گنجور

 
مجد همگر

چیست نامی بلند همچو سپهر

کز حروفش چهار ارکان خاست

دو نقط دارد آن و بی نقط است

چون مفید و لبید بی کم و کاست

به حساب جمل چو بشماری

درج چرخ ازو توانی یافت

عدد اوست روز سال تمام

زان چو چرخ و زمانه کامرواست

اولش عاشر تهجی دان

ثانی او دو خمس اول راست

ثالثش ثمن ثانی آمده باز

رابعش بین هر دو عید خداست

باد عمرش چو جان و دین باقی

که از او دین قوی و جان داناست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

خواستم با نیاز و داشادش

پدر اینجا بمن فرستادش

حرکاتش همه ره هنرست

برم از جان من عزیزترست

سنایی

آمد آن رگ زن مسیح پرست

تیغ الماس گون گرفته به دست

کرسی افگند و بر نشست بر او

بازوی خواجهٔ عمید ببست

نیش درماند و گفت: «عز علی»

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۳۰ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
حمیدالدین بلخی

وقتی اندر زمین و امر شاست؟

بود مردی گدا و گاوی داشت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه