خوش آنکه کشتگان غمش را ندا کنند
تا وعدههای وفا را وفا کنند
آندم که دوست گوید ای کشتگان من
از لذت خطاب ندانم چها کنند
در شور و وجد و رقص درآیند عاشقان
از شوق دوست جامه جان را قبا کنند
آندم که دوست پرسش بیمار خود کند
دردش یکان یکان همه کار دوا کنند
سر گر بپای دوست فشانند عاشقان
هر دم برای دادن جان جان فدا کنند
عشاق اگر الست دگر بشنوند ازو
بیخود شوند و تا بقیامت بلی کنند
گر فیض محو دوست شود حالت نماز
کروبیان قدس باو اقتدا کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به زیبایی به عشق و ارادت عاشقان به دوست اشاره دارد. شاعر میگوید که عاشقان منتظرند تا کشتگان غم عشقشان صدایشان را بشنوند و وعدههای وفا را تحقق بخشند. وقتی دوست آنها را خطاب کند، عاشقان در شور و شادی به رقص و وجد درمیآیند و از شوق او جان خود را به لباس قبا تبدیل میکنند. همچنین، در هنگام درد و بیماری، عاشقان با محبت و توجه به سؤالهای دوست، به دلی از دردها میپردازند. آنها حاضرند جان خود را فدای دوست کنند و اگر بگویند "بله" به وجود مقدس او، بیخود شده و تا ابد در این حال باقی میمانند. حتی اگر فیض از دوست باشند، مقامهای مقدس نیز به او اقتدا میکنند.
هوش مصنوعی: خوشحال کننده است که کسانی که به خاطر غم او جان باختهاند، او را صدا کنند تا او به وعدههایش عمل کند و به آنها وفا کند.
هوش مصنوعی: زمانی که محبوب میگوید، ای کسانی که بر اثر عشق جان باختهاید، از شوق و لذت این گفتوگو نمیدانم چه کار باید کرد.
هوش مصنوعی: عاشقان از شادی و عشق دوست وارد شور و هیجان میشوند و با عشق خود، وجود و روحشان را لباس زیبایی میدهند.
هوش مصنوعی: زمانی که دوست به سراغ بیمار خود میآید و از دردهایش یکی یکی میپرسد، تمام تلاشش این است که برای درمان او اقدام کند.
هوش مصنوعی: عاشقان هر لحظه برای دوست جان خود را فدای او میکنند و خود را در حضور او سرسپرده میسازند.
هوش مصنوعی: عاشقان اگر دوباره صدای الست را بشنوند، به شدت تحت تأثیر قرار میگیرند و تا همیشه به این حالت ادامه خواهند داد.
هوش مصنوعی: اگر لطف و نعمت دوست (خدا) از بین برود، حالت عبادت فرشتههای مقرب به او نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و آنها به او اقتدا خواهند کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای پیشوای شرع که ایناء روزگار
از بهر دفع ظلم بتو النجا کنند
ارباب فضل ملتزم منّتی شوند
در خدمت تو گر بمثل جان فدا کنند
احوال روزگار از آن شد که بعد ازین
[...]
آنجا که وصف گیری آن دلربا کنند
از مشک اگر کنند حدیثی خطا کنند
گر کام اوست ریختن خون عاشقان
آن به که کامش از دل شیدا روا کنند
بیهوده رنج میبرد از دست ما طبیب
[...]
درد دل مرا چو اطبا دوا کنند
درمان درد ما لب لعل شما کنند
بیچارگان شوق که بینند روی او
این بس بود ز دور که او را دعا کنند
شاهان چو در گذار ببینند خسته ای
[...]
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند
دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی
باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ درنمیکشد
[...]
آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
جانها به جای جامه به بویش قبا کنند
آنان که یافتند اثر کیمیای «فضل »
مس را به التفات نظر کیمیا کنند
ای خسته ای که بی خبر از درد دوستی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.