گنجور

 
فصیحی هروی

هزار حیف که شیخ زمان حبیب‌الله

همان که بود ز روحانیان قدس مرید

همان سحاب که گر هیچ فیض بخش شدی

درین چمن گل خورشید می‌دمید از بید

همان بهار که بی رشح فیض تربیتش

گیاه توفیق از هیچ گلشنی ندمید

کشید رخت ز باغ فنا به خلد بقا

ز ساقیان ازل جام ارجعی نوشید

هر آن وظیفه که بودش ز مبدا فیاض

به گوهر خلف خویشتن شرف بخشید

به گاه نزعش روح‌القدس به بالین رفت

به گریه گفتش کای تشنه تو عرش مجید

که جانشین و چه تاریخ سال رحلت تست

بقای عمر شرف باد گفت و جان بخشید

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

دریغ! مدحت چون درو آبدار غزل

که چابکیش نیاید همی به لفظ پدید

اساس طبع ثنایست، بل قوی‌تر ازان

ز آلت سخن آمد همی همه مانیذ

کسایی

دو دیدهٔ من و از دیده اشکِ دیدهٔ من

میانِ دیده و مژگان ستاره‌وار پدید

به جَزع ماند یک بر دگر سپید و سیاه

به رشته کرده همه گرد جَزع مروارید

فرخی سیستانی

نگار من چو ز من صلح دید و جنگ ندید

حدیث جنگ به یک سو نهاد و صلح گزید

عتابها ز پس افکند و صلح پیش آورد

حدیث حاسد نشنید و زان من بشنید

چو من فراز کشیدم بخویشتن لب او

[...]

مسعود سعد سلمان

هزار خرمی اندر زمانه گشت پدید

هزار مژده ز سعد فلک به ملک رسید

که شاه شرق ملک ارسلان بن مسعود

عزیز خود را اندر هزار ناز بدید

سپهر قدری شاهی که وهم آدمیان

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
سنایی

درین مقام طرب بی تعب نخواهی دید

که جای نیک و بدست و سرای پاک و پلید

مدار امید ز دهر دو رنگ یک رنگی

که خار جفت گلست و خمار جفت نبید

به عیش ناخوش او در زمانه تن در ده

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه