تو سروری سرفرازی بر تو ختم است
تو جانی دلنوازی بر تو ختم است
زده داغ تو مُهرم بر در دل
که یعنی عشقبازی بر تو ختم است
نیاز عالمی را کشته نازت
بنازم بینیازی بر تو ختم است
به تیرم گه نوازی که به تیغم
بتا عاشقنوازی بر تو ختم است
ز سعیت برگذشت از چاره کارم
سپهرا چارهسازی بر تو ختم است
چو شمعم دید شب، فیّاض خوش گفت
که الحق جانگدازی بر تو ختم است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و سرگشتگی عاشق در پی معشوق است. شاعر احساس میکند که در جستجوی عشق، به گونهای گم شده و در دنیای بزرگ و نامحدود، حضوری محسوس و مشخص از عشق نمیبیند. او میگوید که در روز قیامت انتظار وصال را دارد، اما زمان عاشقان در حال فرار از بین میرود. همچنین، او به محدود بودن درک انسانها از عشق و ارزش آن اشاره میکند و نسبت به صبر و تحمل در عشق هشدار میدهد. در نهایت، به یوسف اشاره میکند که در میان آدمها از ارزش و وجودش غافلاند، درست مانند معشوقی که در میان کمبود محبت و شناخت، گم شده است.
هوش مصنوعی: تو با شکوه و بزرگی، پایان همهی کارها به تو بازمیگردد و تو با محبت و لطافت، زندگی را زیباتر میکنی.
هوش مصنوعی: عشق تو در دل من جایگاه ویژهای دارد، به گونهای که نشان آن به وضوح در آنجا نمایان است و به من میگوید که همه عشق و بازیهای عاشقانهام به تو پایان میرسد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که زیبایی و ناز تو، نیازهای بسیاری از مردم را به گونهای خاموش کرده و تمام نیازها و خواستهها در نزد تو به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: گاهی با نوازش تیر عشق، مرا به خود جذب میکنی و گاهی هم در زیر تیغ عشق، از تو مایوس میشوم. اما در نهایت، محبت و نوازش تو همیشه بر من تاثیرگذار است.
هوش مصنوعی: از تلاشهای من نتیجهای حاصل نشد و تنها راه چارهسازی به دست تو بوده است.
هوش مصنوعی: من مانند شمع میدرخشم و وقتی شب مرا میبیند، با خوشحالی میگوید که حقیقتاً وجود تو خیلی جانسوز و دردآور است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.