دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست
شیشه اگر شد تهی شکر که ساغر پُرست
دل زعنا پرملال شیشة ساعت مثال
یک دم اگر خالی است ساعت دیگر پرست
وجه پریشانیم چیست که از یُمن اشک
دامن دریا دلم از در و گوهر پرست
قطرة اشکم چنین گرم چرا شد مگر
ساغر چشم من از خون سمندر پرست!
جای تو فیّاض نیست در دل تنگم دگر
بسکه سراپای من از غم دلبر پرست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و دلتنگی شاعر است. او خود را به عنوان مرغی میبیند که برای زیباییها و ناز معشوقش پرواز میکند. در قفس تنهاییاش خو گرفته و یاد پرواز برایش غریب شده است. چشمهای معشوقش را به عنوان منبع آرامش و زیبایی میستاید و میگوید که نالههایش از عشق به اوست. او به سحر و جادوگری معشوقش اشاره میکند و اشک و آههایش را نشانهای از غم و دلتنگی میداند. شاعر به احساس ناامنی در زندگیاش اشاره میکند و در نهایت به تضاد بین غم و زیبایی در عشقش اشاره میکند. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از دوری و دلتنگی پرداخته است.
هوش مصنوعی: دل از غم و اندوه خالی شد و چشمها به زیباییها و نعمتها نگاه میکنند. اگر چه شیشهی خالی به نظر میرسد، اما خوشبختی و لذت مانند ساغری پر از شادی است.
هوش مصنوعی: دل ما مانند شیشه ساعتی است که در یک لحظه خالی و در لحظهای دیگر پر از احساسات و یادها میشود. این بیان نمادی از نوسانات عواطف و احساسات است که ممکن است در زمانهای مختلف تغییر کند.
هوش مصنوعی: چرا دل پریشان من به خاطر خوشبختی اشک میریزد و به جای آرامش، دلم همچون دریا از گنج و زیبایی پر شده است؟
هوش مصنوعی: چرا اشک من اینقدر گرم است؟ آیا چشم من از خون سمندر پر شده است؟
هوش مصنوعی: جای تو در دل کوچک و تنگ من دیگر وجود ندارد، زیرا تمام وجود من از غم و پرستش معشوق پر شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.