محسن در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:
این غزل را استاد مهدیِ نوریان خیلی خوب شرح کردهاند:
https://shaareh.ir/jamejahannama10/
حمید رضا۴ در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » خیام شاعر:
گرامی قلندر،
بیسواد و ابله خواندن کسانی که نمیشناسید فقط توهین است و دلیل قانع کننده ای در اثباتِ فلسفی بودن خیام نیست.
اگر مایل بودید نوشته من را که در حاشیه رباعیِ شماره ۱۲۹ خیام که در همین تاریخ درج شده را بخوانید، و باز اگر مایل بودید باز گردید تا با هم گفتگویی داشته باشیم.
حمید رضا۴ در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:
درود،
در این رباعی، خیام خود با زبانی ساده و به روشنی بیان می کند که فلسفی نیست و یا فیلسوف نبوده.
دانشمندانِ علوم تجربی بویژه ریاضیدانان بیشتر علاقه به حل و اثبات و تمام کردنِ مسائل و مشکلات دارند.
مجموعه رباعیات خیام نیز این را گواهی میدهد که خیام برای شاد زیستن در این جهانِ پر درد و رنج، با یک “ندانم“ گفتن در برابر پرسش های فلسفی، لحظات عمر را آنگونه که دوست داشت سپری می کرد، و لحظه ها را در راه بحث های بی پایان و بی نتیجه به هدر نمی داد.
اما “دشمن“ در این رباعی که بود؟
در بیت دوم خیام میگوید، “منِ انسان که در این جهانِ پر درد و رنج گذاشته شده ام، کمتر و یا کوچکتر از آنم که بدانم که هستم، چرا اینجا هستم، و یا از اسرار این هستی سَر در آرم“.
پس اشاره او به کسانیست که انسان را بزرگ، اشرف مخلوقات، و دلیل یا مقصودِ پیدایشِ هستی می دانند، و “دشمن“ گروهی از این افرادند که در تلاشند خیامِ سرشناس را به کیش خود بپندارند، و او را به “غلط فلسفی“ میخوانند.
این رَوَند تا به امروز ادامه دارد. فراوانند افرادی که آنکه خیام بوده و آنچه او گفته و کرده را به کنار گذاشته، و با دلالت بر چند گفته از دیگرانی مانند دامادِ وی، و دو رساله که قابل بحث هستند، و سپس تغییر معنای واژه ها در تک تکِ رباعیاتش، تلاش می کنند او را به کیش خود بپندارند. عده ای نیز با خلقِ یک خیامِ دیگر در ذهنشان، مدعی اند دو خیام وجود داشته… یک خیامِ دانشمند و هم کیش، و دیگری خیامی دائم الخمر و پوچ گو!!!
اگر بپذیریم فیلسوف کَسیست که یا به تنهایی و یا در کنارِ پرداختن به علوم تجربی، به صورت جدی و اصولی یا سیستماتیک، به علومِ فلسفه و ارائه نظریاتِ جدیدِ فلسفی و تلاش در اثبات آنان میپردازد، پس ادعای خیام درست است و او یک فیلسوف نبوده.
سفید در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۰:
وانگه ز عالم جان آمد سپاه انسان
عقلش وزیر گشت و دل رفت پادشا شد...
امیر کرمی در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۶۰ - بد مکن:
درود
وزن این ابیات مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) می باشد
مریم در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » خصومت دو مرقع پوش:
برگستوان: پوششی لحاف مانند بر اسب اندازند تا زینت وحفاظت شود، به هندی پاکهر گویند.پوششی باشد که در روز جنگ پوشند و اسب را نیز پوشانند.
غالباً پوشش اسب و پیل در جنگ برگستوان و پوشش مرد جنگی زره و جوشن و کژاگند بوده است.
مریم در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » خصومت دو مرقع پوش:
مرقع: جامه درویشان، چرا که رقعه رقعه و پاره پاره به هم جمع کرده شده.
مرقعپوش: درویش، ژندهپوش.
مقنع: مقنعه، چارقد
مریم در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » گمشدن شبلی از بغداد:
بیت دوازده
گر تو حق رابندهٔ
گر تو حق را بندهای
صحیح است.
مریم در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » گمشدن شبلی از بغداد:
مخنث: پسربچه یا مردی که مفعول دیگران واقع گردد.
امید باصری در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
معنای بیت 37
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
تو مگو ما را بدان شه بار نیست
با کریمان کارها دشوار نیست
تو نگو که ما به آن شاه به دربار آن شاه راه نداریم و با بزرگان رابطه داشتن کار سختی نیست...
امید باصری در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
معنای بیت 36
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
عشق آن بگزین که جمله انبیا
یافتند از عشق او کار و کیا
کیا به معنی بزرگی،عشق کسی را انتخاب کن که تمام پیامبران با عشق او به بزرگی رسیدند...
امید باصری در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
معنای بیت 35
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
عشق آن زنده گزین کو باقیست
کز شراب جانفزایت ساقیست
این هم اشاره داره به آیه 73 سوره طه وَاللَّهُ خَیْرٌ وَأَبْقَی خداوند بهتر و پاینده تر است،میگه که عشق کسی را انتخاب کن که زنده جاوید است و کسیست که شرابی به تو می دهد که باعث افزایش جانت می گردد...
امید باصری در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
معنای بیت 34
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
عشق زنده در روان و در بصر
هر دمی باشد ز غنچه تازهتر
عشق افراد زنده هر لحظه بهتر و تازه تر و زنده تر می گردد...
امید باصری در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
معنای بیت 33
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
زانک عشق مردگان پاینده نیست
زانک مرده سوی ما آینده نیست
این بیت هم باز اشاره داره به آیه فَلا یَسْتَطیعُونَ تَوْصِیَةً وَ لا إِلی أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ پس در آن هنگام نه وصیتی توانند کرد و نه بسوی خانواده شان باز می گردند. گفت که کنیزک از عشق تا شد حالا چرا؟ زیرا کسی عاشق مردگان نمیشود و عشق به مردگان پایدار نیست و مردگان نیز سوی ما نمی آیند...
امید باصری در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
معنای بیت 32
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
این بگفت و رفت در دم زیر خاک
آن کنیزک شد ز عشق و رنج پاک
زرگر این حرفها را زد و جان سپرد و کنیزک عشق او را فراموش کرد و از رنج نجات یافت...
امید باصری در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
معنای بیت 31
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
این جهان کوهست و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
صدا انعکاس صوت،دیدید وقتی توی دره ها وقتی داد میزنیم صدای خودمون به خودمون بر میگرده،این دنیا مثل کوه است و کارهای ما مثل صدای ما که در کوه می پیچد و این صداها دوباره به طرف ما منعکس می گردد،اینها را زرگر داره میگه،که هر کاری کنید به خودتون بر میگرده،آیه فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ
وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ (آیات هفت و هشت سوره زلزال) پس هر کس همسنگ ذره ای عمل خیر انجام داده باشد و هر کس همسنگ ذره ای عمل ناشایست انجام داده باشد نیز کیفر آنرا می بیند...
امید باصری در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
معنای بیت 30
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
گر چه دیوار افکند سایه دراز
باز گردد سوی او آن سایه باز
حالا جهت نور خورشید که می تابه به دیوار،دیدید بعضی مواقع سایه دیوار خیلی طولانی هست بعضی مواقع سایه اش پای خودش هست،اینها را مولوی بعنوان تمثیل آورده،اگرچه دیوار گاهی سایه اش طولانی است اما بالاخره این سایه به پای دیوار باز می گردد،یعنی هر چی میگه به خودش بر میگرده...
امید باصری در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
معنای بیت 29
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
بر منست امروز و فردا بر ویست
خون چون من کس چنین ضایع کِیست
این اشاره داره به عبارت قرآنی به معنیِ اگر آسیبی از آن قوم به شما رسیده باشد به آن قوم نیز آسیبی همانند آن می رسد و این روزگار را برای عبرت در میان مردم می گردانیم.اگر اکنون موافق کشتن من است فردا به سود او نخواهد بود و خون کسی مثل من هرگز ضایع نمی گردد و بی انتقام نمی ماند...
امید باصری در ۵ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر:
معنای بیت 28
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
آنک کشتستم پی مادون من
مینداند که نخسپد خون من
کسیکه مرا در راه غیر من و بخاطر دیگری کشته است نمیداند که کشتن من بی انتقام نخواهد ماند...
آرش ثروتیان در ۵ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷۲: