مو به موئیم دل و بهر غم یار کم است
همه تن دیده شدیم و پی دیدار کم است
یک جهان شکوه و یک روز قیامت چه کنم؟
حرف بسیار و مرا فرصت گفتار کم است
با چنین قامت و رفتار که من میبینم
حسرت دور و درازم کم و بسیار کم است
دل همه خون شد و داد مژه از گریه نداد
وه که دریا بَرِ این دجلة خونخوار کم است
پرده بردار و درآ بزم ز بیننده تهیست
مستِ خوابند همه، دیدة بیدار کم است
حرف بیرون نرود لب به تکلّم بگشا
همه مستند درین میکده هشیار کم است
همه جا از تو نشانست و نشان از تو کم است
همه عالم خبر تست، خبردار کم است
هر که بینی لبش از دعوی منصور پُرست
لیک رندی که کشد سرزنش دار کَم است
حُسن چون عرض دهد جلوه، کمش بسیارست
عشق اگر لب بگشاید گله بسیار کم است
همه تن جمله زبانیم ولی گوش کجاست
سرّ حکمت چه گشاییم چو بیمار کم است؟
پرده عمریست کز آن روی نکو افتادست
لیک چشمی که برد راه به دیدار کم است
کمنصیبی من از پُرهنریهای منست
جنس بسیار چو شد میل خریدار کم است
واعظ کار تو بیهوده سراییست مدام
این چه کارست که برداشتهای؟ کار کم است!
عاشق ار دعوی همرنگی معشوق کند
گر چو منصور بر آویزیش از دار کم است
کشور یأس ندارد غم دشمن فیّاض
همه یارند درین مرحله اغیار کم است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و longing (دلتنگی) به محبوب است. شاعر با توصیف تصویر محبوب در دل و چشم، بیان میکند که عشق او مانند شمعی در محفل میدرخشد. او از درد و حسرت ناشی از نبود محبوب سخن میگوید و نشان میدهد که دیدار او برایش چقدر مهم است. در نهایت، شاعر از ضعف و درد ناشی از عشق، که همچون خونی در دلش جاری است، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ما به اندازه یک مو به هم نزدیکیم و به خاطر غم یار، چیز زیادی کم داریم. تمام وجودمان را به عشق او سپردهایم و برای دیدار او هرچند کم، احساس نیاز میکنیم.
هوش مصنوعی: دنیا پر از عظمت و زیبایی است، و در عین حال، روز قیامت نزدیک است. چه باید بکنم؟ حرفهای زیادی برای گفتن دارم، ولی زمان کمی برای بیان آنها دارم.
هوش مصنوعی: با این قد و رفتار زیبایی که تو داری، حسرتام برای دوری از تو خیلی کم شده است.
هوش مصنوعی: دل همه پر از غم و اندوه شده و اشکها به اندازهای ریختهاند که مژهها دیگر قادر به نگهداری آن نیستند. آه که دریای غم به اندازهای که برای این دجلهی خونخوار نیاز است، کم است.
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن و این مهمانی را نشان بده، چرا که بینندهها خالی از حضورند و همه در خوابند. تعداد افرادی که هوشیار و بیدار هستند بسیار کم است.
هوش مصنوعی: اگر چیزی در دل داری، آن را بگو؛ زیرا در این مکان فقط افراد کمی هستند که هوشیار و بیدارند.
هوش مصنوعی: در هر جا که بروی، ردپای تو وجود دارد، اما نشانههای تو کم است. تمام جهان از تو مطلع است، اما دسترسی به خبرهای تو محدود است.
هوش مصنوعی: هر کس که میبینی لب به ادعای بزرگ بودن میزند و خود را مثل منصور جلوه میدهد، باید بدانی که رند واقعی کمیاب است، همانطور که کسی که بتواند نقد و سرزنش را تحمل کند، کمتر پیدا میشود.
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی خود را نشان میدهد، بسیار دلفریب است، اما عشق اگر زبان بگشاید، خیلی کم از درد و شکایت در آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: ما همه ذاتاً سخنگوییم و زبان داریم، اما شنونده کجاست؟ راز حکمت را چگونه باز کنیم وقتی که بیمار کم است و نیاز به درمان دارد؟
هوش مصنوعی: سالهاست که زیبایی پنهان شده و پردهای بر روی آن افتاده است، اما تعداد کمی هستند که چشمی برای دیدن آن زیبایی دارند.
هوش مصنوعی: نقصان و کمبود من به خاطر استعدادهای فراوانم است، هرچقدر هم کالا یا هنر من باکیفیت باشد، وقتی میل و علاقه خریدار به آن کم باشد، به خودی خود ارزشی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: واعظ عزیز، تو به بیهوده گویی مشغولی و این چه کاری است که آغاز کردهای؟ کارهای مهمتری وجود دارد!
هوش مصنوعی: عاشق اگر ادعای همسانی و همرنگی با معشوقش داشته باشد، باید مانند منصور، که به دار آویخته شد، خود را در خطر جدی قرار دهد، زیرا این ادعا بهای سنگینی دارد.
هوش مصنوعی: در سرزمین ناامیدی غمی وجود ندارد، و دشمنان بخشندهاند. در این مرحله، یاران فراواناند و تعداد بیگانگان کم است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حرف بی صرفه و بیتابی اظهار کم است
بوی این باده پر و ساغر سرشار کم است
خاطر چاره گران زحمت درمان می شد
من و آن درد که در عهد تو بسیار کم است
ای دل از دست تو آخر به جلا خواهم زد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.