همایون
تاریخ پیوستن: ۲۶م دی ۱۴۰۰
| آمار مشارکتها: | |
|---|---|
حاشیهها: |
۷۸۴ |
همایون در ۱۷ روز قبل، چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
غزل سبک و نوجوانانه از دوره آغازین شعربافی
و گفت غلامانه!!
قاف توی مسکن سیمرغ را، بسیار ناآزموده و تازهکارانه است
همایون در ۱۷ روز قبل، چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷:
از غزل های سری دوز شده الگو برداری و شبیه سازی شده که میتواند صدها بار تولید انبوه گردد
تمرین شاعری پیش از ملاقات شمس و رهایی و زنده شدن
همایون در ۱۷ روز قبل، چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹:
از غزل های تمرینی دوره تصوف سلجوقی که بارها سروده و تصحیح میشود وناهنجاری هایش بر صفای یک غزل ناب میچربد و شاعر هرگز از گفته خود مست نمیشود که هیچ حس گنگی و دروغین مییابد همین تویه را در چندین غزل مانند ۲۵۶ نیز میتوان یافت که سست تر آمدهاست
همایون در ۱۷ روز قبل، چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:
شب در غزل های دیگر جلالدین زیبایی دیگری می یابد که در اینجا نیست، این غزل صوفی مآبانه و دینمدارانه از غزل های پیش از بیداری است و بیت زیر بیشتر بر غیراصیل بودن آن میافزاید
شمس حق مفخر تبریزیان
بستم لب را تو بیا برگشا
همایون در ۱۷ روز قبل، سهشنبه ۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:
از غزل های کم ارزش تقلبی و ساختگی در دیوان شمس
بیت زیر بر این گواه است
خسرو تبریز شهم شمس دین
بستم لب را تو بیا برگشا
همایون در ۱۷ روز قبل، سهشنبه ۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳۲:
تمرین شاعری پیش تر ها از دیدار با شمس و بیرون آمدن از عرفان و تصوف سلجوقی
پس از ملاقات با شمس تبریز است که شور دلدادگی ناب و راستین پیدا میشود و از ساختگی ها و وابستگی های اینگونه غزل بافتن رها میشود
همایون در ۱ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۹:
این غزل آشکارا میرساند که جلالدین از کودکی شیفته شاعری بودهاست و بیهوده نیست که در شعر بسیار چیرگی بدست میآورد و مهارت خود را در هر قالب شعری میآزماید بویژه در رباعی هرچه میکوشد بجایی نمیرسد چون قالبی درخور اندیشه او نبود بهترین قالب برای او همانا مثنوی و غزل است
این شعر از غزل های بسیار ساختگی و نابرخوردار از شیوایی وزیبایی و ژرفش ویکپارچگی مستی و پهلوانی است ولی سندی است بر سابقه شعری و تسلط بی چون چرا بر شعر و کلام
همایون در ۲ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۸:
کبر وکین را از بیرون نگاه میکند و دستوری حرف میزند، در حالیکه در مثنوی ماهنامه خود، هزاران بیت و داستان و تلاش میکند تا از درون به آن بپردازد و از زوایای گوناگون به آن مینگرد
همایون در ۲ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۸:
دو بار از ضحاک میگوید در جوانی یک بار که تنها معنی عربی آن یعنی خندان را بکار میگیرد و اینجا کمی پیشرفت کرده و فهمیده ضحاک دو مار بر دوش دارد، در این غزل ها معلوم میشود که چرا خودش پس از دیدار شمس میگوید مرده بدم زنده شدم
تفاوت جلال پیش از شمس با جلالدین پس از شمس از زمین تا آسمان است
همایون در ۲ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۱:
بیسوادی که با کلمات عجیب وغربب خود را دانشمند و فهمیده جا میزند، حتمن از غزل های جوانی جلالدین عزیز است و نشان میدهد اگر شمس نمیبود استعدادی شگرف چگونه به هدر رفته بود
در این غزل نشان میدهد چگونه درگیر و گرفتار مخالفانی بودهاست که یا پایین تر از او و نوکران خلافت بغداد بودند و یا برتر از او بودند ونگران همکاری و خدمت او به سلجوقیان
همایون در ۲ ماه قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۳:
غزلی بدور از شأن جلالدین پس از ملاقات شمس بزرگ، به زمانی برمیگردد که هنوز زبان خود را نیافته و تمرین شعر میکند
همایون در ۳ ماه قبل، شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶:
با دو نماد ارزشمند در شاهنامه به ویژه در داستان ژرف و بیمانند رودابه آشنا میشویم دو نماد کلیدی، یکی دایه و دیگری موبد.
چهاری ها در هستی و در بودن (بُوِش) بهم گره میخورند و در هم بافته میشوند، میدانیم که بافتن و یافتن کار جمشیدی است چهاری و سهای دنباله دویی اوست.
آن چهاری که با سهای دایه پدید میآید نیکوست و سیمرغی و تازه
اما آن چهاری که با سهای موبد ساخته میشود تازگی ندارد زیرا موبد از روی سوداندیشی و چارهجویی سخن میگویدسهای در عرفان و رازورزی خورشیدیِ جلالدین، دیوانگی است، بیرون زدن از عقل و باورمندی وامانده که چهاری است و کار خود را کرده و باید نو شود و با چهاری یا فرم تازهای همراه گردد.
بودن (بوِش) با شدن به پیش میرود و ماندگاری پیدا میکند.یکی از دوستان جلالدین که در نوشتن و بازنویسی مثنوی ماهنامه، همراه او و حسامدین(مرد دانشمند) بوده به نام فخردین سیواسی به سرنوشتی مانند خود او که در همنشینی با شمس پیدا کرد دچار میشود، در همنشینی با جلالدین و به ناگهان دگرگونی می یابد جوری که همه میگویند دیوانه شده، جلالدین این غزل را برای او میسراید
همایون در ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۵:
از غزل های عارفانه پیش از ملاقات و دیدار شمس تبریز
همایون در ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۴۹ در پاسخ به پرویز شیخی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۲:
خوشا به خال آنکه همه چیز را میداند و از پیش خواندهاست و انتظاری هم از هیچ کس دیگری ندارد که هیچ، پشیزی هم آدمها بویژه ایرانیها را نمیبیند، جای تعجب اینجاست که چرا در آسمان شعر و عرفان پرسه میزند آنهم در آسمان پر خطر جلالدینی که خدایش شمس است و بالاتر از خدا میرود
که در عشقت همیسوزند حوران
همایون در ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:
چه زیبا درودی چه نازک سرودی
به خرسند مستی رسیدی که نوشت
تا به حال همه سرمستی و شادکامی بود اینجا مرحلهای بالاتر پیش می آید و آن آفرین گفتن به این می و این مستی است گویی مستی دیگری پیدا شده که مست به خودش نوش باد میگوید و به این مستی و این شرابی که پیدا کردهاست آفرین میگوید، یافتن شمس و آوردن او به گلستان بودن شرابی دیگر است و مستی دیگر که تاکنون نبوداست
همایون در ۳ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:
شعر آیینی و پهلوانی و خراسانی بسیار ساده و روان است هرچند هیچ شاعری نتوانسته مانند آنرا بیاورد که فردوسی آورد، همگی آزمایشی کردهاند و پی بردهاند.
یک برگزینی آزاد از شاهنامه:
چنین است گیتی وزین ننگ نیست
ابا کردگار جهان جنگ نیست
جز از آشتی جستنت رای نیست
که با او سپاه ترا پای نیست
کجا پادشاهیست بی جنگ نیست
وگر چند روی زمین تنگ نیست
بلند آسمان را که فرسنگ نیست
کسی را بدو راه و آهنگ نیست
به مردی کنون زور و آهنگ نیست
که با کردگار جهان جنگ نیست
خردمند هم نیز جاوید نیست
فری برتر از فر جمشید نیست
که با فر او تخت را شاه نیست
بدیدار او در فلک ماه نیست
بما بر ز دین کهن ننگ نیست
به گیتی به از دین هوشنگ نیست
به دیدار او بر فلک ماه نیست
به بالای او بر زمین شاه نیست
چنین بود تا بود و این تازه نیست
که کار زمانه بر اندازه نیست
اگر شاه را دل پر از جنگ نیست
مرا و تو را جای آهنگ نیست
به فر تو زیر فلک شاه نیست
ترا ماه و خورشید بد خواه نیست
همایون در ۴ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:
ز غزل های دوران صوفیگری و پیش از دیدار شمس است که هیچ شور ومستی ندارد و تهی از آفرینندگی است و غزل تسلیم و دنباله روی و تقلید است، از آغاز تکلیف روشن است که بچه شتر شتر است و هر سازی که خدا بزند روح میرقصد و بازی بی مزه با روح و دل و جان و تن و مصر و مکه و ....
یک خواجه مجهول هم در پایان پیداش میشود و گویی طعنی بدو داشته است
همایون در ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵۱:
این قافیه میکند دیوانه یک تابش شمع و صد پروانه گیسوی دراز و کار شانه کو آنکه زند تورا دهانه یا آنکه کشاندت به لانه
نشان میدهد که جلالدین همیشه شاعر پیشه بوده و علاقه مفرطی به آن داشته است
همایون در ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۰:
سماع آمد سماع آمد غزل بهر سماع آمد
چنان میگرد گرداگرد که گویی خود تو مجنونی
همایون در ۳ روز قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۱: