هر چه در عالم بود او راست مغز و پوست
مغز او معلای او صورت او پوست پوست
صورت ار چه شد هویدا لیک سر تا پا قفاست
معنی ارچه شد نهان لیکن سراسر روست روست
معنی هر چیز تسبیح خدا و حمد او
صورت آن پردة او سر معنی اوست اوست
با زبان فطرت اصلی است تسبیح همه
نیست تکلیفی برایشان طبعشانرا خوست خوست
عارفانند اهل معنی مغز می بینند مغز
جاهلانند اهل صورت ناظران پوست پوست
من نیم از عارفان و نیستم از جاهلان
از کف بحر معانی روزی من جوست جوست
چون ندارم ره بدریا کرده ام با جوی خوی
چون ندارم ره بمجلس مسکن من کوست کوست
فیض را دیدم بگلزار حقیقت در طواف
گفتمش ره یافتی گفتا نصیبم بوست بوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عمق و معناهای پنهان جهان اشاره دارد. شاعر میگوید دنیای ظاهری (پوست) تنها جنبهای سطحی است و حقیقت واقعی (مغز) درون آن نهفته است. هر چیزی در عالم نشانهای از خداوند است و معنای هر چیز به نوعی تسبیح و حمد خداوند محسوب میشود. عارفان به درک عمیقتری از معانی میرسند و برعکس جاهلان فقط به ظاهرها توجه دارند. شاعر از خود به عنوان کسی میان این دو گروه یاد میکند، که در جستجوی معانی عمیق است و به دنبال حقیقتی فراتر از ظاهر میباشد. او در این مسیر به حقیقت و فیض الهی دست یافته و احساس نزدیکی با آن دارد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان وجود دارد، او همان حقیقت است و آنچه ما از آن میبینیم، فقط ظاهر و شکل آن است. در واقع، مغز یا عقل واقعیت اوست و آنچه که ما میبینیم، فقط پوسته و ظاهر بیرونی است.
هوش مصنوعی: هرچند که چهرهی آن نمایان شده، اما از سر تا پا پوشیده است. حتی اگر معنایش پنهان باشد، اما در تمام وجودش، نشانهاش نمایان است.
هوش مصنوعی: هر چیزی در واقع به نوعی نمایش و تسبیح خداوند است و به ستایش او اشاره دارد. به عبارت دیگر، مفهوم هر چیز در نهایت به صفات و وجود خدا برمیگردد.
هوش مصنوعی: با زبان فطرت، همه موجودات به ذکر خداوند مشغول هستند و این کار از روی اجبار نیست، بلکه به خاطر طبیعت و تمایل ذاتی آنهاست.
هوش مصنوعی: عارفان کسانی هستند که به عمق معناها نگاه میکنند و باطن امور را درک میکنند، در حالی که جاهلان تنها به ظواهر و شکلهای خارجی توجه دارند و از محتوا بیخبرند.
هوش مصنوعی: من نه از عارفان هستم و نه از جاهلان؛ از عمق دریای معانی روزی خود را جستجو میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی که به دریا دسترسی ندارم، تلاش کردهام با جوی آبی پیش بروم. زیرا راهی به مجلس و گردهماییها ندارم، پس خانهام در همین جوی است.
هوش مصنوعی: در میان باغ حقیقت، فیض را دیدم که در حال گردشی است. از او پرسیدم که آیا راهی پیدا کردهای؟ او پاسخ داد که نصیب من فقط عطر این گلهاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست
صورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوست
گر خیال یاری اندیشند باری چون تو یار
یا هوای دوستی ورزند باری چون تو دوست
خاک پایش بوسه خواهم داد آبم گو ببر
[...]
من به قول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
کز نکورویان اگر بد در وجود آید نکوست
گر عرب را گفتگوئی هست با ما در میان
حال لیلی گو که مجنون همچنان در جستجوست
چون عروس بوستان از چهره بگشاید نقاب
[...]
مشک ریزان میجهد، باد صبا از کوی دوست
شاخهای گویی ربودست، از خم گیسوی دوست
دوست میدارم نسیم صبح، راکو، در هوا
تا نفس میآیدش، جان میدهد بر بوی دوست
دوست را هر دو جهان، گرچه هوا دارند و من
[...]
حلقه بر در میزند هر دم خیال روی دوست
گوش دار این حلقه را ای دل گرت سودای اوست
صبحگاهی می گرفتم عقد گیسویش به خواب
زان زمان دست خیالم تا به اکنون مشگ بوست
دل که چون گویست در میدان عشق آشفته حال
[...]
پیش آن سرو روان آب رخ من آب جوست
آب خورد سرو ما گویی مگر از آب روست
قاصد خونست ما را آنکه میگوئیم یار
دشمن جانست ما را آنکه میداریم دوست
از ضعیفی تار موئی شد وجودم، این عجب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.