گنجور

 
فیاض لاهیجی

شوق چون در عرض حالم خامه را سر می‌کند

نامه در کف جلوة بال کبوتر می‌کند

گردبادم جلوه دارد بر لب، از بس ناله‌ام

از غبار خاطر امشب خاک بر سر می‌کند

نالة من شعله را در خاک می‌پیچد نفس

قطرة اشکم سَبَل در چشم اخگر می‌کند

گر بدین گرمی تراود سیل اشکم از جگر

ماهیان موج دریا را سمندر می‌کند

حسرت وصل توام در دل به گلزار بهشت

حور را در دیدن اوّل مکدّر می‌کند

شوق اگر در جلوه آید ضعف دامنگیر نیست

عشق در پروازِ بلبل ناله را پر می‌کند

ای فلک افتادگان را پر به چشم کم مبین

خاطر آیینه را آهی مکدّر می‌کند

در بیابان محبّت هر کجا ره گم شود

اشک رهرو پیش پیش افتاده ره سر می‌کند

آسمان از ناله‌ام فیّاض نقصانی ندید

دود عودم سرمه‌ای در چشم مجمر می‌کند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیرخسرو دهلوی

بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند

جزو جزو عاشق بیچاره ابتر می‌کند

سرو کز بالای خود در سر کند باد، آن مبین

آن نگر کِش باد پیشت خاک بر سر می‌کند

چند گویی پیشت آیم، وه که چون تو یوسفی

[...]

خواجوی کرمانی

آنک از کان هر زرو گوهر که سر بر می کند

پیش دست کان یسارش خاک بر سر می کند

جود اوکی بحر اخضر را نپوشد هر نفس

جامه ی سیمابی موجش که در بر می کند

چون صبا از محمر اخلاق او دم می زند

[...]

سلمان ساوجی

هر زمان عشقش سر از جایی دگر بر می‌کند

سوزش اندر هر سری سودای دیگر می‌کند

با کمال خویشتن بینی، نمی‌دانم چرا؟

هر زمان آیینه را با خود برابر می‌کند

صورت ماهیت رویش نمی‌بیند کسی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از سلمان ساوجی
جلال عضد

باد عُنفت چشمه خور را مکدّر می کند

خاک پایت توتیا در چشم اختر می کند

ابر دست گوهرافشان تو در روز عطا

آستین آرزو پر درّ و گوهر می کند

قدّ تو بر هفت مسند چار بالش می زند

[...]

ناصر بخارایی

سبزه از خط غبارت خاک بر سر می‌کند

غنچه از لعلت قبا را چاک در بر می‌کند

می‌زند سرو روان را پنچه‌ها بر سر چنار

تا چرا با قد تو خود را برابر می‌کند

می‌روی در باغ و هر جانب برای دیدنت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه