خوش آنکه غم سیمبری داشته باشد
وز غم همهدم چشم تری داشته باشد
صاحبنظر آنست که چون چشم گشاید
با ماهلقایی نظری داشته باشد
ثابتقدم آنست که غافل ننشیند
در کوی محبت گذری داشته باشد
هر بیخبری را چه کنم بنده آنم
کز حال دل من خبری داشته باشد
با هیچ هنر نیست پسندیده من کس
گر عشق بورزد هنری داشته باشد
سهلست فراغت سگ آنم که همیشه
غمگیندل و خونینجگری داشته باشد
جان نذر غم عشق تو کردست فضولی
حاشا که خیال دگری داشته باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عشق و غم اشاره دارد. شاعر به زیبایی آرزو میکند کسی باشد که در دل غمی را برای معشوق خود داشته باشد و همواره یاد او را زنده نگه دارد. او به اهمیت دیدار با محبوب و وجود احساسی صادقانه در روابط اشاره میکند و بر این باور است که ثابت قدم بودن و غافل نبودن از مسیر عشق، ویژگیهای مهمی برای درک عمیق عشق هستند. شاعر همچنین ابراز میدارد که حتی بیخبران نیز باید از حال دل او آگاه باشند و در نهایت، عشق واقعی را بدون هیچگونه خیالی از دیگران توصیف میکند.
هوش مصنوعی: خوشحالتر کسی است که دغدغهای از عشق و محبت داشته باشد تا اینکه هر روز به خاطر غمهای دیگر اشک بریزد.
هوش مصنوعی: انسان خردمند کسی است که وقتی به دنیا مینگرد، همیشه به زیبایی و جاذبهها توجه میکند و با آنها ارتباط برقرار میکند.
هوش مصنوعی: کسی که در عشق ثابتقدم است، هرگز نباید غافل بماند و باید همیشه در مسیر عشق و محبت قدم بردارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از حال من بیخبر است، برای من اهمیتی ندارد؛ من تنها به کسی ارزش میدهم که از وضعیت عاطفی و احساسی من آگاهی داشته باشد.
هوش مصنوعی: هیچ هنری نمیتواند مردم را به خود جذب کند، اگر کسی در عشق ورزیدن talent داشته باشد، در واقع هنری واقعی دارد.
هوش مصنوعی: آسودگی و راحتی برای کسی آسان است که همیشه دلش غمگین و دردمند باشد.
هوش مصنوعی: دل، برای عشق تو جان خود را فدای غم کرده و به هیچ عنوان تصور دیگری در سر ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای کاش که این سینه دری داشته باشد
تا یار ز دردم خبری داشته باشد
یا با دل ما صبر سری داشته باشد
یا رحم بر آن دل گذری داشته باشد
تا کی گذرد عمر کسی در غم هجران
[...]
آن شوخ ز حالم خبری داشته باشد
وین ناله بدان دل گذری داشته باشد
پیداست پریشانی زلفش ز حد افزون
گویا به دل خسته سری داشته باشد
مستانه رود سر زده تا بر سر آن کوی
[...]
مشتاق تو گر نامهبری داشته باشد
چون اشک هم از خود سفری داشته باشد
از آتش حرمان کف خاکستر داغیست
گر شام امیدم سحری داشته باشد
چون شمع بود سربه دم تیغ سپردن
[...]
جانان ز من آیا خبری داشته باشد؟
آه دل سوزان اثری داشته باشد؟
خورشید چو دود دل ما، پرده نشین است
این تیره شب آیا سحری داشته باشد؟
ما شکوه، ز بی رحمی صیاد نداریم
[...]
گر ناله ی زارم اثری داشته باشد
شام شب تارم سحری داشته باشد
جایی نکند غیر سر کوی تو پرواز
گر مرغ دلم بال و پری داشته باشد
گر داد ز من داشته باشد عجبی نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.