حسنا در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۲ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۹ - در وصف شراب فرماید:
که باور میکند که در کشور این شاعر و سرزمین این فرهنگ، باده حرام و نوشیدن آنگناه است. تراژدی و کمدی تاریخ.
شیر شاه (نجات) در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۱:
دقیقاً حضرت بیدل قیامت کرده . خداوندگار بلخ هم بیت زیبای دارد
ما ز قرآن مغز را بر داشتیم
پوست را با دیگران بگذاشتیم
مولانا
کوروش امیری در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:
متاسفانه برخی از دوستان دست اندر دامن گرفتن را به معنی سخیف امروزی که دست در زیر دامن است انگاشته اند. گذشته از آن باید گفت که اگرچه از نظر واج آرایی ساعد زیباتر از دامن است اما دست اندر دامن ساقی داشتن، به معنای تمنا از یار و معشوق داشتن بیشتر با جهان اندیشه ی حافظ و اندیشه ای غالب آن زمان که مقام شامخ ساقی را می رساند همخوان است تا دست در ساعد داشتن که به معنای کام گرفتن از معشوق است
محمدعلی پدرام mohamadalipedram@yahoo.com در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲۵:
اگر می بینیم بابا طاهر دل خود را به مرغ پا شکسته ونه بال یا پر شکسته همانند کرده است خود دلیل عرفانی دارد یکی اینکه پا کنایه است ابزار پیمایش را ه وطی طریق ورسیدن به پایان وسر مقصد در این جهان به آن جهان است ولی بال درجات بالا را نشان می دهد -مرغ باغ ملکوت - اگر بال بشکند پرنده پارا دارد ومی توانند در زمین گردش کند تا بالش خوب شود ولی اگر دوپای او بشکند یا باید پیوسته در آسمان بماند وبرای آب ودانه نمی تواند فرود آید وبر خا ک نشسته وحست وجو کند وزجر وشکنجه ی پرنده افزون می شود وحتی بدون پا به آسانی نمی تواند با بال از زمین بلند شود وسینه ی او به زمین کشیده می شود تا شاید پرواز کند مانند هواپیمایی است که باند پرواز ندارد یا چرخ زیر را ندارد وپر واز او ممکن نیست .
سینه ی پرنده ی پاشکسته که به خاک مالیده می شود مانند کشتی است که کف او به خشکی لب دریا رسیده است؛ آن کشتی شاید با موجی وارد دریا شود یا اینکه نه همان جا بماند وپرواز پرنده ی بی پا هم همین داستان را دارد .
بابا طاهر خود بهتر پارا برای این شعر گزیده است .
آرین افشار در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۶ دربارهٔ صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۳۵:
با سلام.
بیت سوم، قافیه «بِسمِله» است. به معنای «بسم الله رحمن الرحیم» و به سلمه نادرست درج شده.
در قافیهی بیت چهارم ه از فاصله افتاده.
قافیهی بیت هفتم در دیوان اصلی «ماشبه» آمده که البته در این بیت قافیه نادرست است که احتمالاً اشتباه تایپیست بوده. حدس من این است که قافیهی اصلی احتمالاً «مشعله» باشد...
محمدعلی پدرام mohamadalipedram@yahoo.com در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۹۸:
ای دل ؛ای انسان؛ جهان مانند راهی بیابانی دراز وطولانی وبزرگ است .در این را ه برای پیدا کردن سوی حرکت نور وتابش بسیار کم است و مردمان به آسانی نمی توانند با بار سنگین -وآرزوهای دراز - آز آن بگذرند. پس اگر می توانی هرچه دلبستگی وداشتنی های دنیا چشم پوشی کن و آن ها را بگذار وحتی اگر توانستی پوست را از تن خود بیرون کن تابا بار کم وسبک بار بتوانی به اسانی راه رابپیمایی وبه جهان جاوید وآشکار (آخرت)برسی . کنایه از دل کندن از آنچه در این دنیا است .
مشموس در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات ترکی » غزل شمارهٔ ۱۰:
دقت شود که املای صحیح تر واژه چیقگیل ، «چیخگیل» است
توضیحات مستقیم کتاب ¹:
çıxgil: صیغه دوم شخص مفرد وجه امر موکد از مصدر çıxmaq
cıx : بن فعل ، qil/qıl : نشانه تاکید که به فعل امر می پیوندد.
1. صائب در کارنامه ادبی دکتر ح.م.صدیق / تهران، تکدرخت، 1391/ نرگس سادات، ژاله امیری/ ص329
رها در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ رهی معیری » رباعیها » اندوه مادر:
اقای اشکان
بر چه مبنایی میگین محن اشتباهه
تا حالا چندتا دیوان و به چاپ رسوندین
که از رهی انتقاد میکنید
اول جایگاه خودتونو بدونین
بعد انتقاد کنین
هیچ اشتباهی در این بیت نیست
لطفا کمی مطالعاتتونو بیشتر کنین
حمید رجبی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:
فراز کردن ، از اضداد است و اینجا بمعنای (بستن) است وواینگونه مستفاد می گردد عشق در معنی را به روی دل او می بندد .
رحیم سینایی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:
سعدی معلم اخلاق حاکمان جامعه در خصوص مدارا وتحمل داشتن در برابر اعتراضات اجتماعی در این حکایت می فرماید
خداوند فرمان و رای و شکوه
ز غوغای مردم نگردد ستوه
سر پر غرور از تحمل تهی
حرامش بود تاج شاهنشهی
نگویم چو جنگ آوری پای دار
چو خشم آیدت عقل بر جای دار
تحمل کند هر که را عقل هست
نه عقلی که خشمش کند زیردست
چو لشکر برون تاخت خشم از کمین
نه انصاف ماند نه تقوی نه دین
زهرا ملاشاهی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:
سلام و عرض ارادت خدمت دوستداران ادب فارسی.فقط خواستم بگم بقدری این اشعار زیبا و پرشور و به گفته اساتید پرشعور سروده شدن که قابل عرض نیست.درین زمانه پر از غم و اندوه فقط چنین چیزهایی میتونه دقایقی جان آدمی رو بنوازه.از حاشیه جناب آقای درویش علی ادریساوی بسیار آموختم و لذت بردم .سپاس فراوان ازین سایت و همراهان اون.پایدار و سلامت باشید همگی در پناه لطف یزدان.
Mohammad faraji rad در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلواتالله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره:
زندان درست است اولا حرفمسجدو عبادت درمیان نیست ثانیا بحث در مورد زندان است
این اشتباه چاپی است
در اصل نوشته مولانا زندان بوده
آذر ،خانم معلم جغرافیا از اراک در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۶ - در آفرینشِ ماه:
کاش حاشیه نویسان شاهنامه گنجور مانند مثنوی خوان ها پر مایه بودند و حاشیه های پربار می نوشتند
Ali در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:
این غزل در باره عالم ذر می باشد
استا در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳:
فک کنم منظور اینه که به ذات نباید فکر کرد به صفات باید فکر
شاهین خدام در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۶:
بزرگی میگفت که مولانا هیچگاه افسوس چیزی را نخورده
این غزل با کاشکی شروع میشود،
افسوس و کاشکی مولانا کجا و افسوس من و ما کجا
محمد در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران:
این شعر رو استاد کریم صماوی به آواز بیاد کرد خواندن و واقعا حق مطلب رو ادا کردن
رهگذر در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
با درود فراوان
در اشعار بزرگان شعر فارسی رمزها و رازهای بسیاری نهفته است.در این غزلِ جناب سعدی نیز در هر بیت یک راز وجود دارد.
همانطور که میدانیم خلقت حضرت آدم حدود 5 هزار و دویست سال قبل بوده است.اما موجوداتی دیگر به نام انسان نما وجود داشتن که خلقت آنها به دویست میلیون سال قبل برمیگردد.و در 11 گروه تقسیم بندی میشوند که گروه انسان خالص از نسل حضرت آدم در گروه 9 تقیسم بندی شده است راز بیت جناب سعدی اینست که میفرماید (9همین لباس زیباست نشان آدمیت..)منظور همون گروه 9ام میباشد.در میان این گروها موجودی به نام دیو بیشترین شباهت ظاهری را با انسان دارد که با ازدواج فرزندان حضرت آدم با دیو گروه بعدی به وجود میاید و متاسفانه خلوص ژن انسان تغییر پیدا میکند.(مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی).در نسل های بعد انسان هایی وجود داشت که ژن حضرت آدم و فرزندان او را داشتند و انسان خالص بودن و انسان های وجود داشت که ژن حیوانی در وجودشان بود و هست و صفات حیوانی مثل خوردن خشم خواب شهوت و درنده خویی دارند.جناب سعدی میفرماید انسان میتواند به مرحله ای برسد که خدا را ببیند و این نشان میدهد که انسان از ملائک بالاتر است.(بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت).یک نکته ریزی که جناب سعدی میفرمایید اینست که کسی که متوجه این مسئله شد میتواند خود را اصلاح ژن کند(اگر این درنده خویی ز طبیعتت بمیرد)یا (به در آی تا ببینی طیران آدمیت).جناب سنایی نیز میفرماید (دلا تا کی در این زندان فریب این و آن خوری/یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی)
جناب سعدی در مصرع آخر میفرماید من هم بیان آدمیت را از یک آدم شنیدم که احتمالا منظورش حضرت مولاناست.
حضرت مولانا نیز میفرماید
از جمادی مردم و نامی شدم/وز نما مُردم و به حیوان برزدم
مُردم از حیوانی و آدم شدم/پس چه ترسم کی ز حیوان کم شدم
حمله ای دیگر بمیرم از بشر/تا بر آرم ز ملائک پر و سر.
محمد عارف شهیدانی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
با سلام
این شعر زیبای حضرت حافظ با نوازندگی و سرپرستی استاد محمدرضا لطفی و آواز آقای محمد معتمدی همراه با همنوازان شیدا در آلبوم وطنم ایران اجرا شده است در صورت امکان به قسمت <> اضافه فرمایید.
با تشکر
میثم قرایی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۱: