حبذا نزهت بادی که ز بغداد آید
خاصه کز مسکن آن حور پریزاد آید
بر ره باد ز شب تا به سحر منتظرم
تا که از جانب بغداد دگر باد آید
ای خوشا وقت سحر کز نفس باد صبا
شادیم هر نفسی در دل ناشاد آید
نزهت باد شمالی به مشام دل من
راست چون بوی گل و سوسن آزاد آید
عاشقی در غم هجران تو چون خواب کند
که وصال تو به هر نیم شبش یاد آید
چو خیالت به تماشای من آید گه خواب
همچو شیرین که به نظاره فرهاد آید
آب این دیده دربار بود بارانش
اگر ابری ز ره پارس به بغداد آید
نایدم خنده خوش زین دل غمگین خراب
خنده خوش ز دلی خرم و آباد آید
اولین روز فراقت به دلم می آید
که دگر بر دلم از هجر تو بیداد آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر درباره زیبایی و بادی که از بغداد میوزد صحبت میکند و لحظات خوشی که با آن باد به وجود میآید را توصیف میکند. او از شوق و انتظار به خاطر بوی خوش صبحگاهی گفتوگو میکند و احساساتی چون غم و جدایی را در عشق خود به تصویر میکشد. شاعر به خوابهایی اشاره دارد که در آنها معشوقش را میبیند و دلتنگیهایش را به یاد میآورد. او همچنین از باران اشکهایش یاد میکند که ناشی از جدایی است و در نهایت به غم اولین روز جداییاش اشاره میکند که دلتنگی و غم را در دلش زنده میکند.
هوش مصنوعی: چه نیکوست نسیم ملایمی که از بغداد بیاید، به ویژه آنکه بوی بهشت و زیباییهای مسکن حور و پری را به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: در مسیر باد، از شب تا صبح در انتظارم که باد دیگری از سمت بغداد بیاید.
هوش مصنوعی: چه زمان خوشی است در صبح زود که با نسیم صبحگاهی شاد میشویم، حال آنکه هر نفس در دل فرد ناراحتی را احساس میکند.
هوش مصنوعی: نسیم خنک شمالی به دل من میرسد، مانند عطر گلها و سوسنهای آزاد که خوشبو هستند.
هوش مصنوعی: عاشق، در غم دوری تو مانند خواب است که در هر نیمه شب یاد وصالت به یادش بیفتد.
هوش مصنوعی: وقتی که خاطرت به یاد من میافتد، خوابم مانند شیرین است که فرهاد به تماشای او میآید.
هوش مصنوعی: اگر ابرهایی از پارس به بغداد بیایند، اشکهای این چشم ارزش باران را دارند.
هوش مصنوعی: نمیبینم که از دل غمگینم خندهای خوش برخیزد، اما از دل شاد و آباد، خندهای خوش به وجود میآید.
هوش مصنوعی: روز اولی که از هم جدا میشویم، احساس میکنم که این جدایی قابل تحمل است، اما به مرور زمان بر دلم از درد دوری تو فشار میآید و تحمل آن سختتر میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم از نکهت بادی که ز بغداد آید
گرچه در آتش غم سوخته شد شاد آید
بر ره باد ز شب تا به سحر منتظرم
تا کی از جانب بغداد دگر باد آید
راست چون چنگ که در صبح خورد باد بدو
[...]
گر به عمری ز من دلشدهات یاد آید
جان محنت زده از بند غم آزاد آید
دی صبا بوی تو آورد و به جان زد آتش
ترسم این شعله زیادت شود ار باد آید
روزها رفت و دلت بر من غمدیده نسوخت
[...]
ترسم آن سرور خوبان ستمش یاد آید
تاج بر سر نهد و بر سر بیداد آید
سوزد از آتش دل خار و خس راه ترا
عاشق از جانب کوی تو به فریاد آید
گرچه دل رفت به کوی تو و بس غمگین بود
[...]
شمر از دست حسین تو بفریاد آید
دجله خشک از طمعش در صف بغداد آید
آنچه بربنده از آن حرص خدا داد آید
چون بیاد آرم چنگیز مرا یاد آید
هر زمان زلف چو زنجیر توام یاد آید
دل دیوانهام از غصه به فریاد آید
کبک قد تو مگر دیده که در طرف چمن
خنده اش بر قد سرو قد شمشاد آید
ز آه من روی تو افروخته گردد آری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.