گر هوس آلوده باشد دامان حسن است پاک
زشت رو گر روی در آیینه بنماید چه باک
عشق ما گر طالب حسن تو باشد دور نیست
زانکه دست پاک را لایق بود دامن پاک
دست جیب آموز تا جیب کفن هم پاره کرد
عاقبت چاک گریبان رفت تا دامان خاک
گر شود از نشئة لعل لب او باخبر
خون می فاسد شود از غصّه در شریان تاک
عالمی را سوخت فریادم نمیدانم چرا
در تو تأثیری نکرد این نالههای دردناک!
یادگاریهای عشقست این که با خود در عدم
سینة صد پارهای داریم و جیب جان چاک
لذّت جان دادن فیّاض را تا دیده است
خضر در خاک عدم میغلتد از بهر هلاک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به بیان عشق و عواطف عمیق او نسبت به معشوق پرداخته است. شاعر احساس ناتوانی خود را در برابر عشق بیان کرده و به زیباییهای زندگی و زخمهای عاطفی اشاره میکند. او با استفاده از تصاویری چون گل در خاک و شمع در خلوت، از تأثیر عشق بر وجود خود میگوید. همچنین به گذر زمان و ناکامیها اشاره دارد و بر اهمیت یکدلی و عمل نیک تأکید میکند. در نهایت، شاعر عشق را به عنوان یک حس جاودانه و بیپایان توصیف میکند که حتی در مرگ نیز باقی میماند.
هوش مصنوعی: اگر دل به چیزهای ناپاک و پلید آلوده باشد، زیبایی هرگز گناه ندارد. اگر چهرهی زشت کسی در آینه نمایان شود، هیچ نگرانکنندهای نیست.
هوش مصنوعی: اگر عشق ما خواهان زیبایی تو باشد، دور از دسترس نخواهد بود، زیرا دستی که پاک و خالص است شایسته دامن پاک و زیباست.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به خواستهها و از دست نرفتن فرصتها، باید از همه چیزهایی که در اختیار داریم استفاده کنیم. در نهایت، حتی میتوانیم به قیمتی بزرگ و با قربانی کردن چیزهای ارزشمند، به هدف خود برسیم و در نهایت، سرنوشتمان به سوی خاک رهنمون میشود.
هوش مصنوعی: اگر از حالت خوشی لبهای او باخبر شوی، خون انگور از غصه در رگهای تاک فاسد میشود.
هوش مصنوعی: کسی که با صدای دردناک من سوخت و فریاد زد، نمیدانم چرا این نالهها در تو هیچ تأثیری نداشته است!
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که یادگاریهای عشق، آنچه که در دل و جان ما باقی مانده، شبیه جراحتها و زخمهای عمیقی است که ما به همراه داریم. این احساسات و یادها در وجود ما نشستهاند و نشاندهندهٔ تجربیات عاطفیمان هستند، حتی اگر در دنیای بیرونی، حالتی تکهتکه و آسیبدیده داشته باشیم.
هوش مصنوعی: لذتی که در جان دادن هست، چنان است که وقتی خضر در فضای عدم را میبیند، به خاطر هلاکت خود به شدت غرق میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک
تا به من احسانت باشد، احسن الله جزاک
جان عاشق چون بود از آرزوی طبع پاک
دامن معشوق اگر آلایشی دارد چه باک
حاش لله چون رسد معشوق ما دامن کشان
دامنش زان پاکتر باشد که ما گوییم پاک
صفوت و پاکیزگی لازم بود خورشید را
[...]
نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک چاک
سینهام چاک است، از چاک گریبان خود چه باک؟
میکشی بر غیر تیغ و میکشی از غیرتم
از هلاک دیگران بگذر، که خواهم شد هلاک
نیست جان را با تن پاک تو اصلا نسبتی
[...]
او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاک
رایاو قتل منست و من برای او هلاک
زان رخم حیران آن صانع که پیدا کرده است
آتش خورشید پرتو ز امتزاج آب و خاک
دی به آن ماه عجم گفتم فدایت جان من
[...]
تا زند بخیه درزی چالاک
آنچه بر یوسف از قفا شد چاک
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.