منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست
پریدن دل کبکم به بال شهبازست
چنان به کنج قفس خو گرفتهام که دگر
به یاد خاطر من آنچه نیست پروازست
ز صید دوستی آن نگاه پنداری
که ترکش مژهاش آشیان شهبازست
ز ناله بس نکند با وجود ضعف که هست
نفس به سینهام ابریشمی که برسازست
ز مهر روی تو دم میزنم، از آن باشد
که نالهام ز نفسهای صبح ممتازست
به ساحریست مثل گرچه لعل پرشورش
ولی تبسّم او سحر نیست اعجازست
به این امید که مشرق شوم خیال ترا
درِ دلم همه شب چون درِ سحر بازست
به اشک و آه سپردم غمش چه دانستم
که اشک پرده در راز و آه غمّازست
به کشور دلم امنیّتی نمیباشد
همیشه غمزه درین ملک در تک و تازست
به زاغ همنفسم عمرها و در رشکم
ز بلبلی که به او بلبلی همآوازست
اگرچه «بلبل آمل» فغان کند فیّاض
ولی نه همنفس عندلیب شیرازست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر از حالاتی که در absence معشوق دارد صحبت میکند و اینکه چشمش به روی او باز نیست. او اشاره میکند که فقط نالهی لطیف معشوق برایش شادیآور است و نسبت به دیگران بینیاز شده است. شاعر در درونش جراحتی عمیق از این عشق دارد که زخمی خاص و ممتاز دارد. او همچنین به لذت درد ناشی از عشق اشاره میکند که همچون گل، دائماً در حال باز شدن و زخم زدن است.
هوش مصنوعی: من مرغی هستم که به دام زیبایی و ناز میافتم، مانند دل یک کبک که با بالهای شاهباز پرواز میکند.
هوش مصنوعی: چنان به گوشهای از زندگیام عادت کردهام که دیگر به یاد من، چیزی جز پرواز نیست.
هوش مصنوعی: نگاه دوست را مانند تیری تصور کن که طعمهاش چشمان شهباز است و این نگاه چنان جذاب و فریبنده است که چشمها را به خود جلب میکند.
هوش مصنوعی: نالهام با وجود ضعیف بودن، همچنان ادامه دارد، چون در سینهام احساسی لطیف و ابریشمی وجود دارد که مرتب در حال شکلگیری است.
هوش مصنوعی: من درباره زیبایی چهرهات صحبت میکنم و این به این خاطر است که صدای نالهام از نفسهای صبح، خاص و متفاوت است.
هوش مصنوعی: سخن از زیبایی و جذابیت چهرهای است که با وجود دلربایی و خیرهکننده بودنش، لبخند او مانند جادو نیست، بلکه معجزهای است که تأثیر عمیقتری دارد.
هوش مصنوعی: به این امید که روزی به یاد تو بینم، درِ دلم همه شب مانند درِ سپیدهدم باز است.
هوش مصنوعی: غم و اندوهش را با اشک و آه به دست فراموشی سپردم، اما نمیدانستم که اشکها پرده از رازها برمیدارند و آهها خود گواه بر درد و غم هستند.
هوش مصنوعی: در دل من هیچگاه احساس امنیت وجود ندارد، زیرا در این سرزمین همیشه حرکات و أغوای دلدادهها برقرار است.
هوش مصنوعی: من به همدم خودم، که زاغی است، عمرهای زیادی را سپری کردهام و از بلبلی که با او همآواز است حسرت میخورم.
هوش مصنوعی: هرچند که بلبل آمل نغمهسرایی میکند و سخنانی لطیف و فیضبخش دارد، اما او همنوا و همزبان با بلبل شیراز نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست
کمند عشرت رم کرده رشته سازست
فروغ نور تجلی به طور می گوید
که کار مردم بی دست و پا خداسازست
تو صاف کرده مده پشت خویش بر دیوار
[...]
گهی که دیده نه بر روی آن صنم بازست
به چشم من همه اوضاع دهر ناسازست
به بزم دوست مرا ناله شادیانة اوست
بلی فغان نی از بهر دیگران سازست
ز هر چه غیر تو عمریست بینیاز شدیم
[...]
دل از بهار خیال توگلشن رازست
نگه به یاد جمالت بهشتپردازست
خیال مرهمکافورگل فروش مباد
به روی تیغ توام چشم زخم دل بازست
توبرق جلوه، نگه دشمنی،کسی چهکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.