ز مژگان چند چون ابر بهاران
سرشک لالهگون بارم چو باران
به خاک کوهکن برمیفروزم
چراغ لالهای در کوهساران
خط سبزش مرا شوریدهتر کرد
جنون کهنه نو شد در بهاران
سمندش را به جولان خواهد آورد
بلند اقبالی این خاکساران
جدایی نو محبّ را بلایی است
به من در هجر او رحم است یاران
کشاکش با تمنّای تو دارد
بنازم حسرت امّیدواران!
نگه را رخصت خونریزیی ده
قراری کردهای با بیقراران
به مژگان تو در خنجر گذاری است
نگاهت آن سر خنجر گذاران
به غیر از خار خار دل نچیدم
گلی در آرزوی گلعذاران
مرا در دوستداری عمر بگذشت
ندیدم دوستی زین دوستداران
نبیند تیره روز و روزگاری
چون من فیّاض کس در روزگاران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان دلبستگی و وفاداری خود به معشوق میپردازد. او میگوید که میتوان از زندگی بیدردسر گذشت، اما نمیتوان از عشق و جذابیت معشوق دست برداشت. او اشاره میکند که حتی اگر درد عشق او را به شدت آزار دهد، باز هم نمیتوان از آن درد رهایی یافت. شاعر اعتراف میکند که تحمل غم معشوق را برای خود ممکن میداند، و حتی اگر درمانی برای این درد نباشد، آن را با درد و رنجش بهتر از آنکه بخواهد درمان شود، میداند. در مجموع، این شعر حاکی از عشق عمیق و احساس سردرگمی شاعر در برابر معشوقش است.
هوش مصنوعی: از چشمانم مانند باران بهاری اشکهای گُلگون میریزد.
هوش مصنوعی: در دشتهای کوهستانی، چراغی به مانند لاله میزنم تا شبها روشنایی داشته باشد.
هوش مصنوعی: سبز بودن آن خط، احساسات من را بیشتر برانگیخت و دیوانگی قدیمیام در بهار تازه شد.
هوش مصنوعی: او به زودی اسبش را به حرکت در خواهد آورد و این نشاندهندهی آیندهای روشن برای این خاکساران است.
هوش مصنوعی: جدایی از محبوب تازهای که به زندگیام آمده، برای من درد و رنجی به همراه دارد و در این دوری، یارانم به من رحم میکنند.
هوش مصنوعی: درگیری و کشمکش برای رسیدن به آرزوی تو، باعث میشود که به افرادی که امیدوار هستند، حسرت بخورم!
هوش مصنوعی: نگاه خود را اجازهای برای خونریزی بده، چرا که تو با دلهای بیقرار برای آرامش توافق کردهای.
هوش مصنوعی: چشمان تو به مانند خنجری میماند که بر دلها میزند و نگاهت چنان است که گویا آن خنجری را به دست گرفتهای.
هوش مصنوعی: جز درد و رنج در دل چیزی به دست نیاوردم و در انتظار عشقهای زیبا، گلی نمیبینم.
هوش مصنوعی: عمر من به خاطر عشق سپری شد و هیچگاه دوستی مانند این دوستان را ندیدم.
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا به بدبختی و سختی من نرسیده و همچنان کسى هم در زمانه نمیتواند به بخشندگی من باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابوالفتح آفتاب نامداران
مظفر نام و تاج کامگاران
اگر باران نباشد در بهاران
سرشگ و آه من بس باد و باران
جهان را بس بود نالیدن من
اگر بلبل ننالد در بهاران
سحرگه بانگ من بشنو ز مطرب
[...]
همه سیمین بر و زرین سواران
پری رویان و پروین گوشواران
زلبهای چو بسد در فروشان
ز گیسوهای مشکین مشکباران
بگاه عشرت و بوس و تماشا
[...]
نشست آن شب به نوشانوش یاران
صبوحی کرد با شب زندهداران
که گر جامه بپوشد شه هزاران
نگردی تو ز خیل بیقراران
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.