گنجور

 
فیاض لاهیجی

غلط کردم دلت را با ترحّم آشنا کردم

ستم کردم به ناکامی، به محرومی جفا کردم

هزاران شیوه در جور و جفا درج است خوبی را

چه بد کردم ترا با خویش سرگرم وفا کردم

نگه نا کردنش فرصت به دستم داده بود امشب

تغافل گوش تا می‌کرد عرض مدّعا کردم

سخن کوتاهیی می‌کرد در تقریر مطلب‌ها

شکستم ناله را در سینه، صد مطلب ادا کردم

شبم در گریة بی‌طاقتی صد بار در خاطر

گذشت از پیش من نفرین‌کنان و من دعا کردم

به کام شوقِ بیطاقت نهادم سر به پای او

نمی‌دانم چه‌ها کرد اضطراب و، من چه‌ها کردم

فشاندم دامن آهی به شمع خلوتم امشب

به ذوق بیکسی‌ها سایه را از خود جدا کردم

سبک‌تر گشتم از خود هر قدر افتاده‌تر گشتم

درین افتادگی‌ها سیرِ معراج فنا کردم

به معراج فنا آن همّتم رو داده بود امشب

که عنقا صد رهم افتاد در دام و رها کردم

کلید خلد می‌بوسد سر انگشت نیازم را

نمی‌دانم گره از ابروی ناز که وا کردم!

خضر آب بقا گوید مسیحا از هوا جوید

چرا فیّاض دردش را به درمان مبتلا کردم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم

شدم بر بام بتخانه درین عالم ندا کردم

صلای کفر در دادم شما را ای مسلمانان

که من آن کهنه بت‌ها را دگر باره جلا کردم

از آن مادر که من زادم، دگر باره شدم جفتش

[...]

کمال خجندی

به خالت نسبت مشک ختنا کردم خطا کردم

من این تشبیه بینیت چرا کردم چرا کردم

صبا انداخت در دستم شی زلف چو چوگانش

چه گویم کآن نفس با او چه کردم چه‌ها کردم

چو دیدم قبله روی تو صد ساله نماز خود

[...]

فضولی

به عزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم

دویدم آن قدر کان خاک را چون توتیا کردم

شبی رفتم به کویش ناله‌ای کردم ز درد دل

سگ کویش ز من رنجید بد رفتم خطا کردم

تو محبوبی ز تو رسم وفاداری نمی‌آید

[...]

محتشم کاشانی

به خوبی ذره‌ای بودی چه در کوی تو جا کردم

به دامن گرم آتشپاره‌ای اما خطا کردم

منت دادم به کف شمشیر استغنا که افکندی

تن اهل وفا در خون ولی بر خود جفا کردم

تو خود آئینه‌ای بودی ولی ماه جمالت را

[...]

نظیری نیشابوری

نمی گردید کوته رشته معنی، رها کردم

حکایت بود بی پایان ، به خاموشی ادا کردم

به لذت بود گر لخت جگر گر پاره دل بود

نمک رفت از سخن ، تا با تکلّف آشنا کردم

درین دکان کاسد صد هنر بی یک سبب هیچ است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه