گنجور

حاشیه‌ها

جواد در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:

دکتر سروش مصرع اول بیت سوم را با یک``تا`` اضافه بر آنچه که اینجا درج شده میخونه، یعنی:
سال‌ها شد تا که بیرون درت چون حلقه‌ایم
با این شیوه خوانِش، وزن شعر درست میشه. اطلاع ندارم از چه مرجعی اشعار رو میخونم.

واحد در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۶:

خوشا کوهان خوشا هامون خوشا دشت، خوشا آنان که این آلالیان کشت
وسی هند و وسی شند و وسی یند، همان کوه و همان هامون همان دشت
من سالها پیش این شعر رو خونده بودم و این شکلی توی ذهنم مونده بود.

جعفر عسکری در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۹۱:

سلام
چون این آخرین رباعی مهستی ثبت شده و جای دیگری نمیشد اضافه و گوشزد کنم،ترجیح دادم در حاشیه ی آخرین صفحه باشه و البته به ضرورت رعایت حرف آخر
گر چشم چو آهوت وفا داشتی ای
از خوی پلنگ دست وا داشتی ای
با ما چه کنی به حسن روبه بازی؟
ای یوسف روزگار گرگ آشتی ای؟!
یک رباعی زیبا و ارزشمند از مهستی که از دیدگاه ادبی ، لغوی و دستوری قابل توجه است.
شاید آنچه که بیش و پیش از هر نکته مورد توجه خواننده قرار گیرد افعال بکار رفته در متن رباعی باشند.
داشتی ساخت کهن ماضی استمراری + ی پسوند تمنایی ساز که البته به دلیل التقای حروف "ی" و دشواری تلفظ، میانوند "ی" یا "ا" دیگری مابین آنها قرار می گیرد.
داشتی ای : اگر می داشت ، کاش می داشت
وجه تمنایی که بر مفهوم تمنا، درخواست و آرزو دلالت دارد و امروزه به شکل مذکور کاربرد ندارد.
نکته دیگر اینکه مهستی با ظرافت خاصی و با عنوان یوسف روزگار برای معشوق در واقع ردپا و تصویری زنانه از خود در شعر به جای میگذارد.
روبه بازی: کنایه از مکر و فریب و دغل کاری
گرگ آشتی: صلح به نفاق و مکر
منبع: مجموعه خطی متعلق به کتابخانه صائب پاشا در ترکیه به تاریخ تالیف 681 هجری قمری که به دلیل احتوای یک رباعی از خیام مورد توجه قرار گرفته و نخستین بار توسط استاد میرافضلی معرفی شد.

جعفر عسکری در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۳۴:

سلام
ما را به دم پیر نگه نتوان داشت
در حجره ی دلگیر نگه نتوان داشت
آن را که سر زلف چو زنجیر بود
در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت
بنت_البخاریه
1⃣ این رباعی معروف نخستین بار در تاریخ گزیده بنام بنت البخاریه آمده و اصولا باید با توجه به قدمت و اعتبار اثر بنام همین شاعر ناشناخته که اطلاعات دیگری در مورد او ارائه نشده؛ پذیرفته شود.
2⃣ تقریبا 200 سال بعد حکیمشاه در ترجمه مجالس النفائس این رباعی را بنام عایشه_مقریه ثبت کرده است.
3⃣ حدود 250 سال بعد آذر بیگدلی در آتشکده همین رباعی را این بار بنام مهستی گنجه ای آورده است.
4⃣ پس از آن تعدادی از تذکره نویسان که استفاده آنها از آتشکده بعنوان منبع مشهود است رباعی را به مهستی نسبت داده اند از جمله تذکره اسحاق بیگ ، نقل مجلس ، ریاض العارفین ، مجمع الفصحا ، خیرات حسان
5⃣ و بدین ترتیب در کتب و مقالات معاصر و با استناد بر منابع متاخر این رباعی بنام مهستی مشهور گشته است.
6⃣ رباعی در برخی نسخ قصه امیراحمد و مهستی آمده و چه بسا منبع آذر همین داستان بی تاریخ و نامعتبر بوده باشد! در هر حال انتساب این شعر به مهستی منتفی است.
7⃣ مولف تاریخ گزیده از بنت البخاریه و عایشه مقریه جداگانه نام برده و بنام هر کدام یک رباعی نقل کرده است؛ این مطلب نظر آقای محرابی مبنی بر یکی بودن این دو شخص را به چالش می کشد مگر اینکه دلایل مستند ارائه شود.

جعفر عسکری در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۷:

سلام
در خلاصه الاشعار (721ق) و مونس الاحرار (741ق) رباعی زیر بدون نام سراینده نقل شده است:
ای باد که جان فدای پیغام تو باد
آن لحظه که بگذری بر آن حورنژاد
گو بر سر ره دلشده ای را دیدم
کز آرزوی تو جان شیرین می داد
این رباعی در جنگ لالااسماعیل (742ق) بنام مجد همگر شیرازی ثبت شده است.
در کتب و مقالات چاپی معاصر این رباعی با تغییر و تحریف به مهستی گنجوی منسوب شده؛ و تحریف چنان استادانه! بوده و خوش افتاده! که محقق سختگیری چون فریتز مایر نیز آن را در مهستی زیبا بنام مهستی آورده است:
ای باد که جان فدای پیغام تو باد
گر برگذری به کوی آن حورنژاد
گو بر سر راه مهستی را دیدم
کز آرزوی تو جان شیرین می داد
این انتساب ظاهرا نخستین بار در مقاله آقای فریدون نوزاد در مجله گلهای رنگارنگ (1323ش) و پس از آن در چهار شاعره بزرگ ایران (1329ش) بدین شکل تحریف شده ثبت شد؛ و با چاپ در کتابهای زنان سخنور و دیوان مهستی گنجوی در سال 1335ش بنام مهستی تثبیت شد!

جعفر عسکری در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۳۳:

سلام
پشت دل خرمی به جز روی تو نیست
آرامگه خلق به جز کوی تو نیست
آن طاق که جفت است تو و سایه ی تو
وآن جفت که طاق است جز ابروی تو نیست
این رباعی نخستین بار بدون ذکر نام شاعر در سفینه دستنویس همایی (651 ق) ثبت شده، در مونس الاحرار ( 742 ق) نیز بدون نام سراینده نقل شده و در نسخه خطی دانشگاه استانبول کتابت سده 8 به نام مهستی آمده است.
رباعی ویژگیهای سبک سخن مهستی را داراست. با اشاره ای ظریف که به بازی طاق و جفت دارد به اعتباری می توان گفت شهرآشوب است. ویژگی دیگر سخن مهستی نیز که همانا بازی با الفاظ و استفاده از صنایع بدیع لفظی و معنوی چون ایهام ، تضاد ، جناس ، مراعات نظیر و ... است؛ در این رباعی مشهود است.
#طاق در اینجا در دو معنی بکار رفته است
1. در مصرع آخر به مفهوم خمیدگی و انحنا
طاق: آنچه خمیده باشد، انحنا، خمیدگی، مجازا بر خمیدگی ابرو و کمان اطلاق شود.
حافظ گوید:
طرب سرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد.
2. در مصرع سوم در معنای فرد
طاق: فرد، تک ، یگانه، متضاد زوج. گویا نوشتار صحیح آن تاق باشد و صورت یا تعریبی از تا، تای یا تک است.
طاق و جفت: فرد و زوج، بازیی است که از چیزی یک یا چند عدد در دست دارند و از حریف جفت یا طاق بودن آن پرسند جواب حریف اگر مطابق واقع افتد برده، وگرنه باخته باشد.
وحید قزوینی گوید:
طاق و جفتی باختم با ابرویش، دلدار برد
طاق بود ابروی او، من جفت گفتم یار برد.

محمد در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

این شعر را در کتاب فارسی دبیرستان داشتیم.
کاش با گذشت زمان این مفاهیم ارزشی کم رنگ نمی شد.

محمد زمانی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۶ - تزییف سخن هامان علیه اللعنة:

من این دوبیت را اینگونه خواندم
نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم هرکس که بالاتر نشست
استخوانش سختر خواهد شکست

ا کاردان در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۷:

سلام
این بیت به این گونه صحیح است:
لب می‌گزم از حسد که دارد ...

nabavar در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:

گرامی حمید
نمی دانم چرا صدای پیش بعد از تشدید صدای زبر نوسته می شود
دُرِّ عدن درست است
امید که اینبار ،،،،،

nabavar در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:

پوزش گرامی حمید
دُرِّ عدن درست است

محمد در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹:

درود
در بیت ششم به جای چاشنی به گمانم باید آشتی باشد و کامای بعد از کمان هم زاید است:
به دعوی آمده بودیم اشتی کردیم
کمانِ تو نه به بازوی صبر و طاقت ماست

nabavar در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:

گرامی حمید
یاقوت لبت دُرِّ عدن پرورده
ذُرّ به مانای مروارید
به گمانم شما دَرِ عدن خوانده ای

nabavar در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر:

گرامی ساسان
که خرم زئید ای دلیران و شاد.
زی اید ، زیست کنید ، زندگی کنید ، از زیستن

مسعود صالحی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

استاد محمد رضا شجریان در برنامه موسیقی ایرانی

ماه سپید در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۳۵:

بسلمه درست است و به سلمه غلط !

ساسان در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر:

در خط
فریدون بر ایشان زبان برگشاد که خرم زئید ای دلیران و شاد
زئید
به چه معناست؟؟؟؟؟؟

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۲:

ای دل دیدی که هرچه دیدی هیچ است
هرقصه دوران که شنیدی هیچ است
چندین که ز هر سوی دویدی هیچ است
و امروز که گوشه ای گزیدی هیچ است
رباعی شماره ۴۶ عطار (مختارنامه) باب هفتم

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۳۲:

ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب
وز گردش دوران سروسامان مطلب
درمان طلبی درد تو افزون گردد
با درد بساز و هیچ درمان مطلب

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:

جمعی به تشککند و قومی به یقین
هریک برهی فتاده اندرپی دین
ناگاه منادی ای برآید زکمین
کای بی خبران راه نه آنست و نه این
این رباعی منسوب به خیام است.جمعی آنرا از شیخ شاه سنجان خوافی (متوفی 599 ه.ق) دانسته اند.

۱
۲۱۷۱
۲۱۷۲
۲۱۷۳
۲۱۷۴
۲۱۷۵
۵۷۲۵