گنجور

 
حاجب شیرازی

اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز

بیا، به کوتهی ای چرخ کینه جو پرداز

ببین به ساحت ری کز نهیب توپ و تفنگ

تگرگ مرگ، زا بر بلا ببارد باز

به کوه هیکل خاصان ببین فراز و نشیب

به دشت پیکر خوبان نگر نشیب و فراز

زمین چو، سروستان گشت یا چو لاله ستان

ز قد و خد جوانان عاشق جانباز

به نعش تازه جوانان ببین به دامن دشت

به گردشان چو نوابغ غراب و کرکس و باز

حجازیان پس از این قبله گاه خود سازید

زمین روح فزای مقدس شیراز

ز فرق تا به قدم در حقیقتیم غریق

چه غم که گمشدگانند در طریق مجاز

تو ای همای همایون نهاد عنقافر

چرا، از این قفس تن نمیکنی پرواز

نیازمند تواند اهل راز میدانی

نیاز بر همه زیباست بر تو عشوه و ناز

شکار «حاجب » اگر نیست مدعی غم نیست

زهر شکار بود سخت تر شکار گراز

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز

زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز

اگرچه چنگ نوازان لطیف دست بوند

فدای دست قلم باد دست چنگ نواز

تویی، که جور و بخیلی به تو گرفت نشیب

[...]

عسجدی

اگر چه دیده افعی بخاصیت بجهد

بدانگهی که زمرد بدو بری بفراز

من این ندیدم، دیدم که خواجه دست بداشت

برابر دل من بترکید چشم نیاز

ناصرخسرو

اگر دو دیده افعی به‌خاصیت بکند

بدانگهی که زمرد بدو برند فراز‌،

من این ندیدم و دیدم که میر دست بداشت

برابر دل من بترکید چشم نیاز‌.

قطران تبریزی

بهشت وار شد از نوبهار گیتی باز

در بهشت بر او کرد چرخ گوئی باز

درم درم شده روی زمین چو پشت پلنگ

شکن شکن شده آب شمر چو سینه باز

سرشگ ابر کند هر فراز را چو نشیب

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

چو عزم کاری کردم مرا که دارد باز

رسد به فرجام آن کار کش کنم آغاز

شبی که آز برآرد کنم به همت روز

دری که چرخ ببندد کنم به دانش باز

اگر ندارم گردون نگویدم که بدار

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه