چند بباید زدن از داد، داد
دادرس آمد که دهد داد، داد
دکمه علمی که طبیعت گشود
بر همه شاگرد و تو شد اوستاد
کس نشناسد دل آزاده را
تا نبود با دل آزاد و راد
عشق تو شد باعث رسوائیم
زانکه مرا طشت ز بام اوفتاد
تا که شد آئینه تو آفتاب
بر، مه و انجم همه منت نهاد
هفت ابت شبه و همالی ندید
چار، امت مثل و نظیری نزاد
تا بسر خاک نهادی قدیم
گفت فلک بر بزمین خیر باد
نیست سری کز تو نشد سر فراز
نیست دلی کز تو نشد پاک شاد
فخر فقیران به تو و فقر تست
فقر کیان بود گر، از کیقباد
مهره در این نرد ز ششدر بجست
بس به غلط داد حریفم گشاد
ملک سلیمان ز چه بر باد رفت
باد برد هرچه بیاورد باد
صلح بنائیست که معمار چرخ
ریخت ورا رنگ و بنائی نهاد
گشت چو نظم تو منظم جهان
رفت ز قانون تو قانون ز، یاد
پور، به «حاجب » به جم و کی رسد
زاده در، یافت گهر در کناد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و مقام والای انسانی میپردازد. شاعر از دل آزاده و عشق صحبت میکند و به تأثیرات آن بر زندگی اشاره دارد. او بیان میکند که عشق میتواند موجب رسوایی و در عین حال روشنگری شود. همچنین، شاعر به عدم شناخت ارزشهای واقعی و مقامات انسانی اشاره میکند و تأکید میکند که فخر و ارزش انسانها به درون و معنویت آنان بستگی دارد، نه به مقامهای ظاهری. در نهایت، شاعر با ذکر مثالهایی از تاریخ و انسانهای بزرگ، به نظم و قانون الهی و تأثیر آن بر جهان اشاره میکند.
هوش مصنوعی: چند بار باید از ظلم و ستم رنج برد؟ قاضی و دادرس برای برقراری عدل و انصاف آمدهاند تا حق را به صاحبانش برگردانند.
هوش مصنوعی: علمی که طبیعت به همه افراد آموخته، تو استاد آن علم شدهای.
هوش مصنوعی: هیچکس دل آزاد و رادمند را نمیشناسد، مگر اینکه خود او هم دل آزاده و رادمند باشد.
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده من رسوا شوم، چون آبرویم به یکباره از بالای بام افتاد.
هوش مصنوعی: وقتی که تو مانند آفتاب درخشان شدی، ماه و ستارهها هم به تو احترام گذاشتند و به سمت تو تمایل پیدا کردند.
هوش مصنوعی: در این جهان هفت نوع زیبایی و کمال وجود دارد که هیچکدام از آنها شبیه یکدیگر نیستند و هیچ امتیاز و مشابهتی ندارند.
هوش مصنوعی: زمانی که تو به زمین قدم گذاشتی، ستارهها به زمین خیر مقدم گفتند.
هوش مصنوعی: هیچ سر و قامتی نیست که به خاطر تو بلند نشده باشد و هیچ دلی نیست که به واسطه تو شاد و پاک نشده باشد.
هوش مصنوعی: افتخار فقیران به تو و فقر توست. اگر فقر معنا دارد، این معنا از کیقباد است.
هوش مصنوعی: در این بازی، مهره از شش طرف حرکت کرد و حریف من به اشتباه حرکتی انجام داد و فضا را برای من باز کرد.
هوش مصنوعی: داستان از این حکایت میکند که قدرت و ثروت بزرگ سلیمان، که به خاطر آن معروف بود، در نهایت تحت تاثیر سرنوشت و عوامل غیرقابل کنترل از بین رفت. به عبارتی دیگر، هر چیزی که باد به یا از خود میآورد، نشاندهنده ناپایداری و زودگذر بودن دستاوردهای دنیوی است.
هوش مصنوعی: صلح یک ساختاری است که سازندهاش، یعنی تقدیر، آن را طراحی کرده و با رنگ و جزئیات خاصی بنا کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی تو نظم و ترتیب پیدا کردی، تمام جهان نیز بر اساس این نظم حرکت کرد و قوانین آن تغییر نمود.
هوش مصنوعی: فرزند یک حاکم چگونه میتواند به مقام «حاجب» برسد، در حالی که از دروازه نیاکان خود، ارزش و منافع واقعی را به دست نیاورده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خسرو می خواست هم از بامداد
خلق بمی خوردن اوگشت شاد
خرمی و شادی از می بود
خرمی و شادی را داد داد
ماه درخشنده قدح پیش برد
[...]
آمده نوروز هم از بامداد
آمدنش فرخ و فرخنده باد
باز جهان خرم و خوب ایستاد
مرد زمستان و بهاران بزاد
باد خزان روی به بستان نهاد
کرد جهان باز دگرگون نهاد
شاخ خمیده چو کمان برکشید
سر ما از کنج کمین برگشاد
از چمن دهر بشد ناامید
[...]
روح مجرد شد خواجه زکی
گام چو در کوی طریقت نهاد
خواست که مطلق شود از بند غیر
دست به انصاف و سخا بر گشاد
دادهٔ هر هفت فلک بذل کرد
[...]
در طلب از پای نباید نشست
بیسبب از دست نباید فتاد
جان و دل و دیده و تن هر چهار
در گرو عشق بباید نهاد
خواهی کاین بند گشاده شود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.