عشوهاش چون در چمن آیین لطف و ناز بست
رنگ بر رخسار گل صد ره شکست و باز بست
بلبلان را شرم رویش ناله بر منقار دوخت
قمریان را سرو نازش جلوة پرواز بست
کیست یارب این شکارافکن که دوران بهر آن
بر سمند آسمان از مِهر طبل باز بست
نغمة جان بخشد امشب مطرب ما جای تار
رشتة جان مسیحا گوییا بر ساز بست
از نگاه ناز شیرین کوه سنگِ سرمه شد
لیک نتوانست یک دم تیشه را آواز بست
گر نگردد صید ما فیّاض آهوی مراد
میتوان خود بر کمان تیری به این انداز بست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای طبیعی و احساسات مرتبط با آنها میپردازد. داستان از نشستن شبنم بر دوش گل آغاز میشود و به غنچهای اشاره میکند که به خاطر شوق و بیتابی به گل نزدیک میشود. بوی گل، حواس را ربوده و بلبل در چمن به ناله و غزلخوانی مشغول است. بلبل در حال گفتن حرفها و احساسات دلنشینش است که مانند گوهر شبنم به گوش گل میرسد. همچنین، به پایان زودهنگام بهار و تأثیر آن بر گلی که از گریه بلبل غمگین شده، اشاره میشود. در نهایت، شاعر با این تصور که با گشایش آغوش میتوان درد را تسکین داد، حسرتهای گل را بازگو میکند. این شعر به زیباییهای طبیعی و احساسات عمیق انسانی پرداخته است.
هوش مصنوعی: دلربایی او همچون زیبایی و ناز در چمنستان است، که به چهره گل رنگ میزند و آن را به شکوه میآورد، حتی اگر بارها بشکند و دوباره برگردد.
هوش مصنوعی: بلبلها به خاطر زیبایی و لطافت پرچمدار عشق، در برابر او شرمنده شده و نمیتوانند آواز خوانده و ناله کنند. قمریها نیز به خاطر جذابیت و زیبایی سرو ناز، نمیتوانند پرواز کنند و تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: چه کسی است ای خدا، این شکارچی که برای شکار خود زمان را بر اسب آسمان با عشق و شوق به صدا درآورده است؟
هوش مصنوعی: امشب، صدای خوش و دلنواز نوازنده ما، جان تازهای به ما میبخشد. گویی که او تار رشتة جان مسیحا را در دست دارد و بر ساز خود مینوازد.
هوش مصنوعی: از دید زیبا و دلنواز او، کوه سنگی مثل سرمه شد، اما نتوانست حتی برای یک لحظه صدای تیشه را خاموش کند.
هوش مصنوعی: اگر شکار ما که همان آهو و آرزوی ماست به دست نیاید، میتوانیم خود را به شکلی به هدف برسانیم و برای کمان خود، تیری مناسب بسازیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آه کان ابرو کمان چشم سیاه از ناز بست
پرده ی نیلوفری بر نرگس غماز بست
داد از آن سلطان که در مجلس بصد ناز و نیاز
باز کردم صد رهش تیغ از میان و باز بست
تا چه افسون خواند آن لعل سخنگو روز وصل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.