نمیپوشد چو خورشید آن پری از هیچ کس رو را
نگه دارد خدا از فتنههای چشم بد او را
نظر بر نرگس مستانة جادووشی دارم
که چشمش سرمهدان ناز سازد چشم آهو را
برورویش مسلمان را به مصحف سوختن خواند
سر زلفش به آتش مینماید راه هندو را
به خشم و ناز ازو یک ذرّه روی دل نگردانم
بگردم گِرد آن وقتی که گرداند زمن رو را
دل آتش مزاج من به هیچ از جوش ننشیند
مگر آب دم خنجر نشاند آتش او را
به زور این عقده از پیش دل او برنمیخیزد
ندانم کوهکن تا چند دارد رنجه بازو را
به راهی بایدم با همرهان بد موافق شد
که انگشتان پا از هم تهی سازند پهلو را
مرا از فضل سرشاری که دارم این پسند آمد
که در بزم ادب ته میتوانم کرد زانو را
به چوگان که بازی میکند گردون بالادست!
که یک ضربت ز مشرق تا به مغرب میبرد گورا
به آن رعنا بت آتش طبیعت کس نمیگوید
که از چشم بدان پوشیده دارد روی نیکو را
اگر داری هوای خدمت مردان ره فیّاض
به آب حلم باید روی شستن آتشین خو را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیبایی و جذابیت معشوقهای است که مانند خورشید هیچگاه نمیپوشد و از نگاه بد دیگران مصون است. شاعر به زیبایی چشمان او و تاثیرش بر دیگران اشاره میکند و میگوید که با وجود تمام فتنهها و وسوسهها، عشق او را فراموش نخواهد کرد. دل او به خاطر معشوق به شدت مشغول است و هیچ چیز نمیتواند آتش محبت او را خاموش کند. همچنین در این متن به تواناییهای شاعر و درک عمیق او از عشق و زیبایی اشاره شده و از ایدههایی چون بندگی و نیاز به همراهی در مسیر زندگی صحبت میشود. در نهایت، شاعر از آمادگی خود برای خدمت به دیگران و پذیرش چالشها سخن میگوید.
هوش مصنوعی: آن پری مانند خورشید، از هیچکس خود را نمیپوشاند و خداوند او را از شرّ چشمبدها حفظ میکند.
هوش مصنوعی: من به چشمان زیبا و جذاب او نگاه میکنم که مانند سرمهای دلکش، ناز و کرشمهای به چشمان آهو میدهد.
هوش مصنوعی: صورت او را مسلمانان با قرآن میسوزند، اما موهایش به گونهای در آتش میدرخشد که راه افراطیها را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: هرگز به خاطر خشم و ناز او لحظهای هم دل خود را از او نگردانم، حتی اگر او بخواهد که من را از خود دور کند.
هوش مصنوعی: دل من همیشه در آتش است و هیچ چیزی نمیتواند آن را آرام کند، جز آبی که از دم خنجر به آن برسد و آتش درونش را خاموش کند.
هوش مصنوعی: این احساس عمیق و کلافهکننده از دل او به سادگی قابل رفع نیست. نمیدانم آن سنگتراش تا چه زمانی این فشار و زحمت را تحمل خواهد کرد.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هدفی مشترک و موفقیت در کنار دوستان، باید با هم توافق کنیم و همکاری کنیم؛ چرا که ممکن است در این مسیر در کنار هم، حتی از هم فاصله بگیریم.
هوش مصنوعی: من به خاطر استعداد و دانشی که دارم، خوش دارم که در محافل هنری و ادبی، با احترام و تواضع نشسته و در کنار دیگران به بحث و گفتوگو بپردازم.
هوش مصنوعی: آسمان مانند یک بازیکن چوگان به بازی در آمده است و ضربهای که میزند، از شرق تا غرب زمین را درمینوردد و پراکنده میشود.
هوش مصنوعی: هیچکس به آن معشوق زیبا نمیگوید که از نظر دیگران پنهان کرده است چهرهی خوبش را.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به مردان بزرگ و بخشنده خدمت کنی، باید با صبر و شکیبایی، آتش خشم و خوی تند خود را فرو نشانی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معلم گو مده تعلیم بیداد آن پریرو را
که جز خوی نکو لایق نباشد روی نیکو را
مرا چشم نکویی بود ازان بدخو چه دانستم
که خواهد گوش کردن در حق من قول بدگو را
رقیبا چون به ره می بینم افتاده رحمی کن
[...]
ز فتراکِ سوارِ من ، چه معراجی است آهو را
سرِ آن آهویی گردم ، که قربان میشود او را
نکوخویی ز خوبان ، رشکِ عاشق بار میآرَد
از آن نیکویان دل میدهم خوبان بدخو را
به محراب دعا ابروی او میجویم و چون من
[...]
مبارک باد عید آن دردمند بیکسی کو را
که نه کس را مبارکباد گوید نه کسی او را
ز تیغش چاک شد دل، چون نهان سازم غم او را؟
گریبان پاره شد گل را، کجا پنهان کند بو را؟
سپهر دون در فیض آنچنان بسته است از عالم
که سیلاب بهاری تر نمیسازد لب جو را
سخن در هر زبان بیزحمت تعلیم میگوید
[...]
چه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو را
که عاشق مد احسان می شمارد چین ابرو را
به شرم آشنایی برنمی آید نگاه من
ز من بیگانه کن ای ناز تا ممکن بود او را
همان زهر شکایت از لبم در وصل می ریزد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.