گنجور

 
فیاض لاهیجی

شرابم عشوة یارست و ساغر چشم مخمورش

محبّت نشئة سرشارش و دیوانگی شورش

کدامین باده ساقی در قدح دارد دگر امشب

که با هر قطره می‌جوشد به دعوی خون منصورش

دلم در محفلی پروانة شمع تجلّی شد

که در معمورة ایمن نه موسی بود و نه طورش

دل از پای ملخ عرض تجمّل در نظر دارد

در آن وادی که از وحشت سلیمانی است هر مورش

دلی کز چین زلفی گوشة آسایشی دارد

تواند ناز کردن تا ابد بر چین و فغفورش

ظفر در ناتوانی‌هاست مردان ره دل را

چرا فرهاد می‌نازد بدین بازوی پر زورش

ز روح حافظم فیّاض این فیض است ارزانی

که تربت تا ابد از فیض معنی باد پر نورش

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اوحدی

درین همسایه شمعی هست و جمعی عاشق از دورش

که ما صد بار گم گشتیم همچون سایه در نورش

وجود بیدلان پست از سواد چین زلف او

روان عاشقان مست از فریب چشم مخمورش

به ایامی نمی‌شاید ز بامی روی او دیدن

[...]

کمال خجندی

دل مسکین که می بینی ازینسان بی زر و زورش

به کوی میکده کردند خوبان مفلس و عورش

شراب لعل می نوش من از جام زمرد گون

ا س ت که زاهد افعی وقت است و میسازم بدین کورش

به قصد جام ما در دست دارد سنگها بارب رسد

[...]

حافظ

شرابِ تلخ می‌خواهم که مردافکن بُوَد زورش

که تا یک دَم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

سِماطِ دَهرِ دون‌پرور ندارد شهدِ آسایش

مَذاقِ حرص و آز ای دل، بشو از تلخ و از شورَش

بیاور مِی که نَتْوان شد ز مکرِ آسمان ایمن

[...]

جامی

نگار من که باشد خانه از کوی وفا دورش

نبینم خانه ای در شهر دور از فتنه و شورش

جمالش باغ پر میوه ست غوری وش غرضناکان

خدایا در پناه خویش دار از غارت غورش

گدایی دلق خود داده به می نبود بجز شاهی

[...]

صائب تبریزی

من و عشقی که دست چرخ را چنبرکند زورش

گذارد درفلاخن کوه قاف عقل راشورش

کمان نرم تیر سخت رادر چاشنی دارد

مشو زنهار ایمن از فریب چشم رنجورش

ز خال دلفریب یار مشکل جان توان بردن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه