هر کس به عارض تو خط مشک فام خواند
مضمون تیره بختی ما را تمام خواند
من طفل مشربم ز فنون هنر مرا
چندان سواد بس که توان خطّ جام خواند
در داد جمله را به سر گِرد خوانِ غم
گردون صلای عامی و ما را به نام خواند
قسمت به روزنامة احوال من به سهو
صبحی نوشته بود ولی بخت، شام خواند
فیّاض تا زمن سبق خامشی گرفت
مشکل دگر تواند درس کلام خواند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به longing و شوق خود برای معشوق اشاره میکند. او بیان میکند که جدایی از محبوبش او را دچار درد و حسرت کرده و هیچکس نمیتواند احساسات او را درک کند. شاعر روایت میکند که عشق او، همواره در دل و دیدهاش قرار دارد، اما از ابراز آن ناتوان است. همچنین او به زیبایی و حسرت گلها در دامن محبوبش اشاره میکند و میگوید که فهم و درک احساسات عاشقانهاش تنها در فهم اوست. در نهایت، او به سرنوشت عشق و وابستگیاش به وصال و بوی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که شادی و امید او از همین وصل به دست میآید.
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی چهرهات را ببیند، به نوعی از حالت بدبختی و ناامیدی ما پی میبرد و آن را به خوبی درک میکند.
هوش مصنوعی: من هنوز جوانم و در دنیای هنر مشغول یادگیری هستم. دانشی که دارم به اندازهای است که میتوانم خط جام را بخوانم.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، همه مردم از سر و گردن دردها و غمها فریاد میزنند، اما ما را به نامی خاص و ویژه خطاب میکنند.
هوش مصنوعی: در یکی از روزها، به طور تصادفی حال و روز من در روزنامهای درج شده بود، اما تقدیر این طور رقم زد که من در شب به سر ببرم.
هوش مصنوعی: بینا و بخشنده، زمانی که سکوت اختیار کرد، دیگر نمیتواند درسی از سخنوری بیاموزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.