ناز تو کشیم ای ز سر تا قدمی ناز
با ناز تو گشتیم به عمری همه دمساز
راز تو نهفتم به دل و ناز تو در جان
تا کس نشود واقف از این ناز و از این راز
ز آغاز به پیشانی من عشق تو شد ثبت
انجام کجا محو شود سکه آغاز
در علم بهر دور توئی بر همه اعلم
وز حسن بهرکوی توئی از همه ممتاز
تا لعل لبت گشت به شیراز شکرپاش
شد عقرب جرار همه شکر اهواز
در روز و شبی شمع و مه و مشعل خورشید
کس نیست در این مرتبه با شخص تو انباز
در حسن بسی واحد و فردند در این دور
یک تن چو تو نبود به جهان شاهد و طناز
در حرفه و صنعت همه شبهند ولیکن
بسیار بود فرق ز خراز و ز خباز
«حاجب » نشود منطفی از هر پف و فوتی
آن شمع که روشن ز خدا گشت به شیراز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و ناز معشوق است و بیانگر عشق عمیق شاعر به او میباشد. شاعر در ابیات مختلف به مقام و شأن معشوق اشاره میکند و او را بینظیر در زیبایی و ویژگیهای خاص میداند. او دلش را پر از رازهای عشق کرده و میخواهد این رازها پنهان بمانند. شاعر همچنین به دلایل علاقهاش به معشوق و تأثیر او بر زندگیاش اشاره میکند و او را فراتر از سایر زیباییها و هنرمندان میداند. در نهایت، شاعر عشقش را به گونهای وصف میکند که هیچکس نمیتواند به مقام و زیبایی معشوقش برسد.
هوش مصنوعی: ما از زیبایی تو لذت میبریم و از سر تا پا ناز تو را میپرستیم؛ با تو زندگی کرده و همه عمر را در کنار تو گذراندیم.
هوش مصنوعی: من عشق و محبت تو را در دل پنهان کردهام و زیباییات را در جانم نگه داشتهام تا کسی از این محبت و راز درون من آگاه نشود.
هوش مصنوعی: از ابتدا تا کنون عشق تو در دل من نقش بسته است. پایان این داستان کجا میتواند باشد؟ آیا میتوان آن را فراموش کرد؟
هوش مصنوعی: تو در علم از همه برتر و آگاهتر هستی، و در زیبایی نیز از هر کسی در مسیر تو خاصتر و برجستهتر هستی.
هوش مصنوعی: وقتی لبهای زیبایت مانند لعل و خوش رنگ شدند، در شیراز شکرپاشی به راه افتاد و حتی مار خطرناکی هم در اهواز همه شکر را پخش کرد.
هوش مصنوعی: در روز و شب، شمع و ماه و چراغ خورشید هیچکس را در این مقام و رتبه با تو همنشین نیست.
هوش مصنوعی: در زیبایی، بسیاری از افراد منحصر به فرد و بینظیرند، اما در این زمان هیچکس به خوبی و زیبایی تو در جهان وجود ندارد، نه فقط از نظر زیبایی، بلکه در وجوه دیگر نیز تو بهترین هستی.
هوش مصنوعی: در کار و حرفهها ممکن است افراد به یکدیگر شبیه باشند، اما به وضوح تفاوتهای زیادی بین بعضی از شغلها وجود دارد، مانند تفاوت بین یک چرمیدوز و یک نانوای.
هوش مصنوعی: شمعی که به لطف خدا در شیراز روشن شده، نباید خاموش یا کم نور شود و نباید هیچ چیزی مانع درخشندگی آن شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
برگوی بداماد خود ای ناصر بزاز
تا مست شد از . . . ن نکند عربده آغاز
از وجه غزی و تتری سست رکونی
بر مردم کسبه نشود طاعن و غماز
تا کو بیان جمع نگردند دگر بار
[...]
آخر نظری کن به من ای سرو روان باز
هر چند که آید همه از سرو روان ناز
سرگشته چو ماییم خروشان ز فراقت
در گوش تو خواهیم که گوییم همه راز
قدّ تو بلندست و مرا دست رسی نیست
[...]
المنه لله که دگر مرغ خوش آواز
قانون غزل کرد بمضراب زبان ساز
چون لاله دلم چاک شد از باد بهاری
وقت است که این داغ کهن تازه شود باز
هرگز بزمین توسن بختش نرساند
[...]
ای کافر پرعشوه و ای دلبر طناز
یک چشم زدن و انکنی چشم خود از ناز
هر لحظه کنی عشوه و ناز دگر آغاز
تا چند کنی ناز؟ که تا چشم کنی باز
چون به ستاریت دیدم پرده ساز
هم بدست خود دریدم پرده باز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.