به فریادی ترا سرگرم در بیداد خود کردم
به صد فریاد شکر طالع فریاد خود کردم
ز یاد خویش بودم رفته تا رفتم ز یاد تو
به هر جا رفته از یادی که دیدم، یاد خود کردم
به پای گمرهی بایست رفتن در ره شوقت
درین وادی رهی گم کردم و ارشاد خود کردم
مر امّید امداد کسان افکنده بود از پا
مدد از بیکسیها جستم و امداد خود کردم
فراغتها نصیبم بود در دام گرفتاری
عجب رحمی در آخر بر دل ناشاد خود کردم
غم همچشمی خسرو عجب ننگیست عاشق را
چه خاکست اینکه من در کاسة فرهاد خود کردم
رم از صیّاد میکردم چو رام خویشتن بودم
ز خود رم کرده خود را رام با صیّاد خود کردم
غم من بود باعث شادی او را به این شادم
که خود غمگین او گردیدم، او را شاد خود کردم
ز بس فیّاض گرم اتّحادم با تو در یاری
ترا دردی که پیش آمد مبارکباد خود کردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و احوالات ناشی از آن میپردازد. او از دشواری و پیچیدگیهای عشق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه در این مسیر گاهی خود را گم میکند و گاهی به خود میآید. احساس غربت و وطن را در عشق به تصویر میکشد و اعتراف میکند که در دنیا تنها با یاد معشوق خود را مییابد. شاعر از زیباییهای معشوق و اثرات آن بر وجود خودش سخن میگوید و به تضادهایی که در احساساتش وجود دارد، اشاره میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در این مسیر همچنان سرگردان است و نمیداند که کیست و کجا میخواهد برود، اما همچنان در پی معشوق و زیباییهای اوست.
هوش مصنوعی: من به خاطر ظلم و ستمی که بر تو میرود، تو را با فریادهایم مشغول کردهام و در عین حال، به خاطر سرنوشتم، به صدای شکرگزاری نیز پرداختهام.
هوش مصنوعی: من همیشه در فکر خودم بودم، اما وقتی از یاد تو دور شدم، به هر جا که رفتم، به خاطر یاد تو دوباره به یاد خودم افتادم.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق تو باید صبوری کرد، در این راه گم شدم و خود را به راهنمایی سپردم.
هوش مصنوعی: امید من به کمک دیگران بینتیجه مانده بود و از کسانی که به من کمک نمیکردند ناامید شدم، بنابراین تصمیم گرفتم خودم برای حل مشکلاتم اقدام کنم.
هوش مصنوعی: در زندگیام لحظاتی از آرامش و راحتی داشتم، ولی در نهایت در دام مشکلات و سختیها گرفتار شدم. به نوعی میتوان گفت که در آخر برای دل غمگین و ناخوشایند خودم رحمی قائل شدم.
هوش مصنوعی: غم رقابت با خسرو، برای عاشق حقیقی ننگین است. مگر اینکه من خود را به خاکستر فرهاد تشبیه کنم، که در دل من وجود دارد.
هوش مصنوعی: در این جمله، گوینده از تجربهای صحبت میکند که در آن تلاش دارد تا بر ترس و ناپایداریهای درون خود غلبه کند. او از صید شدن به دست دیگران میگوید، اما در عین حال به خودآگاهی و تسلط بر خویش اشاره دارد. گوینده میخواهد بگوید که وقتی به درون خود نگاهی عمیق انداخت و خود را شناخت، توانست بر وضعیتش مسلط شود و به آرامش دست یابد. در واقع، او از درون خود پشتیبانی کرده و خود را از خطرها و مشکلاتی که ممکن است به او آسیب برسانند، محافظت کرده است.
هوش مصنوعی: غم من باعث شادی او شد و من از این بابت خوشحالم که خودم به خاطر او غمگین شدم و او را شاد دیدم.
هوش مصنوعی: به خاطر وفور مهر و دوستی که با تو دارم، برای یاری کردن تو، هر دردی را که متحمل شدم، خوشحالم و آن را به خودم تبریک میگویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.