ای بی خبر ز نیک و بد گشت روزگار
از خوب غفلت آخر یک راه سر بر آر
در عالم فنائی دل در بقا منه
در کلبه عنائی رامش طمع مدار
در ساحل رحیلی برگ سفر بساز
در منزل بسیجی تخم امل مکار
زین بی وفا جهان مطلب راحتی که هست
شهدش قرین زهر و گلش همنشین خار
هر گه که شادمانه شوی از وفاق او
آن لحظه خویشتن ز نفاقش نگاه دار
گر صد هزار سربودت همچو بید بن
ور صد هزار دل بودت همچو کو کنار
پی گردد آن همه سر همچون سر قلم
خون گردد آن همه دل همچون دل انار
چندین چه سرکشی است بدین عقل مختلط
چندین چه خوشدلی است بدین روح مستعار
پایت ز زر چو قارون در گل شده است زانک
بر نقره خنک چرخ چو عیسی نه ای سوار
دیوار دین دو رویه میندای بیش ازین
دل را بدلستان ده گل را بگل گذار
بلبل نه ای منال در این آبگون قفس
مجرم نه ای مباش در این شیشه گون حصار
زین دیو خانه چون شرف الملک در گذر
تا جان خود فرشته کند بر سرت نثار
خورشید خاندان شرف ملک بوعلی
آن همچو بحر قادر و چون چرخ کامکار
آن مایه تواضع و آن دایه کرم
آن صورت لطافت و آن مفخر تبار
زنهاریان اگر چه بسی داشت زیر پر
هم جان نبرد زین فلک زینهار خوار
ای دوده بتول بگریید های های
وی عترت رسول بنالید زار زار
خورشید بختتان ز قضا گشت منکسف
گردون جاهتان ز امل ماند در غبار
ای دل ز صبر بکسل وی عقل نیست شو
وی جان ز تن برون شو وی دیده خون ببار
ای بی وفا زمانه چه خواهی دگر مکن
وی تندرو سپهر چه داری دگر بیار
والله که ماتم شرف الملک بوعلی
ازماتم حسین علی هست یادگار
آب ار ز سنگ یابد همواره رهگذر
گل گرز چوب گردد پیوسته آشکار
آب حیات شرع و گل بوستان ملک
در سنگ و چوب چونکه نهان شده به نوبهار
خود در کنار خاک چگونه است حال تو
ای سعد آسمانت بپرورده در کنار
حقا کز آب دیده خویشت بشستمی
گر خون دل نبودی با آب دیده یار
والله که در میان دلت جای کردمی
گر دل نبودی از غم هجر تو بیقرار
دردا و حسرتا که جگر گوشگان تو
هستند سوخته دل ازاین چرخ خام کار
خشنود باد جانت که از تو بذات خود
بودست و هست و باشد خشنود کردگار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مشکلات و ناپایداریهای زندگی انسانی میپردازد و به ما یادآوری میکند که دنیا به طور مداوم در حال تغییر است و نمیتوان به چیزهای مادی و دنیایی دل بست. شاعر از بیوفایی و سختیهای دنیا صحبت میکند و به خواننده هشدار میدهد که نباید در دام امیدهای فریبنده گرفتار شود. او به حقیقت زندگی، عدم اطمینان آن و همچنین ارزشهای معنوی اشاره میکند.
شاعر به تفکر در مورد حیات معنوی و روحانی دعوت میکند و بر لزوم صبر و خودآگاهی تأکید دارد. در نهایت، او به مصیبتهایی اشاره میکند که انسانها با آنها مواجه هستند و از سوختن دل انسانها در این چرخ فلک بیرحم و ناپایدار ابراز تاسف میکند. به طور کلی، شعر نگاهی عمیق به حسن و قبح زندگی، عشق و درد، و درک واقعیتهای انسانی دارد.
هوش مصنوعی: ای کسی که از خوبی و بدی بیخبری، روزگار به سرعت در حال تغییر است. در نهایت، از خواب غفلت بیدار شو و راهی را پیدا کن.
هوش مصنوعی: در دنیا، دل خود را به فنا نسپار و به ماندگاری فکر نکن. در کلبه عشق، به آرزوهای بیجا دلخوش نباش.
هوش مصنوعی: در کنار دریا، برای سفر آماده شو و در خانه، جوانان را به تلاش و کوشش دعوت کن.
هوش مصنوعی: در این دنیا که وفاداری ندارد، هرگونه آرامش و راحتی که پیدا میشود، در کنار تلخی و درد قرار دارد و زیباییها معمولاً با سختیها و گذشت سختیها همراه هستند.
هوش مصنوعی: هر زمان که از اتحاد و دوستی او خوشحال میشوی، در آن لحظه خودت را از نفاق و دوری نگهدار.
هوش مصنوعی: اگر صد هزار جوان مثل بید وجود داشته باشد، دل تو باید مانند کوه محکم و استوار باشد.
هوش مصنوعی: همه سرها به دور هم میگردند و به مانند سر قلم پر از خون میشوند و همه دلها نیز به مانند دانههای انار پر از عشق و احساس میشوند.
هوش مصنوعی: چقدر این عقل درهم و برهم سرکش است و چقدر این روح خوشحال و سرمست به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: پایت به اندازهٔ زر که مال قارون باشد، در گل فرو رفته است، به این خاطر که بر نقرهٔ خنک سوار نیستی، مانند عیسی.
هوش مصنوعی: دیوار دین را دو رو میدان، بیش از این دل را به درد و رنج نینداز. گلها را به گلستان ببر و از زیباییهای زندگی لذت ببر.
هوش مصنوعی: ای بلبل، در این قفس آبی رنگ ناله مکن، تو گناهکاری نیستی، پس در این حصار شیشهای نماند.
هوش مصنوعی: از این دیو خانه که مانند شرف الملک از آن عبور میکنی، تا زمانی که جانت بر سرت نثار فرشتهای شود.
هوش مصنوعی: خورشید خاندان بوعلی، همچون دریایی توانمند و مانند چرخ کامیاب میباشد.
هوش مصنوعی: وجود تو نشانهای از تواضع و محبت است، چهرهات نماد نرمی و لطافت است و تو به خودی خود افتخاری برای خانوادهات به حساب میآیی.
هوش مصنوعی: به هر حال، حتی اگر زیر بال و پر عدهای زیاد باشد، جان خود را از این دنیا در امان نمیتوان داشت؛ پس البته باید احتیاط کرد و مراقب بود.
هوش مصنوعی: ای فرزندان حضرت فاطمه، با صدای بلند گریه کنید و ای نسل رسول خدا، به شدت ناله کنید.
هوش مصنوعی: طلعت خوشبختی شما به سرنوشت دچار نقصان شده است، و مقام و مرتبتتان از بیعملی و کار نکردن در مه و غبار مانده است.
هوش مصنوعی: ای دل، از صبر دست بردار، زیرا عقل دیگر کار نمیکند. ای جان، از این بدن خارج شو و ای دیده، اشکهایت را بریز.
هوش مصنوعی: ای زمانهی بیوفا، چه خواستهای که دیگر نکن! ای سپهر شتابان، چه چیزی داری که بیشتر بیاوری؟
هوش مصنوعی: قسم به خدا که سوگ و اندوه شاه ملک بوعلی به اندازه سوگواری بر حسین علی دلخراش است.
هوش مصنوعی: اگر آب بتواند از سنگ عبور کند، گل هم میتواند به طور مداوم از چوب خارج شود و خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: آب حیات و گلهای زیبا در باغ، همانند آثار معنوی و زیباییهای زندگی در طبیعت، در دل مواد بیجان مانند سنگ و چوب پنهان شدهاند و در بهار، این زیباییها به تدریج نمایان میشوند.
هوش مصنوعی: ای سعد، حال تو چگونه است وقتی که خودت کنار خاک هستی و در آسمان پرورش یافتهای؟
هوش مصنوعی: من واقعاً خود را با آب چشمانم شستم، اما اگر خون دل یار با آب چشمانم نبود، این کار ممکن نمیشد.
هوش مصنوعی: واقعاً قسم میخورم که اگر دل نداشتم، در دل تو جای میگرفتم، چون از دوری تو به شدت نگران و بیقرارم.
هوش مصنوعی: ای واها و افسوس که عزیزان تو در این گردش بیرحم زمان دلی سوخته و آزرده دارند.
هوش مصنوعی: خوشحالی روح تو از این است که از ذات خودت ناشی میشود و همواره وجود داشته، خوشنودی خداوند را نیز به همراه دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار
بادام تر و سهیکی و بهمان و باستار
مار است این جهان و جهانجوی مارگیر
از مارگیر مار برآرد همی دمار
نیلوفر کبود نگه کن میان آب
چون تیغ آبداده و یاقوت آبدار
همرنگ آسمان و به کردار آسمان
زردیش بر میانه چو ماه ده و چار
چون راهبی که دو رخ او سال و ماه زرد
[...]
از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار
در دست مشک دارم و در دیده لاله زار
بامشک رنگ دارم از آن زلف مشکرنگ
با لاله کار دارم از آن روی لاله کار
ماندست چون دل من در زلف او اسیر
[...]
یکروز مانده باز زماه بزرگوار
آیین مهر گان نتوان کرد خواستار
آواز چنگ وبربط و بوی شراب خوش
با ماه روزه کی بود این هر دو سازگار
ورزانکه یاد از و نکنی تنگدل شود
[...]
باران قطره قطره همی بارم ابروار
هر روز خیره خیره ازین چشم سیل بار
ز آن قطره قطره، قطره باران شده خجل
ز آن خیره خیره، خیره دل من ز هجر یار
یاری که ذره ذره نماید همی نظر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.