نمیدانم چه آیین است کافر کجکلاهان را
که شیر دایه پندارند خون بیگناهان را
ز حاکم غافلی ظالم نمیدانی که میباید
غم امیدواران بیشتر امیدکاهان را
به شوخیهای انصاف تو نازم در صف محشر
که دامن میدهد در دست مشتی دادخواهان را
ز اقبال بلند عشق بیطالع گمان دارم
که تسخیر سیهبختان کند مژگان سیاهان را
تو ای سرخیل خوبان چون به خال و خط کنم وصفت!
به تعریف دگر باید ستودن پادشاهان را
به ما بسیار ای بدخو جفا کردی و بد کردی
ازین بدتر جفا بایست کردن نیکخواهان را
رمیدنهای عاشق در حقیقت دام معشوقست
به وحشت الفت دیگر بود جادونگاهان را
نگاه سرکشش را التفاتی با اسیران است
رعیّتپروری لازم بود شوکت پناهان را
به جهد خویش باید دست در دامان رهبر زد
چه میداند جرس درد دل گم کرده راهان را
به این بیچارگیها دل همان در چاره میبندم
امید ساحل از دل کی رود کشتی تباهان را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و نگرانیهای شاعر درباره ظلم و بیعدالتی میپردازد. شاعر نسبت به کافران و ظالمان اعتراض میکند و به سرنوشت بیگناهان و امیدهای مستضعفان اشاره دارد. او از حاکمان غافل و بیخبر انتقاد میکند که به جای انصاف، به شوخی و بازی با سرنوشت نیکخواهان پرداختهاند. عشق و ارتباطات انسانی نیز در این شعر مطرح میشود و شاعر به پیچیدگیهای رابطه عاشق و معشوق اشاره میکند. او بر این باور است که در شرایط سخت، باید به رهبران و حکمرانان تکیه کرد و امیدوار به تغییر و بهبود وضعیت باشد. در نهایت، دلسردی شاعر از وضعیت موجود و آرزوی رسیدن به ساحل نجات و رهایی نمایان است.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه حکمی وجود دارد که افرادی با کلاههای ناهموار و نادرست، innocent و بیگناه را به عنوان شیر پندارند و با این تصور به آنها ظلم کنند.
هوش مصنوعی: از حاکم بیخبر و ظالم نمیدانی که باید غم و اندوه کسانی که امیدوارند، بیش از امید و آرزوهایشان باشد.
هوش مصنوعی: من به شوخیها و انصاف تو در روز قیامت افتخار میکنم که در آن روز، تو به دادخواهانی که دست به دامن تو میزنند، کمک میکنی.
هوش مصنوعی: به خاطر شانس خوب عشق، تصور میکنم که چشمان سیاه، دلهای بدبخت را تسخیر خواهد کرد.
هوش مصنوعی: ای بهترین و برجستهترین زیبایی، چگونه میتوانم تو را با خال و خط خود توصیف کنم؟ برای تعریف و ستایش، باید از پادشاهان بهره ببرم.
هوش مصنوعی: تو به ما بسیار ظلم و بدی کردی و این رفتارت از همه بدتر این است که نیکوکاران را هم به تأخیر وا میداری.
هوش مصنوعی: عاشقانی که از معشوق خود فرار میکنند، در واقع به دام او افتادهاند و ترس از این عشق تنها در دلهای آنها موجود است. معشوق به گونهای است که جاذبهاش باعث میشود عاشق نتواند از او دور شود.
هوش مصنوعی: نگاه جذاب او توجهی به بندگان دارد و برای رعایت مقام و عظمت پناهندگان، باید به آنها اهمیت داده شود.
هوش مصنوعی: برای یافتن راه و رسیدن به هدف، باید به رهبر و هدایتکننده خود اعتماد کنیم؛ زیرا او به مشکلات و دلتنگیهای کسانی که گمکردهراهاند، آگاهی دارد.
هوش مصنوعی: در این وضعیتهای سخت و ناامیدی، به دل خود دلداری میدهم و امیدوارم که کشتی آسیبدیدهها به ساحل نجات برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان را
سر کج افسران تاج سر زرین کلاهان را
همه محزون گدازان آفتاب مضطرب سوزان
شه اشفته حالان خسرو مجنون سپاهان را
تو ای سلطان خرم دل که از مشغولی غیرت
[...]
الهی پارهای تمکین رم وحشی نگاهان را
به قدر آرزوی ما شکستیکجکلاهان را
بهمحشرگر چنین باشد هجوم حیرت قاتل
چو مژگان بر قفا یابند دست دادخواهان را
چهامکان است خاک ما نظرگاه بتان گردد
[...]
بلا شد گوشهٔ چشم ترحم بیگناهان را
نگه٬ تیغ سیهتاب است، این مژگانسیاهان را
ز چشم مست دارد یاد، ساقی بادهپیمایی
در این مجلس که ساغر داد یا رب خوشنگاهان را؟
سر تسلیم می سایم، به خاک عجز و می کنم
[...]
تعالی الله به رحمت شاد کردن بیگناهان را
خجل نپسندد آزرم کرم بیدستگاهان را
خوی شرم گنه در پیشگاه رحمت عامت
سهیل و زهره افشانده ز سیما روسیاهان را
زهی دردت که با یک عالم آشوب جگرخایی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.