گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است
گر نگه رد شد ز من تیر تغافل در پی است
بهرهای گلچین ازین گلها که چیدی کی بری
هر یکی را صد هزاران چشم بلبل در پی است
یا سر زلف تو، یا بیداد گردون، یا رقیب
هر کجا رفتم مرا دست تطاول در پی است
یار میآید خرامان و رقیبش پیش پیش
جای رنجش نیست یاران خار را گل در پی است
غم مخور فیّاض اگر از بزم او گشتی جدا
سهل باشد هر ترقّی را تنزّل در پی است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان دردها و غمهای خود میپردازد. او میگوید که گرچه زندگی و احساساتش به شدت عمیق و پرفراز و نشیب است، اما در نهایت تمام مشکلات و غمها به یک حقیقت واحد ختم میشوند. عشق و دوستی از یک طرف و دشمنی و غم از طرف دیگر، همگی به یک منشأ و منبع برمیگردند. شاعر میخواهد بگوید که هر چه در دل احساس کند، همگی بازتابی از یک واقعیت مشترک است و رنج و شادی در زندگی او یکپارچه و در هم تنیدهاند. در پایان، از یاران خود یاد میکند که با او در درد و رنج شریک هستند.
هوش مصنوعی: اگر از قید موهای تو رها شوم، دام کاکل تو مرا دنبال میکند. اگر نگاهم به تو بیفتد، تیر نادیدهام کردن تو به قلبم برخورد میکند.
هوش مصنوعی: هر کدام از گلهایی که چیدی، برای خود هزاران چشم بلبل را جذب کرده است که به دنبال آنها هستند.
هوش مصنوعی: هر کجا که میروم، یا موهای زیبای تو به یادم میآید، یا بیعدالتیهای دنیا، یا دشمنی که دائم در پی من است.
هوش مصنوعی: یار با ناز و جذبه میآید و رقیب او جلوتر از او حرکت میکند. جایی برای دلخوری وجود ندارد، زیرا دوستان به دنبال زیبایی و محبت هستند، حتی اگر موانع و سختیهایی در بین باشد.
هوش مصنوعی: نگران نباش، ای بخشنده، اگر از مهمانی او دور شدی. آسان نیست که هر ترقی و پیشرفتی بدون سقوط و کاهش باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.