بنه سر بحکم خدای یگانه
شود تا بحکمت جهان دو گانه
بخواه ازخدا غیر عقبی و دنیی
که بحر نوالش ندارد کرانه
نظر بر مدار از مسبب در اسباب
سببهاست حیران او در میانه
فلک گر به پیچد ز فرمان او سر
از آن شقتش میزند تازیانه
بپرداز خود را ز خود تا ببینی
که ما و شما نیست الا بهانه
بصورت بود جور و معنی عدالت
شکایت مکن از جفای زمانه
بدام تن افتاد تا مرغ جانم
دلش خون شد از حسرت آشیانه
چو از موطن اصلیم یاد آید
روانم شود بیخودانه روانه
مجو فیض از بینشانه نشانی
که نتوان نشان داد از بینشانه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به فلسفه و حکمت الهی اشاره دارد و بیانگر این است که همه چیز در جهان بر اساس اراده و فرمان خداوند است. شاعر تأکید میکند که نباید به دنبال دنیا و آخرت باشیم، زیرا نعمتهای الهی بیپایان هستند. همچنین، به درک عمیقتری از وجود خود و حقیقت زندگی اشاره دارد و میگوید که همه چیز در این دنیا بهانهای است و نباید از مشکلات زمانه شکایت کنیم. شاعر در نهایت به یاد وطن و منزلت واقعی انسان اشاره میکند و به ما میآموزد که نباید به دنبال نشانهها از چیزهای بینشان باشیم.
هوش مصنوعی: سر و کار خود را به حکم خداوند یگانه بسپار، تا به واسطه حکمت او، دوگانگی و اختلافات جهان به سامان آید.
هوش مصنوعی: از خدا چیزی غیر از بهشت و دنیا بخواه، زیرا نعمتهای او همچون دریا بیکرانند و انتهایی ندارند.
هوش مصنوعی: نظری به دلیلی میاندازد که در میان وسایل و علل، او را دچار حیرت کرده است.
هوش مصنوعی: اگر در آسمان به خاطر اراده او، حرکتی صورت گیرد، عذاب و سختی از آن به سرش میرسد.
هوش مصنوعی: برای اینکه بهتر بفهمی حقیقت چیست، از خودسازی و دلبستگی به خودت فاصله بگیر. آنچه که ما و شما را از هم جدا کرده به نوعی توهم و بهانهای بیش نیست.
هوش مصنوعی: ظاهر دنیا ممکن است ناعادلانه به نظر برسد، اما از بیعدالتیهای حاکم بر زمانه ننگر و شکایت نکن.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در قفس جسم گرفتار شدم، روح من به خاطر حسرت یک خانه آرامش، به شدت ناراحت و غمین شد.
هوش مصنوعی: وقتی که به زادگاهم فکر میکنم، روح و وجودم به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و حالم دگرگون میشود.
هوش مصنوعی: از پاداش و فیضی که نمیتوان نشانی از آن یافت، توقع نداشته باش. چرا که نشانهای از آن وجود ندارد که بتوان به آن اشاره کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا گشته غره به مکر زمانه
ز مکرش به دل گشتی آگاه یا نه
یگانهٔ زمانه شدی تو ولیکن
نشد هیچ کس را زمانه یگانه
زمانه بسی پند دادت، ولیکن
[...]
خرد دوش از من بپرسید و گفتا
که ای پیش نطق تو منطق فسانه
بگو چیست آن طرفه صیاد دلها
که از لفظ و معنیش دامست و دانه
دلم گفت خاموش تا من بگویم
[...]
میان من و دوست چون شد یگانه
نماند به جز دوست کس در میانه
چو با دوست افتاد کار از دو جانب
دویی جمله معدوم شد در یگانه
چو بیرون از او نیست از خود چه لافی
[...]
چو بنشست بر تخت قطب زمانه
که چون قطب بادش بقا جاودانه
مغنی به آواز چنگ و چغانه
چه خوش گفت وقت صبوح این ترانه
که ای خواجه برخیز کانفاس عمرت
بود مایه دولت جاودانه
درین بزمگه چند غافل نشینی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.