همیرضا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:
مهربانی در بیت آخر ایهام دارد و معنی دوم آن به نقل از لغتنامه این است:
«نوعی از جامهٔ لطیف و نازک به غایت خوش قماش»
«جامهٔ بسیار باریک»
حتی آن را ترکیب «مهرآبانی» به معنای جامهٔ مناسب مهر و آبان هم گفتهاند!
برای مطالعه بیشتر به این مطلب استاد عظیمی مراجعه کنید.
حُجر سوری در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:
درود بر دوستان گرامی و سپاس از asm, حقا که درک کردی و آموختی. ای کاش در مورد هرچیزی،تا سواد کافی نداریم، نظر ندهیم. به قول شما خدمتی که نداریم حداقل هنر بزرگان را خراب نکنیم. دم شما گرم
محمد خراسانی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۴ - نامهٔ چهارم خشنودى نمودن از فراق و امید بستن بر وصل:
سلام، اینجا بجای «لحظه» به اشتباه نوشتید «لخظه»
چو بینی دوست را یک لخظه دیدا
sefaho در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۸:
«خاهم» اشتباه نیست؟!
نرگس در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳ - ارزش گوهر:
با سلام و احترام
من هم با پیشنهاد یکی از دوستان(صادق) موافقم که لطفا توضیح و تفسیر مختصر و در حد خوانندگان عمومی برای اشعار بگذارید تا به این صورت به رشد فهم خوانندگان عمومی از متون و اشعار بیش از پیش کمک کرده باشید. برای امثال من که دانش ادبی زیادی نداریم ولی علاقه مند هستیم.
ممنون از توجهتون
سیدنورمحمد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۴ - در مدح حضرت امیرالمومنین(ع):
فرهنگ عمید مینوسید: «برغندان، جشن و مهمانی و عیش و عشرتی که در روزهای آخر ماه شعبان کنند برقندان هم گفتهاند. کلوخانداز و کلوخاندازان نیز میگویند. به معنی پایان ده روزه هم گفتهاند.»
سیدنورمحمد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۵۵:
جشن باریگِندان یا برغندان از جشنهای مشترک ایرانیان و ارمنیان است که افزون بر تشابه اسمی، آداب و سنن برگزاری آنها نیز شبیه هم است. برگزاری اینگونه جشنها بازگوکنندهٔ تأثیر فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان و ارمنیان بر یکدیگر است. این جشن پیش از فرارسیدن ایام روزه برگزار میشد و هر دو قوم جشن میگرفتند
سیدنورمحمد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۳ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۵:
جشن باریگِندان یا برغندان از جشنهای مشترک ایرانیان و ارمنیان است که افزون بر تشابه اسمی، آداب و سنن برگزاری آنها نیز شبیه هم است. برگزاری اینگونه جشنها بازگوکنندهٔ تأثیر فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان و ارمنیان بر یکدیگر است. این جشن پیش از فرارسیدن ایام روزه برگزار میشد و هر دو قوم جشن میگرفتند
آزادبخت در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵:
شعر را میخواندم و اشک می ریختم چه زیبا سروده است و چه عشقی به ایران - البته ایرانی که میگویم ایران خخودخواهانه شما نیست ایران یعنی ایران پارسی که از سند تا فرات است و همه مردمش را بیک چشم ببینی به بهانه مرز مقدس ایرانیان ان سوی مرز را تحقیر نکنی
آزادبخت در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵:
بسیجیدن به معنی امادگی و فرستادن و انچه امروز بدان لجستیگ میگویند است من اتفاقا برای خرچنستان نامه فرستادم که واژه به این خوبی بسیج داریم چرا ان واژگان بی خود را سخته اید کو دل و هوش شنوا - ای کاش پیش از نوشت و نظر دادن دست کم یک سرچ تاقابل میکردند اخر ای ایرانیان چرا اینچنین بی خود و تنبل و بی سواد و هرزه گو شده اید از فردوسی شرم کنید که عمر در سر سربلندیتان نهاد انگاه نه خاموش می نشینید و نه یک سرچ ساده میکنید تا این همه ژاژ نخایید
تدبیر ملک را و بسیج نبرد را
برتر ز بهمنی و فزون از سکندری .
فرخی .
بکس رازمگشای در هر بسیچ
بداندیش را خوار مشمار ایچ .
اسدی .
بدان ای جهاندار، کاسفندیار
بسیچید همی رزم را روی کار.
دقیقی.
کنونست هنگام کین خواستن
بباید بسیچید و آراستن.
دقیقی.
که خسرو بسیچیدش آراستن
همی رفت خواهد به کین خواستن.
دقیقی.
کنون رزم گردان بسیچد همی
سر از رای تدبیر پیچد همی.
دقیقی (از سروری ).
ز خورد و ز بخشش میاسای هیچ
همه دانش و داد دادن بسیچ.
فردوسی.
میاسا ز رفتن شب و روز هیچ
به هر منزلی اسب دیگر بسیچ.
فردوسی.
بباید بسیچید ما را بجنگ
شتاب آوریدن بجای درنگ.
فردوسی.
بفرمود پس دادگر شهریار
بسیجیدن آیین آن روزگار.
فردوسی.
قلندر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
با درود و مهر ...
طالب ِ یار ،، دل بر سر راه دلدار با دلبریِ نگار جانانه جان در کف نهاد و دل و دین نثار و رها کرد...
شباب و شاهد که شیرینی و شهد داشت بگذاشت و ره بلا گزین نمود...
آتش عشق در دل شعله افکند و لذت دنیا و هوسِ داشتن را در سر، سرد کرد...
او که داتسته رفت ندامت نداشت و پشیمانی ازآن او شد که دارو دنیا داشت و مُلک و مِلک...
و چه خوش گفت خواجه در آنجا که...
راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است
هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد....
با سپاس از راهیان راه حق.
رضا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از دیگر مثنویها » پاره ۳:
چیست این تنهایی لایزال، که از ابتدا همچون صفتی خداگون همراه آدمی اوست!؟
شیرین در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۴:
جناب رضا ساقی
دست مریزاد!
حظ وافر بردم و با این توضیحات شما از غزل، بارها و بارها و بارها این غزل رو از سر گرفتم.
غمت مباد و گزندت مباد و درد مباد
Hossein Aghaei در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:
من واقعن نمیدونم چی بگم یه این شعر که توصیفش کنه دیوانه کنندس این شعر
ناصر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۲۶ - نامشخص:
احمد آقای ترکمان
میگویی:
اگر باشی کنار من چنان چهچه زنم بر تو
که گویی لیلی و مجنون دوباره بر زمان مانده
پس لیلی و مجنون چهچه میزدند و ما بی خبر بودیم
بابا ایول
... در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
درود به همگی عزیزان.
در مصرع " گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید"
جهش ضمیر داریم ؛ به عبارتی دیگر ت اوت* متعلق به رهبر* است
مرتب شده مصرع میشود
"گفتا اگر بدانی او ( بوی زلفم ) رهبرت شود"
nabavar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۶:
گرامی حسین
زآمدن بس بی نشانم وز شدن بس بی خبر
گوئیا یکدم برآمد کامدم من یا شدم
می گوید: نشانی از به دنیا آمدن خویش ندارم و بعد از مرگ چه خواهد شد؟ نمی دانم.
تمام این آمدن و رفتن من { زادن و مرگ } گویی چون یک دم است { یک نفس} است
nabavar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی:
گرامی تسلیم
این خسته که دل سپرده تست
زنده به تو بِه که مرده تست
nabavar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
گرامی .
خوردن خون دل خلق به دستان تا چند
درین جا دستان به مانای نیرنگ و حقه است
ولی این لغت معناهای دیگری نیز دارد:
لقب زال است
به معنای نغمه آهنگ است
و جمع دو دست{دستان]
nabavar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۰۱: