گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

آن که از سنبل او غالیه تابی دارد

باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد

از سر کشته خود می‌گذری همچون باد

چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد

ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف

آفتابیست که در پیش سحابی دارد

چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک

تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد

غمزه شوخ تو خونم به خطا می‌ریزد

فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد

آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست

روشن است این که خضر بهره سرابی دارد

چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر

ترک مست است مگر میل کبابی دارد

جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال

ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد

کی کند سوی دل خسته حافظ نظری

چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

بیت آخر به مطلع غزلی از سلمان ساوجی اشاره دارد:
دام زلف تو به هر حلقه، طنابی دارد
چشم مست تو به هر گوشه، خرابی دارد …

👆☹

اردشیر نوشته:

دوستان سلام ، پرسشى دارم ، غالیه به چه معنى است؟

👆☹

آمیز نوشته:

در پاسخ دوست خوبم اردشیر

گویند غالیه به معنای ماده ای خوشبو و سیاه رنگ، که مو رو بوسیلۀ اون هم معطر میکردن و هم از رنگ سیاهش بهره میبردن.

با تشکر
^_^

👆☹

کمال نوشته:

فالی درمورداین غزل:

ای صاحب فال،اززندگی ناامیدشده ای واز
کوشش دست برداشته ای ،دوستانت ازتو،
دورشده اندخیال کردی زندگی به راحتی،،،
کام شماراشیرین می کندبسیاررنج می کشید
مطمءن باشیدکه خداوندآینده ای خوب را،،،
برای شمارقم زده وبه یادداشته باشید،آنچه
راکه دوست داریدشایدبه صلاح شما،،،،،،،،،،
نباشد،تلاش کن وناامیدمباش وارتباط،،،،،،
خودراباخدامستحکم ترکن که راه آرامش،
درارتباط باخداست.

👆☹

حسین نوشته:

ادب دوستان عزیز بایستی بگویم این همه برداشتیس از دیدگاه های متفاوت ودر ضمن همجنسگرایی صحیح هست و همجنسبازی ریشه در تنوع خواهی و افراط دارد لذا کلمات را درست به کار برید ودر نهایت باید بپذیریم که همجنس خواهی همچون دگر جنس خواهی
در سرشت فرد ایجاد میشود و خود خواسته نیست بنابرین این قبیل گرایشات مثل هر گرایش دیگر اگر مشمول افراط شود به فساد نزدیک میشود پس همجنس خواهی بلا مشکل است.شما را عقل هست و اندیشه بیشتر مطالعه فرمایید و بر اساس اندیشه هایی که در مغز شما تحجر بسته زود هنگام قضاوت نکنید.

👆☹

رضا نوشته:

آن که از سُنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
سنبل: استعاره اززلف معشوق است.
غالیه: بوی خوشی مرکّب از مُشک و عنبر و باله به رنگ سیاه که موی را بدان خضاب کنند. دراینجا به غالیه شخصیّت انسانی داده شده است. غالیه با دیدن رنگ وبوی زلف معشوق ازحسرت به پیچ وتاب افتاده است. معمول این است که زلف می بایست حسرت غالیه رابکشد تا به واسطه ی آن خوشرنگ وخوشبوشود لیکن به مدد نبوغ حافظ، دراینجا زلف معشوق چنان جلوه ای دارد که غالیه حسرت آن رامی خورد!
تابی دارد: ازحسودی درپیچ وتاب افتاده است
دلشدگان: عاشقان
عتاب: خشم ،تندی،سرزنش
معنی بیت: آن کسی که (اشاره به معشوق) ازرنگ سیاه وبوی معطّرگیسوان او غالیه به تب وتاب افتاده وبه خودمی پیچد بازهم برسرنازواِفاده آمده ودلدادگانِ خودراباتندخویی وخشم می آزارد.
مکن عتاب ازاین بیش وجوربردل ما
مکن هرآنچه توانی که جای آن داری
از سرکُشته ی خود می‌گذرد همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
عمراست: ایهام دارد: ۱- عزیزاست چنانکه گویند توعمرمنی ۲- عمر به معنی گذرایّام که باشتاب همراه است.
معنی بیت: معشوق من از سر کُشته ی خود باسرعت عبورمی کند ومی گذرد! چه می توان کرد که همچون عمر،عزیزمن است و بلادرنگ وباشتاب می گذرد.
بازآی که بازآید عمرشده ی حافظ
هرچندکه نایدبازتیری که شدست ازدست
ماهِ خورشید نمای اَش ز پسِ پرده ی زلف
آفتابیست که در پیش سحابی دارد
ماه خورشیدنما: صورت ماهش همانندِ خورشیدمی درخشد.
خورشید: (استعاره) روی ماهش که به مانند خورشید می ماند.
سحاب:ابر
معنی بیت: صورت ماهش همچون خورشیدی درپشتِ پرده ی سیاه زلف می درخشد همانندِ آفتابیست که پیش رویش اَبرقرارگرفته است.
جان می دهم ازحسرت دیدارتوچون صبح
باشدکه چوخورشیددرخشان بدرآیی
چشم من کرد به هر گوشه روان سیلِ سرشک
تا سَهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد
معنی بیت: چشم من ازهرگوشه ای ازاشک سیلی به راه انداخته به امیدآنکه سروقامت بلند تورا درکنارخویش بنشاند وآب تازه ای به پای اَش بریزد.
به سرکشیّ ِ خودای سروجویبارمناز
که گربدو رسی ازشرم سرفرود آری
غمزه ی شوخ تو خونم به خطا می‌ریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
غمزه: اشاره با چشم و ابرو، برهم‌ زدن مژگان از روی نازوکرشمه، افسون وعشوه
شوخ: زیبا،گستاخ،بذله گو
خطا: سهو واشتباه،نادرست وناصواب
صواب: راست ودرست،حق
امّا چرا به خطا؟ دراینجا نکته ی حافظانه ای نهفته است.چشمان معشوق به اشتباه گمان می کند که باریختنِ خون حافظِ عاشق، به اوضربه ی کاری ومحکمی می زند! درصورتیکه بااینکار حافظ به آرزوی دیرینه اش می رسد وبرای او سعادت بزرگیست که بدست معشوق کشته شود. چشمان معشوق اگرمی دانست که ریخته شدن خون حافظ،آرزوی حافظ می باشد هرگزاقدام به ریختن خون اونمی کرد. ازهمین روست که در مصرع دوّم آرزومی کند که کاش این اتّفاق (صواب) صورت پذیرد.
معنی بیت:چشمانت باافسون وعشوه، ازروی اشتباه وسهوقصدِ ریختن ِخونم رامی کند. کاش فرصت پیداکند واین قصدِ نیک ودرست را عملی سازد وخونم رابریزدفکردرستی درسردارد.
خونم بریز وازغم عشقم خلاص ده
منّت پذیرغمزه ی خنجرگذارمت
آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست
روشن است این که خِضِر بهره سرابی دارد
آب حیوان: آب حیات، آب زندگانی
خضر: کسی که گویند به آب زندگانی پی برد وزندگانی جاویدیافت.
سراب: توهّم دیدنِ آب دراثرشدّت گرما
معنی بیت: اگرآب زندگانی این است که من درلبِ نوشین دوست یافته ام قطعاً آبی که گویندخضریافت ونوشید سراب بوده وتوهّمی بیش نبوده است.آب حیاتِ حقیقی همین است که درلب معشوق وجود دارد نه درجای دیگر.
لبش می بوسم ودرمی کشم مِی
به آب زندگانی بُرده ام پی
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
تُرک مست است مگر میل کبابی دارد
مخمور: مست وخمارآلود
تُرک مست: کنایه ازداشتن اشتهای زیاد برای خوردن کباب است.
چشمان مست وخمارآلودتو قصدِ کباب کردن جگرمراکرده است مگر چشمان توتُرک مستی خوش اشتهاست که هوس کباب کرده است؟
بوی دل کبابِ من آفاق راگرفت
این آتش درون بکندهم سرایتی
جانِ بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
معنی بیت: جان خسته ی من آنقدروبیماروناتوان است که حتّا قدرت ِ سئوال(تمنّا وخواهش) کردن ازتورا نیزندارد چه رسدبه اینکه ازتوپاسخی دریافت کنم! خوشابحال آن خسته ای که ازتوسئوالی کرده وپاسخی دریافت نموده است.
ای پادشاه حُسن خدارابسوختیم
آخرسئوال کن که گداراچه حاجت است.
کی کند سوی دل خسته ی حافظ نظری
چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد
معنی بیت: معشوق که چشمانش مست وخمارآلودند وبه هرگوشه دل ازدست دادگانی دارد سرش بسیارشلوغ است وامیدی نیست که فراغتی حاصل کند وبه حافظِ دلخسته عنایتی بنماید.
اگرچه مست وخرابم تونیزلطفی کن
نظربراین دل سرگشته ی خراب انداز

👆☹

نادر.. نوشته:

ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد..

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام