گنجور

 
فیاض لاهیجی

ای غایب از نظر که تویی مست ناز ما

بادا فدای ناز تو عمر نیاز ما

یعقوب چشم بسته شکایت کند ز هجر

آخر ببین چه می‌کشد این چشم باز ما

دردا که روز عمر به آخر رسید و باز

آخر نمی‌شود غم دور و دراز ما

یک ذرّه در دل تو سرایت نمی‌کند

این نالة نفس گسل دل‌گداز ما

با آنکه نازنین جهانیّ و بی‌نیاز

غیر از تو کس نمی‌کشد ای دوست ناز ما

ما را زبان شکوة بیداد هجر نیست

داند نیازمندی ما بی‌نیاز ما

ما را زبان دیگر و تقریر دیگرست

فیّاض آشنا نشود کس به راز ما

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صغیر اصفهانی

ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما

بیچاره ایم ما و توئی چاره ساز ما

ما را بخویش خواندهٔی از بهر بذل جود

ورنه چه احتیاج تو را بر نماز ما

بر ما ز لطف حال خضوع و خشوع ده

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صغیر اصفهانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه