گنجور

 
فیاض لاهیجی

مگر از عشق نگاری به دلش تأثیرست

که گل عارض او دست زد تغییرست

ای بت از قامت خم‌دیدة عاشق حذری

این کمانی‌ست که آه سحر او را تیرست

رام شد تا دل دیوانه به او، دانستم

که سر زلف تو از سلسلة زنجیرست

عاشقان خم ابروش خطرها دارند

راه این قافله دایم به دم شمشیرست

غیر فیّاض کس از وی نکند سر بیرون

خواب بختم که پریشان شدة تعبیرست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست

صد طلسم است درین ره، که یکی زنجیرست

ایمن از دشمن خاموش شدن بیباکی است

خطر راهروان از سگ غافل گیرست

اشکریزان ترا سلسله ای حاجت نیست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه