گنجور

 
فیاض لاهیجی

رسم سرایت نفس ناتوان نماند

تأثیر در قلمرو آه و فغان نماند

عمریست نام اهل وفا کس نمی‌برد

دردا که آتشی هم ازین کاروان نماند

عرض نفس چه می‌بری ای عندلیب زار

گوشی که ناله‌ای شنود در جهان نماند

دودی برآور از خس و خاشاکم ای اجل

کاین مرغ را علاقه در این آشیان نماند

ای تشنه آب عزّت خود بر زمین مریز

کآب گهر درین صدف آسمان نماند

در باغ عمر حاصل نخل امید ما

چیزی جز آبله به کف باغبان نماند

فیّاض پیش اهل وفا یادگار ما

جز نام مهربانی ما بر زبان نماند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وطواط

ای آنکه در جهان ز تو سری نهان نماند

با عدل تو نشان ستم در جهان نماند

تا چرخ تیغ فتنه نشان در کفت نهاد

از فتنه هدف در نواحی عالم نشان نماند

از خسروان عرصهٔ عالم، بعلم و حلم

[...]

ظهیری سمرقندی

آن خسروان که نام نکو کسب کرده اند

رفتند و یادگار از ایشان جز آن نماند

نوشین روان اگر چه فراوانش گنج بود

جز نام نیک از پس نوشین روان نماند

سعدی

بس نامور به زیر زمین دفن کرده‌اند

کز هستیش به رویِ زمین بر، نشان نماند

وآنْ پیرْ لاشه را که سپردند زیر گِل

خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند

زنده‌ست نام فَرّخِ نوشین‌روان به خیر

[...]

محتشم کاشانی

افغان که بهترین گل این بوستان نماند

رخشان چراغ دیدهٔ خلق جهان نماند

شمعی که رشگ داشت بر او شمع آفتاب

از تند باد مرگ درین دودمان نماند

نخلی که در حدیقهٔ جنت به دل نداشت

[...]

صائب تبریزی

از همت بلند اثر در جهان نماند

یک سرو در سراسر این بوستان نماند

روشندلان چو برق گذشتند از جهان

خاکستری بجای ازین کاروان نماند

در بسته مانددیده یعقوب انتظار

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه