تا کی من از فراق تو رنج و بلابرم
تا چند در هوای تو جور و جفا برم
بر من همه بلا ز دل مبتلا رسد
تا کی من این بلا ز دل مبتلا برم
هر شب ز سوز سینه به دوزخ مدد دهم
هر روز از آب دیده به دریا عطا برم
کس را ز غصه و غم من نیست آگهی
این قصه با که گویم و این غم کجا برم
بیداد تو رسید به جان داوری کجاست
تا پیش او ز غصه خود ماجرا برم
این قصه هم بدان کشد ار تو توئی که من
روزی تظلمی به در پادشا برم
از حد چوبگذرد ستمت ماجرای خویش
سوی جناب خسرو کشورگشا برم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به احساس عمیق درد و رنج ناشی از فراق معشوق میپردازد. او از سختیهای ناشی از جدایی و بلاهایی که بر او نازل میشود، سخن میگوید و میپرسد تا کی باید این رنج را تحمل کند. شبها از سوز دلش رنج میکشد و روزها با اشکهایش به دریا میریزد. او به تنهایی و غم عمیق خود اشاره میکند و از اینکه کسی از حالش باخبر نیست، ابراز ناتوانی میکند. در نهایت، شاعر امیدوار است که روزی بتواند شکایت خود را به مرجعی بالا ببرد و از ستمهای معشوق شکایت کند.
هوش مصنوعی: چقدر باید از دوری تو درد بکشم و عذاب را تحمل کنم؟ تا کی برای عشق و محبت تو این همه سختی را تحمل کنم؟
هوش مصنوعی: بر من هر مصیبت و آفتی پیش میآید، تا چه زمانی باید این درد و رنج را از دل بیرون برم؟
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر درد و سوزی که دارم، کمکی به دوزخ میکنم و هر روز با اشکهایم، چیزی به دریا میدهم.
هوش مصنوعی: هیچ کس از غم و اندوه من باخبر نیست. نمیدانم این داستان را با چه کسی در میان بگذارم و این غم را به کجا ببرم.
هوش مصنوعی: ظلم و ستم تو به جان من رسیده است. کجاست کسی که بتواند در این مورد قضاوت کند و برای من از غم و اندوهی که دارم، شکایت کند؟
هوش مصنوعی: این داستان به اینجا میرسد که اگر تو همان کسی باشی که باید باشی، من روزی به درگاه پادشاه شکایتی خواهم برد.
هوش مصنوعی: من از درد و رنجی که توسط تو بر من میرسد، فراتر میروم و داستان خود را به نزد خسرو، پادشاه بزرگ و کشورگشا، میبرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سرگشته وار بر تو گمان خطا برم
بی آنکه هیچ راه به چون و چرا برم
از جان و از تنم نتوانم به شرح گفت
کاندر رهت، ز هر دو، چه مایه بلا برم
من رخت بینوایی تن بر کجا نهم؟
[...]
بر آسمان رسانم و گر بر هوا برم
مشت غبار خویش ز راهت کجا برم
گر استخوان من بپذیرد سگ درت
بر عرش ناز سایهٔ بال هما برم
شایان دست بوس توام نیست نامهای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.