فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:
تو چنان در دل و جان* رفته که جان در بدنی.....!
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
عجب زبونی ای خدا!
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:
بسیار می گفتم که دل،
با کس نپیوندم!
ولی...
دیدار خوبان اختیار از دست دانا می برد.....!!
دل برد؛
و تن در داده ام!
ور می کشد؛
استاده ام!
کآخر نداند بیش از این یا می کشد یا می برد......!!!
به به!
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:
هم تو که خسته ای دلم
مرهمِ ریشِ(!!!؟) خسته ای.....(":
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:
من ز فکر تو به خود نیز نمی پردازم....
نازنینا!
تو دل از من؛
به که پرداخته ای؟!
:"))))))))
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
که نه قوت گریزست
و نه طاقت گزندت.....!
پ.ن شجریان: نه پای رفتن از اینجا
نه طاقتی که بمانم......!!!
هعی. رشته. 27. خرداد. 02
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
بسیار توقف نکند "میوهٔ" بر بار
چون عام بدانست که شیرین و رسیدهست...!
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۱۰ در پاسخ به فرزاد دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
شعرها و متونی توی ادبیات بعد از گذشت زمان های طولانی باقی میمانند که از نظر مفهومی خیلی قوی روشون کار شده باشه... جوری که هرکس با توجه به جهان بینی خاص خودش بتونه معنای خاصی رو بگیره و برداشت کنه. و این نیازمند اینه که اون مفهوم استعاری و نمادین دقیق بیان بشه.
و خوب با این دید بخوایم بگیم برداشت اون افراد هم اشتباه نیست.
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
با جمله برآمیزی و از ما بگریزی...
جرم از تو نباشد!
گنه از بخت رمیدست:)))))
.
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من...!
#حافظ
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
چقدر قشنگ؛ چقدر قشنگ؛ چقدر قشنگ........
واقعا عالیه. دم سعدی گرم:))))))))))
.
رحمت نکند بر دل بیچاره ی فرهاد
آن کس که سخن گفتن شیرین نشنیدست.....
.
ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا......
حلوا به کسی ده که "محبت" نچشیدست....!
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹:
آن چه بر من می رود در بندت ای آرام جان
با کسی گویم که در بندت گرفتار آمدست....!
امیرعلی داودپور در ۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ دقیقی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۵:
bahar GH در ۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۴ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل ششم - پسر اتابک آمد خداوندگار فرمود:
از توضیحات شما و وقتی که گذاشتید کمال سپاسگزاری دارم متشکرم 🙏 لطف کردید
وکیل در ۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲:
چوپیراهن شوم آسوده خاطر ، گرش همچو قبا گیرم در آغوش . بنظر حقیر این بیت اشاره به بازگشت بینایی یعقوب پیامبر پس از بوییدن بوی پیراهن یوسف را دارد که هر چند یوسف فرسنگها از پدر دور بود ولی پیراهنی که او برای پدرش فرستاده بود سبب آرامش یعقوب گردید
زهیر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۶۰:
آهنگ خوانش آخرین مصرع چه طوریه؟
زهیر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۱ در پاسخ به خامش دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵:
گفتم که دو غزل ۷۵ و ۷۹ شبیه همند و نباید با هم اشتباه گرفته شوند، در یکی «خواجه» هست و در دیگری نیست.
زهیر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۴۳ در پاسخ به رضا جوانروح دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵:
خواجۀ خوشدامن در غزل ۷۹ هست نه غزل ۷۵
زهیر در ۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۴۱ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:
با هم شبیهاند. ولی بیتهایی (مثل همین بیت آخر) درین غزل هست و در ۷۵ نیست.
یزدانپناه عسکری در ۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزباننامه » باب چهارم » داستانِ پسرِ احولِ میزبان:
7- در صفتِ بهترینِ موجودات میآید، عَلَّمَهُ شَدِیدُ القُوَی ذُو مِرَّهٍٔ فَاستَوَی ، و لیکن چون از پی هوی قدمی فرا نهند.
***
[یزدانپناه عسکری]
مرور مجوز عبور
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوی - النجم : 6
اقتدار و انعطاف و سیالیت در یوم الفصل و روز دَیْن با مرور (مِرَّةٍ) و تسویه نفس بالسَّوِیَّه و اجازه عبور و حفظ ودیعه آگاهی و نیروی پیوند دهنده زندگی و آمیختن در بی کرانگی.
(وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها – شمس : 7)
ذُو : دارنده ، صاحب ، دارا، دارای
ذُو : الذَّاتُ- آنچه که در خور شناختن یا خبر دادن باشد؛ «اسمُ الذَّاتِ» در اصطلاح نحویان اسمی است آمیخته با ذات و جوهر مانند (الرجُلُ) و (الأسَدُ) که در مقابل این اصطلاح اسم معنی است مانند (العِلْم) و (الشجَاعَة)
«مرة» : 1- تابیده شده 2- قدرت و توانایی معنوی 3- عبور
مرور : عبور ، اجازه عبور
فاستوی (سوی) : الْمُسَاوَاة: برابری با در نظر گرفتن ذرع و وزن و پیمایش، و در هر سه مورد زیر بکار میرود.
اسْتَوَی دو وجه دارد: اوّل- دو فاعل یا بیشتر به آن اسناد داده می شود. دوّم- برابری و استوی در ذات شیء و اعتدال و استقرار آن مثل آیات: (ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوی- 6/ نجم) (نیرومندی، که فرود آمد و استقرار یافت) . (فَاسْتَوی عَلی سُوقِهِ- 29/ فتح) (بر ساق های او قرار گرفت و معتدل شد).
مسعود نخعی در ۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲: