از هستی تو عالم دیوانه پر شدست
در خانه نیستی وز تو خانه پر شدست
عالم فشردهاند که آدم سرشتهاند
خمها تهی شدست که پیمانه پر شدست
کردم ز صد در از پی دل التماس غم
تا خوشه خوشه خرمن این دانه پر شدست
محرومیم چسان نفزاید ز مجلسی
کز آشنا تهی وز بیگانه پر شدست!
یک عشوه بیش نیست که دلهای خلق ازو
هر یک به عشوههای جداگانه پر شدست
شمع که بر فروخت درین انجمن که باز
مجلس ز جلوه پر پروانه پر شدست!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حالاتی از عشق و طاعت میپردازد. او میگوید که بیتابی و تشنگی در طاعت وجود ندارد و زاهدان خشک نیز بدون محبت نمیتوانند حقیقت را درک کنند. احساسات عاشقانه و درد دل از نبودن معشوق و انتظار برای دیدار او به تصویر کشیده شده است. همچنین، بیان میشود که در غم معشوق، حتی اگر دستیار و فیضی باشد، در هیچکجا خبری از آرامش و تسکین نیست. بهطور کلی، این اشعار روح سرگشتگی و نیاز به وصال را منعکس میکند.
هوش مصنوعی: از وجود تو، جهان به حالت دیوانگی درآمده است. در خانهی عدم، از وجود تو پر شده است.
هوش مصنوعی: جهان را به گونهای تنگ کردند که آدمی به وجود آمده است. اکنون ظرفها خالی شدهاند و پیمانهها پر شدهاند.
هوش مصنوعی: با کوشش زیادی از جوانب مختلف برای به دست آوردن دلمشغولی و غم دل درخواست کردم، تا اینکه دشت پر از خوشههای خرمن این دانهها شد.
هوش مصنوعی: ما از چه طریقی میتوانیم بهرهمند شویم وقتی که مجلسی که باید پر از دوستان باشد، خالی از آشناهای ماست و توسط بیگانگان پر شده است؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تنها یک جاذبه و زیبایی وجود دارد که باعث شده دلهای مردم به طور متفاوتی پر از محبت و عشق شود. در واقع، این جاذبه باعث میشود هر کس به شیوهای خاص و منحصر به فرد نسبت به آن واکنش نشان دهد.
هوش مصنوعی: وقتی که شمع در این مجالس خاموش شده است، باز هم به خاطر زیبایی و جلوهاش، پروانهها دور آن جمع شدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست
وز آب دیده کلبه ی ویرانه پر شدست
چندان بنرگس تو نظر باختم که باز
چشم ودلم ز عشوه ی مستانه پر شدست
عاشق چگونه یک نفس آشنا زند
[...]
شب از فسانه ام ز جنون خانه پر شدست
وز گریه ام دیار ز ویرانه پر شدست
زان طره کی شکایت آشفتگی رسد
ما را که زلف او چو کف شانه پر شدست
ترسم به لاله و سمن او زیان رسد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.