گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۷

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید

گفت با این همه از سابقه نومید مشو

گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک

از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو

تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار

تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو

گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش

دور خوبی گذران است نصیحت بشنو

چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن

بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو

آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق

خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت

حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » انتظار دل / خلوت گزیده » تصنیف "مزرع سبز فلک"

صدیق تعریف » عارف شیدا » آواز ۳ (ابوعطا)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

نظیر مضمون بیت اول این شعر از زبان امیرمعزی:
گردون چو مرغزار، در او ماه نو چو داس
گفتی که مرغزار همی‏بدرود گیا

علی نوشته:

بیت یکی مانده به آخر به زیبایی به بیت اول و تشبیهات آن برمی‌گردد. آسمان دوباره به یک مزرعه‌ی گرانبها تبدیل شده. «خوشه»ی پروین نیز اینجا یک ایهام تناسب عالی ایجاد می‌کند.

یحیی نوشته:

در مصراع دوم بیت اول ،بآدم إز کرده خویش هم نوشته شده است 

شاهدی علی آباد نوشته:

جالب است که در بیت دوم حافظ فعل بخفتیدی به کار برده است که ماضی ساده از مصدر خفتیدن است.
بن ماضی این مصدر خفتید و بن مضارعش خفت است در حالی که هم اکنون همه خفت را بن ماضی به حساب می آورند که بن مضارعش خواب است .

شمس الحق نوشته:

بیت سوم این غزل اشاره به رفتن عیسی مسیح به آسمان چهارم دارد ، همان جا که ازنظر قدما خورشید وجود دارد . ازنظرمسلمانان مسیح به آسمان چهارم و محمد صلواة الله درآسمان هفتم یا یک طبقه پایین تر ازعرش جای دارند واگرازفقهای مسلمان بپرسی که چیست علت این تبعیض میفرمایند که عیسی مویی از زمین با خود برد [یا سوزنی] حقیر چهل سال است که بدنبال این موی است ونمی یابد .

سعید نوشته:

اگر بفرمایید کدام فقیهی چنین نظری داده اذهان ادب دوستان را روشن فرموده اید چراکه ما جنین نظری را به یاد نداریم

ناشناس نوشته:

اندرین دایره می باش چو دف حلقه به گوش ور قفایی خوری از دایره ی خویش مرو این بیت در بعضی نسخ هست و اینجا ذکر نشده

حسین نوشته:

ماه نو همان هلال ماه نو است که شبیه داس است

حسین نوشته:

امدن ماه نو خبر از گذشت عمر است یعنی روزی دیگر از عمر گذشت ماه نو مانند داسی است که عمر را درو میکندولی آدمها غافل از کشته خود هستند

ناشناس نوشته:

سلام دوستان
در بیت تکیه بر اختر …
عیار نوعی طرار است که به گونه ای تاج شاهان را می رباید که کسی متوجه نمی شود و همه غافلگیر می شوند .
منظور حافظ از اختر شبگرد چیست ؟
ایا روزگار است ؟

روفیا نوشته:

گفت با این همه از سابقه نومید مشو

اشاره به رحمت خداوند نسبت به ادم دارد که بر خشمش یعنی اخراج از بهشت اسبق است .
ما نبودیم و تقاضامان نبود
لطف او ناگفته ما می شنود

ناشناس نوشته:

مزرعه ای را که فلک ( گذر زمان) سبز می کند محاسن اقایون هست، حافظ در نیمه عمر در اینه مویی سفید نو رسته ای را در ریش خود دید، و به یاد اعمال گذشته افتاد… اگر این روایت صحیح باشه نهایت هنرمندی در این شعر به کار رفته

محمد نوشته:

دوستان حواشی که بر این شعر نوشته اند . خوب است اماباید متذکر شوم که شعرهای حضرت حافط به جز معنای طاهری دارای معنی عمیق عرفانی است که زبان حال عارفی وارسته و راه رفته است .
دربیت اول :دیدن و نحوه مشاهده عرفا با مردم عادی فرق داشته و انان به گونه ای دیگر می بینند آسمان شب با ستارگانش را حافظ سبز میبیند . ماه نو در ظاهر یعنی در شب هایی که ماه نبوده . زمان جولان ستارگان در آسمان است که اشاره به قبض و بسط های عارفانه در دل عرفا و شک و تردیدهایی است که بوجود می آید است . که حافظ اشاره به این موضوع دارد که حتی برای من در این مقام که هستم نیز وجود دارد . آشکار شدن ماه نو در آسمان مژده درو شدن ستارگان شک و تردید در دل عارف دارد و آغاز یک مفام جدید . در کل در مسیر راه سلوک عارف مراتبی را پشت سر میگذارد که در اصطلاح به هر مرحله مفام می گویند و درخشش ماه نو برای حافظ مژده آاز مقام جدید گه با بدست آمدن آن قبلی ها مانند ماه و ستارگان است و روشن شدن دل اما به زیرکی حافظ با استفاده از رنگ سبز به جای سیاه آسمان اشاره به این امر دارد که دل عارف در مسیر این نو شدن ماهها از تیرگی به سبزی گراییده و این ستارگان تردید از نوعی دیگر است و با افراد راه نرفته فرق دارد. واگر ذره ای تیرگی بود در مرتبه و مقامی نبود که ماه در آن حلول پیدا کند . البته این شعر را اگر بیت بیت تا آخر برویم به معنی کلی میرسیم این از خلاصه مصرع اول.

محمد نوشته:

مصرع دوم : در اینجا حافظ از ماه در آسمان به عنوان سمبل وحدت الهی و عرفانی ….و از ستارگان به عنوان کثرت استفاده کرده است . این کثرتی که در هستی مبییم به علت این است که چشم دل به وحدت الهی نرسیده است والا چیزی به جز حق نمیدیدم . هلال ماه نو در آسمان بسیار ضعیف است . حافظ میگوید از لحطه که اندکی از وحدت الهی را درک کنی مانند من تمام ستارگان کثرت را درو میکنی . واقعا کتابی را در یک بیت جای داده است . بقیه را واگذار میکنم به خواننده البته این تعابیر را نمیشود پنداری معنی کرد بلکه نیاز دارد با کمک پیر و استاد بر حقی کمی از راه را رفته باشید (حتی قدمی) انوقت است که با حافط بسیار مانوس میشوید و در برابر مقام و درکش و جایگاهی که داشته سر تعظیم به زمین میاوریم.

ایرمان نوشته:

در بیت دوم فعل ” خسبیدی” بر اساس نسخه معتبر قزوینی و غنی و دیوان های دیگر ، به جای فعل ” خفتیدی ” به کار رفته است .

سراج نوشته:

گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک
از فروغ تو به خورشید رســد صد پرتو …
خواجه راز

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

******************************************
******************************************
گفتم ای بخت ……. و خورشید دمید
گفت با اینهمه از سابقه نومید مشو

بخسبیدی: ۳۵ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۴- ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۳، ۸۲۵، ۸۲۷ کمبریج، ۸۳۴، ۸۴۳ و ۲۳ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال

بخفتیدی: ۵ نسخه (۸۱۶، ۸۲۲، ۸۲۴، ۸۲۷، ۸۴۹) قزوینی- غنی، سایه ، خرمشاهی- جاوید

بخفسیدی: ۱ نسخۀ بسیار متأخّر (۸۹۳)
تو در خوابی: ۱ نسخۀ بسیار متأخّر (۸۹۴)
نخفتیدی: ۱ نسخۀ بی‌تاریخ

۴۳ نسخه غزل ۳۹۹ و بیت بالا را دارند.
****************************************
****************************************

بنی نوشته:

در بیت چهارم، آیا شبگرد به جای شب دزد درست نیست!؟

شمس الحق نوشته:

جالب است که حقیر یکبار دیگر هم به این قصه اشاره کرده است و بخاطر ندارد ، جناب سعید خان مرا ببخشید ندیده بودم فرمایش حضرتعالی را ، شاید بجای فقهای مسلمان باید عرض می کردم در ادبیات ما چنین آمده است . حق با شماست !

عامی نوشته:

فکر کنم در بیت دو بجای بخفتیدی باید بخسبیدی باشه البته از نظر خوانش قشنگ تر هست وگر نه معنی که یکیه

مصطفی مستوری نوشته:

در مصرع اول از بیت دوم این غزل؛ در اکثر نسخ،به جای “بخفتیدی”، “بخسبیدی” نگاشته شده. از نظر این حقیر نیز “بخسبیدی” ثقیل بوده و در این مصرع بعضا نامانوس نیز می نماید و آنگونه که باید به جان مصرع نمی نشیند

مصطفی مستوری نوشته:

در مصرع اول از بیت دوم این غزل؛ در اکثر نسخ،به جای “بخفتیدی”، “بخسبیدی” نگاشته شده. از نظر این حقیر نیز “بخفتیدی” ثقیل بوده و در این مصرع بعضا نامانوس نیز می نماید و آنگونه که باید به جان مصرع نمی نشیند

محمدامین نوشته:

می توانیم از بیت اول برداشتی اینچنین داشته باشیم :
که اشاره به عید سعید فطر و سر آمدن ماهه رمضان با دیده شدن داس مه نو دارد و پایان ماه میهمانی و هنگام درو…

محمد ایرانی نوشته:

این غزل به زیبایی در برنامه گل های رنگارنگ شماره ۲ توسط استاد حسین قوامی (فاخته ای) همراه با سه تار استاد احمد عبادی در خرداد ۱۳۴۴ اجرا شده است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام