گرد جهان گردیده من چون روی تو نادیده من
ز آنروز اسباب جهان جز عشق تو نگزیده من
از پرتو نور رخت تابی فتاده در دلم
کز هستیش چون کوه طور بر خویشتن لرزیده من
آیا چه مستیها کنم آندم که برگیری نقاب
چون بیخود و آشفتهام روی ترا نادیده من
از حسن پیداگشت عشق از عشق پیداگشت حسن
از حسن اگر نازیده تو از عشق هم نازیده من
از بهر آن گاهی مگر روزی ز من گیری خبر
شبها بسی در کوی تو در خاک و خون غلطیده من
تا بو که تو یادم کنی گوشی بفریادم کنی
بر آستانت روز و شب زاریده و نالیده من
از دیدهام خون شد روان آهم گذشت از آسمان
با من همان هستی چنان چیزی چنین نشنیده من
خاک رهت با من نما تا سازم آن را توتیا
بهر تماشای رخت روشن کنم زان دیده من
مهرت بجان فیض جا کرده است در روز ازل
تا بوده مهر و بوده جان مهرت بجان ورزیده من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و دلدادگی شاعر به محبوب است. شاعر از درد و رنجی که به خاطر دوری محبوب متحمل میشود سخن میگوید و از آن میگوید که زندگیاش بدون عشق محبوب meaningless است. او از نور و زیبایی محبوب صحبت میکند که در دلش تابیده و باعث لرزش وجودش شده، و به چالشهای عاطفیاش اشاره میکند که بیخود و آشفتهاش کرده است. شاعر از انتظار و آرزوی خبری از محبوب میگوید و به خاک و خون غلطیدن در مسیر او را توصیف میکند. در نهایت، او به این نکته اشاره دارد که عشقش همیشگی و ازلی بوده و این محبت در وجودش جا گرفته است.
هوش مصنوعی: من برای دیدن تو در تمام جهان سفر کردهام، اما چون نمیتوانم چهرهات را ببینم، خود را گم کردهام. از آن روز به بعد، هیچ چیز جز عشق تو برایم ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: جلوه نور صورت تو در دلم تأثیری عمیق گذاشته است، بهگونهای که از وجود این احساس شدید، من چون کوه طور از ترس لرزان شدهام.
هوش مصنوعی: چه کارهای عجیبی ممکن است در آن لحظه انجام دهم وقتی که تو نقابت را کنار میزنی. در حالتی از غفلت و بیخبری، چهره تو را نمیبینم.
هوش مصنوعی: زیبایی موجب بروز عشق میشود و عشق هم زیبایی را نمایان میکند. اگر تو از زیبایی خود نکالی، من نیز از عشق خود نخواهم کاست.
هوش مصنوعی: شاید روزی خبری از من بگیری، در حالی که من شبها در کوی تو به خاک و خون افتادهام.
هوش مصنوعی: به یاد تو همیشه در کنار درت، روز و شب ناله و زاری میکنم، تا اینکه تو به یادم بیفتی و صدایم را بشنوی.
هوش مصنوعی: چشمم پر از اشک شده و آهی که میزنم، به آسمان میرود و از آنجا پاسخ میگیرد. اما من هیچ وقت چیزی را مانند این احساس نکردهام.
هوش مصنوعی: خاک راه تو را به من نشان بده تا بتوانم آن را برای تماشای چهرهات به صورت پودر دارویی درآورم و از چشمانم روشنایی بگیرم.
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو از ابتدای خلقت در وجودم ریشه دوانده و از آن زمان تا به امروز، این احساس در وجود من زندگی کرده و پرورش یافته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.