|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از غم و اندوه ناشی از فقدان شمس سخن میگوید. او توصیف میکند که به خاطر این ماتم، آسمان خونین شده و شب به خاطر غم، لباس سیاه پوشیده است. صبح نیز با نفس سردی و یأس بهوجود میآید و گریبانش را میدرد. این اشعار عمق اندوه و تأثیر فقدان شمس را به تصویر میکشند.
هوش مصنوعی: در حالی که شمس در سوگ است، سپیدهدم به رنگ خون در میآید و ماه کمرش را میبندد و زهره (زیبایی) مویش را میبرد.
هوش مصنوعی: شب به خاطر این غم، رنگ سیاه به خود گرفت و وقتی صبح شد، نفس سردی وزید و دامن غم را درید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما مؤنس عشقیم و شما برگذرید
وز قصه و حال عاشقان بیخبرید
از زشتی یار من شما غم چه خورید؟
در چشم من آئید و بدو در نگرید
چون دل غم تو به جان توانست کشید
خوش خوش ز همه جهان توانست برید
در راه تو آب روی بفروخت همه
تا آتش مهر تو توانست خرید
مهرویان را یکان یکان برشمرید
باشد به غلط نام مه ما ببرید
ای انجمنی که رد پس پرده درید
بر دیدهٔ پر آتش من در گذرید
ملهم چو نعیم این جهان فانی دید
بفروخت جهان را و بدان فقر خرید
با هر که در افتاد بدعوی داری
هر روسپیی بدید صد بار درید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.