دل به یاد تو سرخوش است همان
شعلة شوق سرکش است همان
پر برآوردم از خدنگ جفا
مژه دستی به ترکش است همان
کرد آشفته، خاطرِ جمعی
طرّة او مشوّش است همان
توتیا گشت استخوان و مرا
چشم بر گَردِ ابرش است همان
گر شدم از تو دور روزی چند
کششت در کشاکش است همان
بجهد گر سپندی از آتش
باز گشتن به آتش است همان
ناخوشیها اگر چه دید بسی
دل فیّاض او خوش است همان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از احساساتی عمیق و غمانگیز در مورد عشق و جدایی صحبت میکند. گوینده از اشکهایی مثل باران سخن میگوید و به زیباییهای طبیعت و درد دلش اشاره میکند. او از جدایی معشوق و حسرتی که در دل احساس میکند، مینویسد و این جدایی را باری سنگین برای خود میداند. همچنین به آرزوها و امیدهایش در عشق میپردازد، در حالی که از دلتنگیها و ناکامیها میگوید. گوینده در نهایت به فضیلت دوستی اشاره میکند و بر این باور است که در زندگیاش دوستی به مانند دیگران نداشته و از تنگدستی روحی خود شکایت دارد.
هوش مصنوعی: دل من به یاد تو شاد و خوشحال است، همانگونه که شعلهای از شوق و desire درونم زبانه میکشد.
هوش مصنوعی: من از تیرهای زخم و جفایی که دیدهام، بالهایی ساختهام و اکنون دیگر تواناییام به اندازهای است که میتوانم با دقت و نیرویی بیشتر به سمت هدف بروم.
هوش مصنوعی: آشفتگی او باعث نگرانی دیگران شده است، زیرا اوضاع آرامش خاطر را بر هم زده است.
هوش مصنوعی: چشم من به ابرهاست و حالا استخوان من به توتیا تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: اگر روزی از تو دور شوم، کشته شدنم در میان این جدایی است.
هوش مصنوعی: اگر کسی سعی کند که از آتش فرار کند اما دوباره به آن برگردد، بدانید که تلاشش بیفایده بوده است.
هوش مصنوعی: ناخوشیها اگرچه بسیارند، دل بخشنده او همچنان شاداب و خوش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.