چگونه پیش تو آیم فسانهای که ندارم
چطور دور تو گردم بهانهای که ندارم
همیشه خاطر من جمع از فشار حوادث
چرا ز سیل گریزم ز خانهای که ندارم
هنوز بیضه من بود خون که سوخته شد پر
چرا به باد دهم آشیانهای که ندارم
رقیب محرم و محروم بنده پیش دو زلفت
چه دم ز عشق زنم قدر شانهای که ندارم
به بزم محرم و بیگانه غیر عشق چه گویم
به جز حکایت هجران ترانهای که ندارم
چو قصد خال تو کردم به دام دانه فتادم
کجا روم به جز آن دام دانهای که ندارم
کجا روم من و قصاب حاجت از که بخواهم
به غیر خاک درش آستانهای که ندارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به بیان احساس گمگشتگی و عدم توانایی در اظهار عشق و خواستهها میپردازد. شاعر در مییابد که برای رسیدن به معشوق خود نه ابزار و نه وسوسهای دارد و حس میکند که هیچ بهانهای برای نزدیک شدن به او ندارد. او به فشار حوادث و غم فراق فکر میکند و از اینکه خانهای برای پناه بردن ندارد شکایت میکند. همچنین، شاعر از ناامیدی و حسرت در عشق سخن میگوید و دریغ میکند که حتی در بزمهای عاشقانه نیز نمیتواند چیزی بگوید. نهایتاً، او از حس تنهایی و بیکسیاش به تصویر میکشد و نمیداند که به کجا برود، تنها به خاک در معشوقش دل خوش است.
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه نزد تو بیایم، زیرا هیچ دلیلی برای این کار ندارم. همچنین نمیدانم چگونه دور تو بچرخم، چون بهانهای برای این کار ندارم.
هوش مصنوعی: من همیشه نگران حوادث و مشکلات نیستم، پس چرا باید از خانهام که متعلق به من نیست، فرار کنم؟
هوش مصنوعی: من هنوز در مرحلهای هستم که برای زندگیام زحمت و تلاش کردهام، اما چرا باید چیزهایی را که هنوز ندارم، به راحتی از دست بدهم؟
هوش مصنوعی: رقیب من هم در عشق تو شریک است و هم از آن محروم. حالا من که به خاطر زیباییهای تو دل به عشق میزنم، چطور میتوانم از عدم داشتن حتی یک شانه برای تو حرف بزنم؟
هوش مصنوعی: در جمعی که نه آشنایی وجود دارد و نه حس شوق، تنها از جدایی و درد دل میتوان سخن گفت، اما به خاطر اینکه ترانهای در دل ندارم، نمیتوانم چیزی بگویم.
هوش مصنوعی: وقتی تصمیم گرفتم به سوی زیبایی تو بروم، در دام عشقت گرفتار شدم. اکنون نمیدانم به کجا بروم، زیرا هیچ چیز دیگری ندارم که مرا به دوردست ببرد.
هوش مصنوعی: کجا بروم من و از چه کسی چیزی بخواهم، در حالی که هیچ آستانهای غیر از خاک درک او ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ببین به ساز و مپرس از ترانهای که ندارم
توان به دیده شنیدن فسانهای که ندارم
به سعی بازوی تسلیم در محیط توکل
شناورم به امید کرانهای که ندارم
به رنگ شعلهٔ تصویر سخت بی پر و بالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.