گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
میبدی

ما مؤنس عشقیم و شما برگذرید

وز قصه و حال عاشقان بیخبرید

از زشتی یار من شما غم چه خورید؟

در چشم من آئید و بدو در نگرید

عطار

چون دل غم تو به جان توانست کشید

خوش خوش ز همه جهان توانست برید

در راه تو آب روی بفروخت همه

تا آتش مهر تو توانست خرید

مولانا

مه‌رویان را یکان یکان برشمرید

باشد به غلط نام مه ما ببرید

ای انجمنی که رد پس پرده درید

بر دیدهٔ پر آتش من در گذرید

مجد همگر

در ماتم شمس از شفق خون بچکید

مه چهره بکند و زهره گیسو ببرید

شب جامه سیه کرد ازین ماتم و صبح

برزد نفس سرد و گریبان بدرید

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه