بیا ساقی بده آن آب گلگون
که دل تنگ آمد از اوضاع گردون
خرد را از سرای سر بدر کن
بر افکن پرده از اسرار مکنون
بگوش جان صلای عشق در ده
رسوم عاقلان را کن دگرگون
بکنج درد و غم تا کی نشینم
شکیبائی شد از اندازه بیرون
ببا تا آه آتشناک از دل
روان سازیم سوی چرخ گردون
فلک را سقف بشکافیم شاید
رویم از تنگنای دهر بیرون
دل و جانرا نثار دوست سازیم
که غیر دوست افسانه است و افسون
رقم کن بر دل و بر جانت ای فیض
برات سرخ روئی ز اشگ گلگون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دعوتی به نوشیدن شراب و فرار از غم و درد زندگی است. شاعر از ساقی میخواهد تا آب گلگون را بدهد تا دلش را آرام کند و اوضاع دشوار دنیا را فراموش کند. او از خرد میخواهد که از خانهاش بیرون رفته و پرده از اسرار بر دارد. شاعر قصد دارد تا قواعد عاقلان را کنار بگذارد و به عشق گوش دهد. او از درد و غم خسته است و از تنگنای زندگی رهایی میجست. در نهایت، او میخواهد دل و جانش را فدای دوست کند و به عشق و زیبایی بپردازد.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، آن شراب خوشرنگی را بده که دل من از شرایط سخت و پیچیده دنیا ناراحت و بیتاب شده است.
هوش مصنوعی: عقل و فهم خود را از دنیای ظاهری فراتر ببر و رازهای پنهان را آشکار کن.
هوش مصنوعی: به گوش دل صدای عشق را بشنو و آداب خردمندان را تغییر بده.
هوش مصنوعی: تا کی باید در کنج درد و غم بمانم؟ صبر من دیگر تمام شده است.
هوش مصنوعی: بیایید تا با دل پر از آتش و احساسات عمیق خود، اندوه و ناراحتی را به آسمان و دنیای بالاتر منتقل کنیم.
هوش مصنوعی: به آسمان طوری نفوذ کنیم که شاید بتوانیم از سختیهای زندگی رهایی یابیم.
هوش مصنوعی: دل و جان را برای دوست فدای کنیم، زیرا غیر از دوست، همه چیز خیالی و دروغین است.
هوش مصنوعی: ای فیض، بر دل و جانت نقشی بزن که نشاندهندهی سرخی عشق و محبت باشد، مانند اشکی که بر گل میافتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که پرسد زین غریب خوار محزون
خراسان را که بیمن حال تو چون؟
همیدونی چو من دیدم به نوروز؟
خبر بفرست اگر هستی همیدون
درختانت همی پوشند مبرم
[...]
چو نشکوهید او را دل ز جیحون
چرا بشکوهد از حال دگرگون
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
از او پرسم که این چون است و آن چون
یکی را میدهی صد ناز و نعمت
یکی را نان جو آلوده در خون
درآمد موکب عید همایون
که بر صاحب مبارک باد و میمون
سپهر مجد مجدالدین که شاهان
ز مجدش ملک را کردند قانون
عدو بندی که کلکش در دهاده
[...]
نه خورشید جهان کاین چشمهٔ خون
بدین کار است گردان گرد گردون
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.