ای بخت بده مژده که برخاست به یکبار
از گوهر شمشیر خداوندی زنگار
ای خلق بنازید که بار دگر آمد
فرخنده نهال چمن دولت پربار
دلشاد بخندید که از مطلع امید
بنمود هلال فلک شاهی دیدار
شکر از تو خدایا که از این جان مبارک
شد مردمک چشم جهانداری بیدار
آرام دل و روشنی چشم شهنشاه
خسرو شه فرخنده که باداش فلک یار
از رنج برون آمد المنة لله
چونان که در از آب و زر از کان و گل از خار
آسوده شد آن جان که تن نازک پاکش
از سایه برگ گل تر گیرد آزار
نرگس چو سمن گفت که ای دیده صحت
بیماری تو من کشم از دیده بیدار
ایام برو خواند که ای جان گرامی
بی از تو مبادام حیات اندک و بسیار
شاها ز گل باغ جلال تو که بشکفت
شد گلشن نیلوفری از عطر چو گلزار
از یمن رضای تو شفا یافت و گرنه
عیسی به زمین آمدی از چرخ دگر بار
از بهر شفای تن او ثور و حمل را
هم نام تو خون کردی از خنجر خون خوار
بر پوست سبز فلک از کلک عطارد
تعویذ نوشتی پی او گنبد دوار
خود را چو سپند از جهت دفع گزندش
بر مجمر خورشید زدی کوکب سیار
یارب چه کم آید ز خداوندی و جاهش
کز بنده خود یاد کند شاه جهاندار
پرسد که مرا چاکر کی بود شکر باش
گوید که مرا بند گکی بود گهربار
خود ره در سایه مبر زانکه روان نیست؟
تا ذات چو خورشید تو بازم بدهد بار
آنرا که همی بردی از خاک بر افلاک
چون ابر میان ره رحمت کن و مگذار
بی صورت میمون تو آن دل که سبک شد
از روشنی دیده کنون هست گرانبار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و ابراز خرسندی از بازگشت یک فرخنده و شاداب به جمع مردم پرداخته است. شاعر از خداوند شکرگزاری میکند که با ظهور یک شاه و فرمانروا، امید و روشنایی جدیدی به جامعه بازگشته است. او به آرامش و شادابی روحی که این فرمانروا به مردم هدیه کرده، اشاره میکند و از بهبودی در زندگی و معیشت مردم سخن میگوید. همچنین شاعر از ارتباط میان خداوند و این شاه قدرتمند صحبت میکند و به اهمیت شکرگزاری از لطف خداوند در این دوران اشاره دارد. در نهایت، شعر پیام امید و شکر را در برابر عظمت و رحمت الهی انتقال میدهد.
هوش مصنوعی: ای تقدیر، خبر خوشی بیاور که به یکباره زنگار از شمشیر الهی پاک شد.
هوش مصنوعی: ای مردم، خوشحالی کنید که بار دیگر نهال شادابی و خوشبختی در چمن زندگی شکفته شده است.
هوش مصنوعی: خوشحال و شاداب بخندید، زیرا با طلوع امید، هلال آسمان نشانهای از دیدار شاه به نمایش گذاشت.
هوش مصنوعی: از تو سپاسگزارم، ای خدا، که به خاطر این جان گرانبها، بینش و آگاهی من نسبت به جهان و زندگی افزایش یافته است.
هوش مصنوعی: شهنشاه خسرو، آرامش دل و نور چشمانش را با لطف و حمایت آسمان به دست آورده است، و با خوشی و شادابی زندگی میکند.
هوش مصنوعی: شکرگزاری از خداوند که پس از تحمل سختیها و رنجها، مشکلات برطرف شد؛ مثل اینکه اگر از خاک و سنگ، طلا و نقره بدست آید، باید به آن افتخار کرد و شکر خدا را گفت.
هوش مصنوعی: روح آرامی پیدا کرد که جسم نازک و پاکش از سایهی برگ گل آسیب نبیند.
هوش مصنوعی: نرگس به سمن گفت که ای چشم، من درد تو را از چشمان بیدارم دور میکنم.
هوش مصنوعی: ایام از من میخواهد که ای جان گرامی، زندگیام بدون تو بسیار کم و ناچیز است.
هوش مصنوعی: ای شاه، از گلهای باغ شکوهمند تو که شکوفا شده، باغی پر از عطر و طراوت مانند گلزار نیلوفری به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: بخاطر خشنودی تو، شفا یافتم و اگر نه، عیسی نیز اگر به زمین میآمد، از دور دیگر نمیتوانست مرا نجات دهد.
هوش مصنوعی: برای درمان بیماری او، حتی ثور و حمل را هم به نام تو با خون خنجر آلوده کردی.
هوش مصنوعی: بر سطح آسمان سبز، با قلم سیاره عطارد جادو و دعایی نوشتهای برای او که در گنبد بیپایان آسمان در حرکت است.
هوش مصنوعی: برای محفوظ ماندن از آسیبها، مانند گیاه خوشبو و معطر، بر روی آتش تابان خورشید قرار گرفتی، مانند ستارهای درخشان که در آسمان میدرخشد.
هوش مصنوعی: ای خدا، چه چیزی از بزرگی و مقام تو کم میشود اگر تو از بندهات یاد کنی، ای شاهِ جهانیان؟
هوش مصنوعی: میپرسد که کی به عنوان خدمتگزار من شکرگزاری میکند و پاسخ میدهد که من به خاطر تعلق خاطر و ارزشمندیام، به او محدود هستم.
هوش مصنوعی: از ورود به راهی که وجود ندارد خودداری کن، زیرا در آنجا هیچ حرکت و پیشرفتی نخواهی داشت. تنها زمانی میتوانی به جلو بروی که وجود واقعی و درخشان خود را بیابی و به آن اجازه دهی تا تو را به سوی هدفهایت هدایت کند.
هوش مصنوعی: آن کسی که تو را از زمین به آسمان میبرد، مانند ابر، در راه رحمت قرار بده و نگذاشته که از بین برود.
هوش مصنوعی: اگر دلی از دیدن زیباییها خالی شده باشد، در حال حاضر سنگین و ناراحت است، مانند میمونی که بیصورت است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای عاشق دل داده بدین جای سپنجی
همچون شمنی شیفته بر صورت فرخار
امروز به اقبال تو، ای میر خراسان
هم نعمت و هم روی نکو دارم و سیار
درواز و دریواز فرو گشت و بر آمد
[...]
مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد ؟
جز شیر خداوند جهان ، حیدر کرّار
این دین هدی را به مثل دایرهای دان
[...]
ای آنکه همی قصه من پرسی هموار
گویی که چگونه ست بر شاه تراکار
چیزیکه همی دانی بیهوده چه پرسی
گفتار چه باید که همی دانی کردار
ور گویی گفتار بباید ز پی شکر
[...]
این زرد تن لاغر گل خوار سیه سار
زرد است و نزار است و چنین باشد گل خوار
همواره سیه سرش ببرند از ایراک
هم صورت مار است و ببرند سر مار
تا سرش نبری نکند قصد برفتن
[...]
هنگام بهارست و جهان چون بت فرخار
خیز ای بت فرخار، بیار آن گل بیخار
آن گل که مر او را بتوان خورد به خوشی
وز خوردن آن روی شود چون گل بربار
آن گل که مر او را بود اشجار ده انگشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.