میشده .

  شاد باشی

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰۴:

خنده صبح قیامت نکند بیدارش ...

 مدیریت محترم سلام

در مصرع دوم اشکال تایپی وجود دارد مستانه  صحیح میباشد لطفا ویرایش بفرمایید .

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۱ در پاسخ به Mojtaba Razaq zadeh دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۱ - حکایت حجاج یوسف:

سلام آقا مجتبی

  جواب شما در مصرع دوم بیت اول آمده عزیز  این نیکمرد بدلیل بی احترامی به حجاج یا بگفته سعدی اکرام نکردن ایشون به قتل رسیده به همین سادگی قانون وحساب کتابی که نبوده برادر من آقا بهش بر خورده به وزیر اشاره کرده میر غضب بیاد نطع (فرش چرمی که جلاد برای سیاست کردن محکومین پهن میکرده) بندازه وخونش را بریزند تا درس عبرتی بشه برای سایرین که دیگه به اسب شاه نگن یابو .

   حجاج بن یوسف ثقفی از حاکمان خلافت اموی که به سفاکی وبیرحمی وقتل مخالفان خصوصا" شیعیان شهره میباشد. وی فرمانده لشکر امویان در سال 63  ه ق در نبرد مکه با عبدالله ابن زبیر بود.

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۷ در پاسخ به پرویز شیخی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۳:

سلام 

    دوست گرامی این وجه تسمیه برای تبریز،درهیچ واژنامه ای  بکار برده نشده است و بعید بنظر میرسد مولانا  درتخلص بکار رفته در غزلیاتش  چنین منظوری را در نظر داشته باشد وبیشتر به اصالت وتبار شمس اشاره دارد . مضافا با تعبیر حضرتعالی شمس مقام الوهیت دارد  وبه گفته شما انسان نیست .در صورتی که این موضوع با آموزه های قرآن منافات دارد چرا که خداوند در جای جای قرآن به خود حضرت رسول (ص) وتمامی مومنان یادآوری میکند که بگو من بشری مانند شمایم که فقط به من وحی میگردد .حال چگونه میشود مقام انسانی ،فردی مثل شمس را انکار کرد. 

   شاد باشی عزیز

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۶ در پاسخ به مسکین دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

سلام 

  آدمی تا زمانی که در مقام صبر قرار داره هیچگونه گلایه وزاری وناله نداره حافظ به دلدار میگه صبر من طاق شده وآن را به دریا انداختم وبجای آن دیگر گریه وشیون واشک را خریدم وجایگزین کردم چه کنم که غم عشق را نمی‌توان پنهان کرد

نیارستن = نتوانستن

  البته این برداشت خودمه وممکنه خالی از اشتباه نباشه چون دیدم بعضی برداشت خرد ورزی و موارد دیگه از بیت داشتند.

 

   شاد باشی عزیز

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۳ در پاسخ به فاطمه rezaie دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

سلام 

تن زدن = خاموش شدن

تن زن ای ناصح پرگو که دل بازیگوش 

جز به هنگامه طفلانه نگیرد آرام

شمار داشتن= با کسی محاسبه وپرسش و پاسخ وحساب وکتاب داشتن

درسته که دل من را بردی والان دم نمی زنی ولب بستی ولی باشه من بعدا از تو باز خواست خواهم کرد.

 

شاد باشی

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۳ در پاسخ به الف رسته دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:

جهان و کار جهان سر به سر اگر ...

درود بی پایان بر شما وسپاس از سرکار خانم عندلیب ، طبق خوانش ایشان آخر بیت  ششم عزیز میباشد که عزیر تایپ شده اصلاح بفرمایید.

متشکرم

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۹۹ - به یکی از معاندین:

سلام 

گذشت زمان و وضعیت جامعه امروز ایران بیانگر حقایقی است که از سوی این مرحومین مورد مجادله بوده است وتاریخ خود منصف ترین محکمه وبهترین معرف شخصیت هر کارکتر است.

این بحث ناخود آگاه مرا یاد آیات ۲۲۱  به بعد سوره شعرا انداخت آنجا که خداوند فرموده:

 

آیا میخواهید شما را آگاه سازم شیاطین بر چه کسانی نازل میگردند؟شیاطین بر هر شخص بسیار دروغگو وبدکار نازل میشود .گوش فرا میدهند وبسیار دروغ میگویند.و شاعران را مردم جاهل گمراه پیروی کنند.ایا نمی بینی که آنها خود در وادی حیرت  سرگشته اند.وآنان بسیار سخنان میگویند که به آنها عمل نمیکنند .

شب خوش شاد باشید

 

رضا از کرمان در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی:

سلام 

گذشت زمان و وضعیت جامعه امروز ایران بیانگر حقایقی است که مورد مجادله واختلاف نظر از سوی آن مرحومین  بوده است وتاریخ خود منصف ترین محکمه وبهترین معرف شخصیت هر کارکتر است.

این بحث ناخود آگاه مرا یاد آیات ۲۲۱  به بعد سوره شعرا انداخت آنجا که خداوند فرموده:

 

آیا میخواهید شما را آگاه سازم شیاطین بر چه کسانی نازل میگردند؟شیاطین بر هر شخص بسیار دروغگو وبدکار نازل میشود .گوش فرا میدهند وبسیار دروغ میگویند.و شاعران را مردم جاهل گمراه پیروی کنند.ایا نمی بینی که آنها خود در وادی حیرت  سرگشته اند.وآنان بسیار سخنان میگویند که به آنها عمل نمیکنند .

شب خوش شاد باشید

 

۱
۲
۳
۴
۵
۲۵
sunny dark_mode