گنجور

حاشیه‌ها

بیگانه در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۳:

فوق العاده بود... محشر بود... جنون انگیز بود...

امیر مستلزم در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

درود جناب شایق
به گمان من مبحث پیچیده ای نیست و به بافندگی هم نیازی نیست!
شاعران و .. ما مخالف رذایل اخلاقی بودند و چون برخی صوفیان باطن و ظاهر به کلی فرق داشت،به همین سبب صاحب نظران به مخالفت برخاستند.
البته حافظ دل خوشی از ان ها نداشته که ان زمان گویی شراب خواری و مجلس بزم و .. را مخالف شرع می دانستند و بسیار متعصبانه به امور می نگریستند.
دیندار متعصب ابلح تر از کافر نادان
بار ها ناریخ این را اثبات کرده .

امیر مستلزم در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

پوزش!
درودی

امیر مستلزم در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

با دردودی دیگر
بیت 2 مهر سندیست که قلمداد می نماید این غزل مربوط به باری تعالیست یا حداقل این بیت.
کسی را تاب و توان نیست که بر چهره درخشان و پر شکوهت نگاهی بیندازد.
در حالی که تو پس پرده و بدور از دیدگان دلربایی می کنی.
اری خداوند از نظر پنهان است اما از رگ گردن نزدیک و مارا شیفته خود می سازد .

امیر مستلزم در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

امیر حسین گرامی
در بیت 5 می توان بیان کرد:
جای شکر خداوند باقیست که معشوق ما به عهد خود در عاشقی وفا نکرد و ان را شکست شاید این سرشت و باطن بت پرست ما از بت پرستی توبه کند و یکتا پرست شود.
می توان گفت سعدی در این بیت معشوق الهی برتر از زمینی قلمداد کرده است .

اییار در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۵۷:

خداوندا سه درد آمو به یک بار
خر لنگ و زن زشت و طلبکار
خدا وندا زن زشتم تو بر دار
خودم دونم خر لنگ و طلبکار
خر لنگ رو میفروسم پولش رو میدم طلبکار هر سه درد درمون میشه
دوستان با پوزش خواهی این شاید تنها یه طنز باشه
بدرود

امیر مستلزم در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

هر کجا روی می نهم شایق را نظاره می کنم ،این دیگر چه صیغه ایست؟؟!
از خصوصیات بارز جناب شایق ظاهر اندیشی و نقل قول پاسخ های بی در و پیکر موضوعات اساسی جهان است.
دوست عزیز جناب شایق تویی که خود را صاحب نظر می دانی ...
ایا می توانی تعریف درستی که بدور از سحر و جادو باشد درباره خدا و نظم جهان طبیعت و مرگ برای من بیاوری ؟

بهار در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

سحر چون. خسرو خاور بر کوهساران زد
اشاره به پادشااه کیخسرو ( او پس از سپردن پادشاهی و وداع با یاران و بزرگان سپاه، خود تن در آب روشن شستشو داد و بر فراز کوهی، در سپیده دم و با طلوع خورشید ناپدید شد. )

اییار در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۴۴:

گمان میکنم درمصرع اول بجای ( بر) ( نر ) باشد به این معنا
توجه میابیم که شاید منظور بابا
دو واژهٔ ( بسم الله ار) ( رحمن ار) که میشود هر و نر باشد
خوشا آنون که هر و نر ندونن .
با پوزش از صاحبنظران
ای یار

Polestar در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

قلب در بیت سوم ممکنه به معنای سکۀ تقلبی باشه یا به معنای دل.

امیر مستلزم در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

بله مزدک گرامی
جناب شایق که در میدانداری و زیاده گوییهای سطحی زبانزد عام و خاص است ( به قول یکی از دوستان) ، در وهم خود غوطه ور گشته.
در مورد مرقومه جناب بابک که از شاهد بازی در ان زمان سخن به میان اورده باید متذکر شد قضاوت در این امور عمل پسندیده ای نیست.
ایا نقطه ضعف فرهنگ ان دوران است؟ نمی توان نظر داد.
البته از نظر حقیری چون من که کارشناس نیستم می توان بیان کرد، شاهد بازی با پسران در حد و حدود معاشرت و هم صحبتیست نه از لحاظ جنسی و شهوتی!

امیر مستلزم در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:

چه خوش گفت شیخ اجل :
بر ان سماط که منظور میزبان باشد
شکم پرست کند التفات بر ماکول
اگر معشوق را باری تعالی پروردگار زمین و اسمان در نظر بگیریم معنی و مفعوم بیت ملموس تر می شود.
خداوند خوان کرمش را پهن کرده است تا انسانها و موجودات دیگر از نعمت های فراوانش بهره ببرند اما عده ای هم وجود دارند که بدون التفات به صاحب و میزبان سفره فقط به دنبال بهره جویی و قصد و غرض هستند
این گونه افراد به دنبال سیر کردن شکم خود هستند و توجهی به صاحب نعمت یعنی خداوند ندارند و لااقل شکر هم نمی گویند و در جای جای زندگی اشان حضور خداوند را حس نمی کنند زیرا نگاه ظاهری بر همه امور دارند.
عاشق حقیقی ظاهر پرست نیست .انقدر حیران و شیفته منظور می شود که فقط بودن با اورا می خواهد.
این همان قصه ی (من نقاش را می بینم و تو صورت و شمایل ظاهری را) نشان می دهد.

امیر مستلزم در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:

مهتا گرامی
در کدام بیت شوخ طبعی رخ داده است؟
روایت داستانی هم در 3 بیت اول مشهود است که شما داستانی بودن ان را کلی قلمداد می کنید! این دیگر چگونه است؟!

نیلوفر در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:

درود بر شما
از شعر و آواز بگذرید
و خود، معنا شوید

شهریار کاوسی عراقی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در ستایش امیر انکیانو:

پدر من همیشه این بیت از این کنجینه شیخ عزل سعدی شیرازی را برای من میخواندند
دنیا مثال بحر عمیقست پر نهنگ
آسوده عارفان که گرفتند ساحلی
متاسفانه دو هفته هست که پدر بزرگوارم را از دست دادم ولی با این بیت شعر همیشه احساس میکنم پدر کنارم هستند...

F.Gh در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

دوستان میشه بیت دوم رو معنی کنید
اللخصوص مصراع دوم رو

A.p در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ ظهیر فاریابی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:

به عبارت دیگر میتوان چنین گفت که مزدک ( مژدک) در حقیقت فقط بنا بر شرایط حاکم بر جامعه در آن زمان دست به اصلاحاتی زد و با دادن مژده به طبقه فرو دست میرفت که کم کم نظام طبقاتی آن زمان دچار فروپاشی بشود که این کار با هوشیاری انوشه روان دادگر با شکست مواجه شدکه خطری کهنظام طبقاتی در آن زمان را تهدید میکرد بخوبی توسط دادگر دوران شناخته و سرکوب شد
میتوان این چنین نتیجه گرفت که در واقع جنبش مزدک بیشتر سیاسی بود تا اعتقادی

A.p در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ ظهیر فاریابی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:

دوست عزیزی که از قضا همشهری استاد ظهیر فاریابی میباشید
بر بیت دوم خرده گرفته اید و استاد فاریاب را به ندانستن چیزی متهم کرده اید که گویا خود از آن بی اطلاعید
خدمتتان عرض نمایم که آیین مزدکی خود یک شاخه از کیش مزدیسنی (زرتشتی)میباشد که به گواه تاریخ مزدک خود از بزرگان و عالمان دین مزدیسنی میباشد که در واقع میتوان او را یک مصلح نامید
یا به عبارت دیگر آیین مزدک در اصول فرقی با کیش مزدیسنی نداشت و فقط در بعضی فروع آن اصلاحاتی بوجود آورد و بعضی بدعت های تازه را بنا نهاد

علی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۳:

با سلام
پیرو این شعر داستانی هست به نقل از استاد دکتر قمشه ای
: زاهدی بعد از سالیان دراز ذکر گفتن دچار تردید میشه که چرا خداوند جوابش نمیده.
شبی حضرت خضر به خوابش میاد و میگه همین ذکر گفتن تو لبیک ماست(خداوند) که تکمیل کننده‌ ی این داستان بیت آخر شعر می باشد.
با تشکر فراوان.

حامد در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:

خیلی با مسمی بود

۱
۱۸۱۱
۱۸۱۲
۱۸۱۳
۱۸۱۴
۱۸۱۵
۵۷۲۶