خوش آنکه بلبل ما نغمهسنج باغ تو بود
کسی که بر سر ما جای داشت داغ تو بود
نشان کوچة تاریک طرّة تو نیافت
نسیم گل که شب و روز در سراغ تو بود
ندید کس دم آبی که گرد غصّه نداشت
به غیر بادة عشرت که در ایاغ تو بود
کسی به بزم جمال تو روی گرم ندید
جز افتاب که پروانة چراغ تو بود
ز بیدماغی فیّاض غم نبود امشب
که بیدماغی او باعث دماغ تو بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات و چالشهای عشق و آزادی میپردازد. شاعر از ظلم و بیعدالتی که بر اسیران میرود، سخن میگوید و برعکس، خوشحالی ظاهری برخی از مردم را به تصویر میکشد. او از خطی سبز صحبت میکند که نماد آزادی است و به ارتباط عاطفی میان عاشقان اشاره میکند. همچنین به سفر عشق و رنجهای آن پرداخته و بیان میکند که در این دنیا، شادی واقعی به سختی یافت میشود. شاعر بر این نکته تأکید دارد که عمر مانند کالایی است که به پایان میرسد و در نهایت، به جستجوی روح آزاد و فیاض میپردازد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که بلبلش در باغ تو آواز میخواند. کسی که عشق تو در دلش جایی داشته و از این احساس عذاب میکشد.
هوش مصنوعی: نسیم گل که همواره به دنبال تو بود، نتوانست نشانی از کوچة تاریک موهای تو پیدا کند.
هوش مصنوعی: هیچ کس را ندیدم که در لحظهای آرامش و شادی را تجربه کند و غم و اندوهی نداشته باشد، مگر اینکه آن شادی ناشی از لذت عشق تو باشد.
هوش مصنوعی: هیچ کس جز آفتاب، زیبایی تو را به این شکل و گرمای دلنشین ندیده است، چرا که او خود شمع وجود تو بوده و به تو نزدیک شده است.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر حال بد و ناراحتی من، هیچ خوشحالی در زندگیام نیست، اما باید توجه کرد که این ناامیدی و بیحوصلگی من، خود به نوعی به حالت تو نیز سرایت کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.