زان دهان حرفی فکندی در میان
زان میان خلقی فکندی در گمان
زان دهان در میان جز حرف نیست
زان میان هم نیست چیزی در میان
آن میان رمزیست باریک و دقیق
وان دهان سریست مخفی و نهان
در دهان خود غیر حرفی نیست زین
در میان هم غیر موئی نیست زان
زان دهان هرگز کسی آگه نشد
جز مگر حرفی که آید زان دهان
زان میان هرگز کسی واقف نگشت
جز کمر گاهی که بندی در میان
عالمی پر شکر و پر قند شد
بس که شیرینست حرف آن دهان
کرد اذهان خلایق را لطیف
فکر لطف آن میان اندر جهان
شور کردی فیض و مو بشکافتی
در حدیث آن دهان و آن میان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی مفاهیم گفتار و سکوت میپردازد. او تأکید میکند که بین گفتار و چیزی که درون آدمهاست تفاوت وجود دارد و آنچه در میان است، تنها رمز و رازی پنهان است. دهان فقط برای بیان کلمات به کار میرود و در میان، تنها اندکی وجود دارد. شاعر به لذت و شیرینی گفتار اشاره میکند که میتواند افکار و اذهان مردم را لطیفتر کند. در نهایت، تاکید میکند که فهم حقیقی و درک عمیق از معانی در پس کلمات و میانها وجود دارد و این به نوعی درک و شور و شوقی درونی ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: از آن دهان حرفی را به میان آوردی و از آن میان، اندیشهای را در دل مردم نشاندی.
هوش مصنوعی: از آن دهان فقط کلامی وجود دارد و از آن میان، هیچ چیزی جز گفت و گو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در آنجا رازی هست که به دقت و ظرافت خاصی درک میشود و همچنین، سخنی وجود دارد که به صورت پنهان و نامشخص بیان شده است.
هوش مصنوعی: در دهان هیچ چیزی جز کلامی وجود ندارد و در میان آن نیز چیزی جز مویی دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: هیچ کس از آن دهان باخبر نشد، جز زمانی که حرفی از آن دهان خارج شود.
هوش مصنوعی: هیچکس از آن راز درون خبر ندارد جز گاهی که بند کمر در وسط نمایان میشود.
هوش مصنوعی: جهانی پر از شکر و شیرینی شده است، چون صحبتهای آن دهان چقدر شیرین است.
هوش مصنوعی: فکر لطیف او دلهای مردم را متوجه و حساس کرده و در سراسر جهان تأثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: شما با شور و اشتیاقی که داری، فیض و برکت را به وجود آوردی و به طور عمیق در مورد صحبتهای آن دهان و آن میان، تفکر و کندوکاو کردهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یخچه میبارید از ابر سیاه
چون ستاره بر زمین از آسمان
چون بگردد پای او از پای دار
آشکوخیده بماند همچنان
عید فرخ باد بر شاه جهان
جاودانه شادمان و کامران
نعمتش پیوسته و عمرش دراز
دولتش پاینده و بختش جوان
سال و مه لشکرکش و لشکر شکن
[...]
ای مرا دیدار تو جان و جهان
بی تو هرگز نی جهان خواهم نه جان
ای جهان جان چه شادی باشدم
چون نباشی با من ای جان جهان
ای بسان حور و آئین پری
[...]
ای آفتاب حسن تو را آفتاب
سجده برد همچو من از آسمان
خردی تو و بزرگ تو را پایگاه
سال تو اندک و تو بسیار دان
چو آفتاب خردی در چشم خلق
[...]
روی بخت خواجه خرم همچو گل
باد تا هر سال گل آرد جهان
بسته دولت عهد با دورانش باد
تا بود پیوسته با دوران زمان
باد حاجت خرمی را با دلش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.