گنجور

 
فیاض لاهیجی

گر هوس آلوده باشد دامان حسن است پاک

زشت رو گر روی در آیینه بنماید چه باک

عشق ما گر طالب حسن تو باشد دور نیست

زانکه دست پاک را لایق بود دامن پاک

دست جیب آموز تا جیب کفن هم پاره کرد

عاقبت چاک گریبان رفت تا دامان خاک

گر شود از نشئة لعل لب او باخبر

خون می فاسد شود از غصّه در شریان تاک

عالمی را سوخت فریادم نمی‌دانم چرا

در تو تأثیری نکرد این ناله‌های دردناک!

یادگاری‌های عشقست این که با خود در عدم

سینة صد پاره‌ای داریم و جیب جان چاک

لذّت جان دادن فیّاض را تا دیده است

خضر در خاک عدم می‌غلتد از بهر هلاک

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک

تا به من احسانت باشد، احسن الله جزاک

جامی

جان عاشق چون بود از آرزوی طبع پاک

دامن معشوق اگر آلایشی دارد چه باک

حاش لله چون رسد معشوق ما دامن کشان

دامنش زان پاکتر باشد که ما گوییم پاک

صفوت و پاکیزگی لازم بود خورشید را

[...]

هلالی جغتایی

نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک چاک

سینه‌ام چاک است، از چاک گریبان خود چه باک؟

می‌کشی بر غیر تیغ و می‌کشی از غیرتم

از هلاک دیگران بگذر، که خواهم شد هلاک

نیست جان را با تن پاک تو اصلا نسبتی

[...]

محتشم کاشانی

او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاک

رایاو قتل منست و من برای او هلاک

زان رخم حیران آن صانع که پیدا کرده است

آتش خورشید پرتو ز امتزاج آب و خاک

دی به آن ماه عجم گفتم فدایت جان من

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از محتشم کاشانی
شیخ بهایی

تا زند بخیه درزی چالاک

آنچه بر یوسف از قفا شد چاک

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه